شنبه 4 تير 1401 - 26 ذيقعده 1443 - 2022 ژوئن 25 - ساعت 12:45
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211490
تاریخ انتشار : 18 خرداد 1396 14:9
تعداد بازدید : 1219

نمی از یم رمضان13

نمی از یم رمضان/13- در تقوای سیاسی انسان در موضع گیری ها خدا را شاهد و ناظر قرار می دهد، نه جناح بازی، باندبازی و همشهری گرایی/ در روایات داریم که بدترین کسی که روز قیامت عذاب می شود فردی که نسبت به 'قدر' خدا خشمناک باشد

دعاي روز سيزدهم:

«اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ وصَبّرنی فیهِ على كائِناتِ الأقْدارِ ووَفّقْنی فیهِ للتّقى وصُحْبةِ الأبْرارِ بِعَوْنِكَ[1] یا قُرّةَ عیْنِ المَساكین»[2].

خدایا مرا در این روز از آلودگی و کثافتها پاکیزه کن، وبه آنچه برای من مقدر ونوشته شده است بردبارم كن، و به پرهيزكاري و همنشینی با نیکان موفقم كن، به یاریت ای نور چشم مستمندان.

در دعای روز سیزدهم تکیه بر 4 نکته شده است:

1)دوری از ناپاکی و آلودگی

2)صبر بر سختی ها

3)تقوا ورزی و پرهیزکاری

4) همنشینی با نیکان.

در فراز اول دعا می خوانیم:« اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذار» خدایا من را در این روز از آلودگی و کثافات پاکیزه کن.

آلودگی گستره وابعاد گوناگوني دارد. در دام گناه و معصیت افتادن خودش رجس و ناپاکی است، اين آلودگي وبرتر از آن در معصومان (عليهم السلام) وجود ندارد.

خداوند در سوره احزاب می فرماید:« إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[3] خدا فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاک و پاکيزه گرداند.

اينكه از خدا مي خواهيم ما را از آلودگيها وكثافتها پاك كند تنها در مقوله آلودگی مادی نیست؛ هرچند که اسلام دین نظافت و بهداشت هست، وپاكيزگي را از ايمان مي داند.

خداوند غسل واجب و مستحب وانجام وضو را براي عبادت قرار داده است، وانجام اين دستور شرعي خود بخود بستر طهارت و پاکیزگی است. بنابراين اسلام خود دین بهداشت و نظافت است و به جهت جسمانی اهميت فراوان مي دهد.

اما بالاتر از آن ناپاکی و آلودگی معنوی است كه ريشه گرفته از گناه است. به عنوان نمونه می توان به آلودگی مالی اشاره کرد، ممكن است كسي موقعيتي را داراست كه بخاطر بي تقوايي خود با توجه به امکاناتی كه در دسترس دارد با همدستي افراد هم فكر وآلوده خود مي تواند ملیاردها پول را جابه جا كند وخسارت بزرگي به مردم ونظام وارد كند، آيا اين آلودگي وناپاكي نيست؟ تقوی باعث می شود که انسان خودش را در حفظ كند ودر معرض آلودگی قرار ندهد.

آلودگی دیگری که در دسته ناپاکی های معنوی قرار دارد؛ آلودگی فکری است که بسان ويروسي به كالبد عقيده مردم رخنه مي كند ودزدان چراغ بدست فكري نيز معركه دار ميدان مي شوند، از اينرو حفظ عقیده اهميت خود را پيدا مي كند. حضرت عبدالعظیم حسنی (که مزار ايشان در شهرري هست)؛ عقاید و باورهای دینی خود را (نسبت به خدا وپيامبر ودوازده امام ومعراج وسوال در قبر وقيامت وبهشت ودوزخ وصراط وميزان وواجبات ديني چون نماز وروزه وحج وجهاد وامر به معروف ونهي از منكر) به خدمت امام هادی(عليه السلام) عرضه میکند و سؤال می کند: آیا این عقیده من درست است یا خیر؟ امام هادی (عليه السلام) اعتقادات عبدالعظیم حسنی را تایید می نماید و می فرمایند: «ثبتک الله بالقول الثابت»خداوند تو را ثابت قدم نگه دارد.[4] در نتیجه از جمله آلودگی های معنوی انحراف فکری است.

آلودگی بعدی آلودگی جنسی است که برای نسل جوان در حکم دامی است که علاوه بر گناه انگيزه هاي سیاسی نيز پيدا كرده است، وامروز صهيونيست ها از آن به عنوان ابزار به انحراف كشانيدن نسل جوان در جهان بهره مي گيرند، نقش هاليوود وساخت هزاران فيلم وسريالهاي مبتذل وپخش آن در كانالهاي ماهواره اي در همين راستا است.

آلودگی دیگری که با يك نگاه جزو دسته ناپاکی های معنوی است آلودگی خوراکی است؛ افرادی که به عنوان نمونه شراب یا گوشت خوک مصرف می کنند، كه مصرف آن علاوه بر آلودگي مادي آلودگي معنوي را بهمراه دارد.

کشور اندلس (اسپانیا) در حدود 800 سال در اختيار مسلمانان بوده است، مسلمانان به مدت ۷۸۱ سال (از سال 711 تا سال 1492) بر آن  حکومت کردند؛ اما گسترش گناه و آلودگی غذایی و جنسی اسپانیا را از دست مسلمانان خارج کرد؛ اسقف منطقه باغ انگوری را وقف کرد تا از آن شراب تهیه کنند و بطور رايگان در اختیار جوانان مسلمان قرار دهند! در نتیجه انگیزه و غیرت مردم به مرور زمان كم رنگ وبي رنگ شد،  تا آنكه آنان را از اسپانیا بیرون راندند. خوردن گوشت خوک سبب بی غیرتی می شود ورفته رفته مسائل ناموسی بي معني مي شود.

برخی از کشورها که ادعای آزادی بیان و آزادی افراد را دارند زمانی فرد را به پناهندگی می پذیرند که وی از دین اسلام دست برداشته وبه مسيحيت بگرود! و این یکی از مصادیق گسترده آلودگی معنوی است.

آلودگی های جسمی بسیار آسان بر طرف می شوند؛ با تطهيرو شستن، پاکي بدست می آيد. اما آلودگی های روحی بسیار خطرناك تر است و پاک کردنش بسيار سخت تر است.

ويا آنكه مي بينيم درانجام واجبات و مستحبات کسالت داریم، مثلا برای حضور در مسجد، زیارت ائمه، تهجد وشب زنده داري نشاط نداریم، اما در وقت گذرانی و سپری کردن اوقات به بطالت سرحاليم، در مجالس گناه وغیبت شركت مي كنيم، وبا چت کردن بيهوده و سرگرم بودن در فضای اینترنت حاضريم ساعت ها وقت تلف کنیم. این ها همه بیماری است و باید ریشه یابی بشود که به گناه و معصیت باز می گردد که حالت قساوت قلب را در انسان ایجاد کرده است.

بنابراین گستره آلودگي وناپاكي را بايد وسيع ديد، از اين رو در فراز اول دعا از خداوند می خواهیم:« اللهمّ طَهّرنی فیهِ من الدَنَسِ والأقْذارِ» خدایا مرا در این روز از آلودگی و کثافتها پاکیزه کن.

در فراز بعدی آمده است:« وصَبّرنی فیهِ على كائِناتِ الأقْدارِ» ودر آنچه برای من مقدر است صبرم بده و بردبارم کن .

عالم، عالم مشیت و خواست الهی است. بدان معنا که انسان نه صد در صد رها شده است (كه از آن به تفويض ياد مي كنند)، و نه مجبور است؛ بلکه چیزی ما بین این دو است.

موضوع قضا و قدر بحث بسیار عمیقی است که درک آن بسيار دشوار است. روزی فردی از امير مؤنان علی بن ابی طالب(عليه السلام) سوال کرد: قدر چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند: دریای بسیارعمیقی است داخل آن نشو. وی دوباره سؤال کرد و عرض کرد: از قدر خبرم بده. حضرت در جواب فرمود: «خانه تاريكي است داخل آن نشو»، باز گفت: اي امير مؤمنان، از قدر خبرم ده، حضرت فرمود: « سرّ خدا است، خودت را به زحمت نینداز.» شخص برای بار سوم سؤال کرد که قدر چیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند:« قدر یک چیزی است ما بین دو چیز؛ قدر نه جبر است و نه تفویض.»[5]

به عنوان نمونه ضربان قلب در اختیار انسان نیست این جبر است؛ اما اراده انسان بر انجام خوبي ها وبديها در اختيار خود اوست، واز اين رو ثواب وعقاب معني پيدا مي كند، در روایات از قدر به عنوان سر خدا یاد شده است؛ به هر ترتیب اموری برای انسان مقدر می شود که خواست و مشیت الهی است. طبیعت زندگی اقبال و ادبار دارد؛ از دست دادن نعمت ها، سلامتی، از دست دادن پدر ومادر، سرمايه نوعی ادبار است،  به دست آوردن نعمت ها، فرزند، سود، موقعيت، پست ومقام اقبال است، پس زندگي فراز و نشیب دارد. اما آنچه اهمیت دارد آن است که انسان دست بسته نیست و باید زحمت و تلاش خود را انجام دهد، ولي اينگونه نيست كه نتيجه هميشه بر وفق مراد باشد.

عكس العمل انسان به هنگام برخورد با گرفتاري ها از دو حال خارج نیست؛ يا راضی به رضای خدا شود؛ ویا زبان به اعتراض بگشاید. انسان مؤمن زبان به اعتراض باز نمیکند؛ امام صادق (عليه السلام) می فرماید: خداوند هیچ چیزی را برای بنده مؤمن اراده نکرد در حالیکه آن مومن راضی باشد مگر آنكه  خیر وی را در آن قرار دهد.»[6]

همچنین امام علی(عليه السلام) می فرماید:« بدترین کسی که روز قیامت عذاب می شود فردی است که نسبت به قدر خدا خشمناک باشد.»[7] در نتیجه انسان مومن به خواست و مشیت الهی راضی می شود.

در فراز سوم دعا می خوانیم:«ووَفّقْنی فیهِ للتّقى»  و موفقم کن در آن به تقوا.

تقوی برای انسان در حکم ترمز برای ماشین است؛ انسان بی تقوا در سراشیبی سقوط است.

همچنین تقوی ملاک برتری انسان ها است. هیچ برتری برای عرب و غیر عرب وجود ندارد مگر با تقوی الهی. امير مؤمنان علی (عليه السلام) در تقسیم بیت المال به همه مسلمانان يكسان ويك اندازه دینار تقسيم مي كرد،كه برخي زبان اعتراض گشودند، حضرت فرمود: عرب بر عجم وعجم بر عرب برتري ندارند مگر به تقوي؛ رويه ايشان بر خلاف روش خليفه دوم وسوم بود كه عرب ها دو برابر عجم ها از بیت المال دریافت داشتند. یکی از دلایلی که غیر عرب به امام علی(عليه السلام) و اهل بیت توجه و محبت خاص داشتند همين يكسان نگري عدالت اقتصادی آن حضرت بود.

بنابراين تنها معیار برتري تقوی وپرهيزكاري است كه پاداش ويژه الهي را بهمراه دارد، واین طور نیست که هرکس تقوی بیشتری داشته باشد باید از عطای مالی بیشتر حكومت برخوردار باشد. هرکس که متقی تر است مقام وی پیش خدا بالاتر است.

تقوی گستره بسیار وسیعی دارد. در تقوای مالی انسان از مال شبهه ناک دوری مي کند؛ در تقوای سیاسی انسان در موضع گیری ها خدا را شاهد و ناظر قرار دهد، نه جناح بازی، باند بازي وهمشهری گرايي. تقوی باید در همه ابعاد زندگی انسان سایه بگستراند تا زندگی رنگ الهی بگیرد. ودر نگاه كلي انسان متقي خدا را پيوسته ناظر بر كار خويش مي بيند، وهر كاري را انجام نمي دهد، وهر سخني را بر زبان جاري نمي كند، وهر مالي را نمي خورد، وهر جايي نمي رود و..

در فراز بعد مي خوانيم: «وصُحْبةِ الأبْرارِ» از خداوند می خواهیم که من را به همنشینی با نیکان موفق کن به یاری ات ای نور چشم مستمندان.

انسان مدنی بالطبع است؛ یعنی احتیاج به تعامل اجتماعي، ونياز به دوست ورفيق دارد. چون انسان شخصیتی الگو پذیر دارد باید در انتخاب دوست دقت داشته باشد و همچنین در حفظ دوستان خوب تلاش کند.

رسيدن به اين خواسته ها نيازمند ياري الهي است، از اين رو در پايان دعا مي خوانيم: « بِعَوْنِكَ یا قُرّةَ عیْنِ المَساكین.» به یاری ات ای کسی که نور چشم مستمندانی.



[1] بعزتك/ اقبال الاعمال.

[2] إقبال الأعمال، ج 1، ص 288؛ بحار الأنوار، ج 95، ص 37؛ المصباح، كفعمي، ص 614 (اللهم طهرني فيه من الدنس والأقذار وصبرني على كائنات الأقدار ووفقني للتقى وصحبة الأبرار بعونك يا قرة عين [ عيون ] المساكين).

[3] سوره احزاب آیه 33.

[4] كفاية الاثر/ص286.

[5]  تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 51 - ص 182 (قال فقام إليه رجل ممن كان شهد معه الجمل فقال يا أمير المؤمنين أخبرنا عن القدر، فقال: بحر عميق فلا تلجه، قال: يا أمير المؤمنين أخبرنا عن القدر، قال: بيت مظلم فلا تدخله، قال: يا أمير المؤمنين أخبرنا عن القدر، قال: سر الله فلا تتكلفه، قال: يا أمير المؤمنين أخبرنا عن القدر، قال: أما إذا أبيت فإنه أمر بين أمرين، لا جبر ولا تفويض). ونگ: نهج السعادة، ج1، ص483.

[6] التمحيص؛ ص59 (ما قضى‏ الله‏ لمؤمن‏ قضاء فرضي به إلا جعل الله له الخيرة فيما يقضي)‏ .

[7] غرر الحكم، ج1، ص207، ح401 (أشد الناس‏ عذابا يوم‏ القيامة المتسخط لقضاء الله).‏


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :