جمعه 6 خرداد 1401 - 26 شوال 1443 - 2022 مي 27 - ساعت 10:1
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211497
تاریخ انتشار : 19 خرداد 1396 14:20
تعداد بازدید : 1430

نمی از یم رمضان14

نمی از یم رمضان/14- خدایا مرا در امروز به لغزش ها مواخذه نکن و از اشتباهات و لغزش ها در گذر؛ و مرا نشانه و هدف تیر امتحان ها و آفت ها(بیماری ها) قرار مده. به عزتت؛ ای عزت مسلمانان!

شرح دعای روز چهاردهم:

«اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین.»[1]

خدایا مرا در امروز به لغزش ها مواخذه نکن؛ واز اشتباهات و لغزش ها در گذر؛ و مرا نشانه وهدف تير امتحان ها و آفت ها (بیماری ها) قرار مده. به عزتت؛ ای عزت مسلمانان.

در این دعا بر دو جهت تکیه شده است:

1-  درخواستی است که از خداوند داریم با ما به بزرگواری خودش رفتار کند.

2-  ما را مورد آماج تير بلاها وگرفتاري ها وبيماري ها قرار ندهد.

در فراز اول ودوم دعا مي خوانيم: «اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ» خدایا مرا در امروز به لغزش ها مواخذه نکن؛ واز اشتباهات و لغزش ها در گذر، يعني از تو مي خواهم كه بر من سخت نگيري، همان گونه که در ادعیه دیگر داریم:« با ما از روی فضل خودت معامله کن؛ با ما از روی عدالت معامله نکن.»  به بیان ساده تر اگر بخواهی مو را از ماست بکشی بیرون وضعیت ما خیلی خراب است، واز عهده جواب بر نمي آييم. همان گونه که شاعر شیرین زبان فارسی گفته است:

از آن روزی که ما را آفریدی            

به غير معصیت چیزی ندیدی

خدایا به حق هشت و چهارت         

ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی

بنابراين در خواستی که از خدای تبارک و تعالی داریم اين است كه: خدايا!  نسبت به لغزش ها و اشتباهاتمان بر ما سخت نگیر ؛ و آنها را در لیست نامه سياه اعمال ما قرار نده، بلکه با لطف و کرامتت با ما معامله کن و چشم پوشی کن.

بنابر این در فراز اول این دعا می خوانیم:« اللهمّ لا تؤاخِذْنی فیهِ بالعَثراتِ» خدایا من را در امروز به لغزش ها مواخذه نکن؛

«واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَواتِ» واز اشتباهات و لغزش ها از من در گذر؛

در فراز سوم دعا آمده است:« ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ»  من را در این روز نشانه بلاها و امتحانات و آفات قرار نده.

«غرض» به معناي نشانه، هدف وسيبل است.  خدای تبارک و تعای ما را بدون امتحان رد نمی کند؛ در سوره عنکبوت آمده است:« أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون‏»[2] آيا مردم چنين پنداشتند، هنگامى كه بگويند ما ايمان آورديم، رهايشان كنند و مورد آزمايش (ايمان) قرار نگيرند؟

در این آیه استفهام انکاری به کار رفته است؛ آيا مردم پنداشتند که تا گفتند ايمان آورديم، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند؟ يعني خير، حتما مورد امتحان وآزمايش قرار مي گيرند. بلا امتحان است؛ در این بلاها مشخص می شود كه جوهره وجودي ما چيست، وميزان بندگيمان تا كجاست، واين امتحان مایه رشد و ترقی است. پس نمي توان از خدا خواست كه ما را امتحان نكن، وهيچ بلا وآفتي را نصيب ما نكن، چون راه گريزي از آن نيست، پس آنچه که در این فراز از این دعا آمده است به معنای آن نیست که ما را هيچگاه امتحان نکن و در معرض بلا قرار نده.

امير مؤمنان (عليه السلام) در حدیثی می فرماید:« شما امتحان می شوید امتحان شدنی؛ وشما غربال وبالا وپايين می شوید..»[3] در نتیجه هیچ کس بدون امتحان از این دنیا بیرون نمی رود.

زندگي انسان پر از فراز ونشيب است، مثل جاده اي است كه گاه اتوبان ومستقيم است، وگاه پر پيچ وباريك، انسان نه آن زمانی که موقیت خوبي پيدا كرده است مغرور ودلخوش شود و نه آن وقتي که در شرایط سختی قرار گرفت بي تاب گردد.

امام علی(عليه السلام) در حدیثی می فرماید:«در زمانی که وضعیت مالي تو خوب ودر رفاهي خرسند مباش، و در هنگام نداري وگرفتاري ناراحت مباش، كه به واسطه آتش عیار طلا معلوم می شود، ومؤمن را با بلا وگرفتاري امتحان مي كنند.»[4] طلا را در آتش قرار می دهند به نحوی که پودر می شود، وميزان خالصي وعيار آن به واسطه آتش تجربه ومعين می شود، به همین نسبت درجه ايمان ما به واسطه بلا و گرفتاری سنجيده وتعيين مي گردد.

تحمل اين گرفتاري در رشد وترقي انسان مؤثر است، واز اين روست كه انسان های مومن به گرفتاری بيشتري مبتلا می شوند. امام صادق (عليه السلام) می فرماید كه در كتاب علي(عليه السلام) آمده است:« آن که بیشتر از همه گرفتار بلا هستند پیامبران و جانشینان آنان هستند، و پس از آن هرکس که به ایشان نزدیک تر باشد.»[5]

بنابراين اگر کسی هیچ غم و غصه ای ندارد بايد بر خود بترسد؛ طبيعت دنیا همین است كه هميشه بر طبق خواسته انسان نيست، وگرفتاری در مال و تن را باید تحمل کرد.

به وسیله این گرفتاری و بلایا گناهان انسان مومن پاک می شود؛ شاهد هستیم برخی از مومنین در انتهای عمر خویش زمین گیر وگرفتار می شوند، و این بدان علت است که با پرونده پاک و صاف از این دنیا بروند. 

آنچه مهم است اين است كه انسان اين مرحله سخت را با روي سفيد سپري كند، يعني راضي به رضاي خدا باشد وهيچگاه زبان از شكر وسپاس الهي فرو نبندد، مرحوم آیت الله طبسی نجفي[6] – جد بزرگوار- بخاطر سكته مغزي شش سال زمین گیر بود، هرگاه حال ايشان را مي پرسيدم غير از سپاس الهي وشكر پروردگار چيزي نشنيدم، واين ذكر ورد زبانشان بود: الله، ثقتي ورجائي! خدا، تكيه گاه واميد منست.

رسيدن به مقامات بالا در گرو قبولي در امتحان الهي است، پیامبران نيز گرفتار بلاها وامتحانات سخت بودند تا  كه خليل الله وكليم الله وروح الله وحبیب الله شدند. آنان بدون شرط وتعهد به مقامات عاليه نرسيدند، همانگونه كه در آغاز دعاي ندبه مي خوانيم: «اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما جَرى بِهِ قَضاؤُكَ فى أَوْلِيائِكَ الَّذينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دينِكَ، إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزيلَ ما عِنْدَكَ ، مِنَ النَّعيمِ الْمُقيمِ، الَّذى لا زَوالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلالَ، بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْيا الدَّنِيَّةِ، وَ زُخْرُفِها وَ زِبْرِجِها، فَشَرَطُوا لَكَ ذلِكَ، وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاءَ بِهِ، فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ.»[7] سپاس تو را بر آنچه از قضايت بر اوليائت جاري شده، آنان كه برگزيده خود ودينت ساختي، چون براي آنان بهره گيري از نعمت پاينده ونابود نشدني را برگزيدي ، پس از آنكه از آنها تعهد گرفتي كه مقامات اين دنياي پست وزيور آن را ترك گويند، وآنان اين تعهد را پذيرفتند، ودانستي كه بدان وفا دارند، وتعهدشان را پذيرفتي وبه خود نزديك كردي.

حال كه در معرض بلا وامتحان قرار گرفتيم بايد چكار كنيم؟ چاره اي جز تسليم ورضا نيست، در سوره بقره آمده است: «الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»[8] کسانى که چون مصيبتى به آنان برسد، مى گويند: «ما از آنِ خدا هستيم، و به سوى او باز مى گرديم.»

همچنین در احادیث آمده است كه امير مؤمنان به كميل فرمود: «لا حول و لا قوه الا بالله الا بالله العلي العظيم» را در هر گرفتاري وسختي بگو، كه تو را بس است وكفايتت مي كند[9].

به دعا برگرديم، در دعاي امروز مي خوانيم: «ولا تَجْعَلْنی فیه غَرَضاً للبلایا والآفاتِ» و مرا نشانه وهدف تير امتحان ها و آفت ها (بیماری ها) قرار مده؛ آنچه در این فراز از دعا از خداوند می خواهیم که این بلا و گرفتاری ها پيوسته وپی در پی نباشد، چرا كه ممكن است ما تاب وتوان و طاقت خود را از دست بدهیم، نه آنكه اصلا گرفتار بلا وامتحان وگرفتاري نشويم. چون ما بهرحال ظرفیت زیادی نداریم، گنجایش و صبر پیغمبران  و امامان را نداریم، و پیمانه ما زود لبریز میشود، نکند كه شدت بلا وگرفتاري وبيماري ها ما را به جايي رساند که خداي ناكرده زبان به ناسپاسي وشكايت واعتراض گشاييم، واز دايره تسليم ورضا بيرون آييم. از اين رو در این فراز از دعا مي خوانيم:  مارا آماج تیر بلاها و آفات قرار ندهد، چون ترس آن مي رود كه تحمل آن را نداشته باشيم و بدعاقبت گرديم.

در آخر دعا می خوانیم:«  بِعِزّتِکَ یا عزّ المسْلمین» به عزت تو ای کسی که مایه عزت مسلماناني؛

حفظ عزت مسلمانان بسيار مهم است، در جنگ احد ابوسفيان بر فراز كوه قرار گرفت وفرياد زد: (اعل هبل) ای هبل مقامت بلندتر باد!.  هبل بت بزرگ مشركان بود، پیامبر (صلى الله عليه وآله) برای مقابله با شعار وي به علي بن ابي طالب(عليه السلام) فرمود: به او بگو: «الله اعلی و اجل». الله بلندتر و بزرگ تر است.[10] واينگونه شعار حق مقابل شعار باطل سر داده شد، وروحيه وعزت مسلمانان حفظ شد.



[1] المصباح، كفعمي، ص 614 (اللهم لا تؤاخذني فيه بالعثرات وأقلني فيه من الخطيئات [ الخطايا ] والهفوات ولا تجعلني عرضا للبلايا والآفات بعزك يا عز المسلمين).

[2] سوره عنکبوت، آیه 2.

[3] الكافي ج‏1؛ ص369 (عن أبي عبد الله (عليه السلام) أن أمير المؤمنين (عليه السلام) لما بويع بعد مقتل عثمان صعد المنبر و خطب بخطبة ذكرها يقول فيها: ألا إن بليتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث الله نبيه (صلى الله عليه وآله) و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة، حتى‏ يعود أسفلكم أعلاكم و أعلاكم أسفلكم، و ليسبقن سباقون كانوا قصروا، و ليقصرن سباقون كانوا سبقوا، والله ما كتمت وسمة و لا كذبت كذبة، و لقد نبئت بهذا المقام و هذا اليوم.

[4] عيون الحكم والمواعظ؛ ص520، ح9437؛ منتخب ميزان الحكمة، ص80 (لا تفرح‏ بالغناء و الرخاء و لا تغتم بالفقر و البلاء فإن الذهب يجرب بالنار و المؤمن يجرب بالبلاء).

 

[5] الكافي، ج‏2، ص259؛ المروي من كتاب علي، ص189(عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال إن في كتاب علي (عليه السلام):‏ أن أشد الناس‏ بلاء النبيون ثم الوصيون ثم الأمثل فالأمثل و إنما يبتلى المؤمن على قدر أعماله الحسنة فمن صح دينه و حسن عمله اشتد بلاؤه و ذلك أن الله عز و جل لم يجعل الدنيا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لكافر و من سخف دينه و ضعف عمله قل بلاؤه و أن البلاء أسرع إلى المؤمن التقي من المطر إلى قرار الأرض‏).

[6] براي آشنايي نگ: فقيه خراسان.

[7] اقبال الاعمال، ج1، ص504؛ بحار الانوار، ج99، ص104.

[8] بقره آیه 156.

[9] تحف العقول؛ ص174، (يا كميل قل‏ عند كل‏ شدة لا حول و لا قوة إلا بالله تكفها).

[10] تفسير قمي ج1، ص117.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :