جمعه 6 خرداد 1401 - 26 شوال 1443 - 2022 مي 27 - ساعت 11:45
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211833
تاریخ انتشار : 26 خرداد 1396 11:35
تعداد بازدید : 1501

نمی از یم رمضان21

دستورات الهی وهدایتگری پیامبران(ع) به عنوان راهنمایی و دلالت وجود دارند، اما آن کسی که نوع مسیر را برمی گزیند خود انسان است؛ کسی مجبور نیست بد باشد یا خوب، اگر انسان برای بد بودن یا خوب بودن مجبور بود دیگر معنایی برای جهنم و بهشت وجود نداشت

شرح دعای روز بیستم ويكم:                                                                                                  

«اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً، ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً، واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً لي ومَقیلاً، یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین»[1].

خدایا! در این روز مرا به سوی رضا وخوشنوديت راهنمايي كن، و در آن راهی برای چيرگي شیطان بر من قرار نده، و بهشت را  منزلگاه واستراحتگاهم قرار ده، ای بر آورنده نياز جویندگان.

در دعای امروز سه جهت مطرح است:

1- گام برداشتن در آنچه خشنودي خداست.

2- بسته شدن راه نفوذ شيطان.

3- جايگزيني در بهشت.

در فراز اول مي خوانيم: «اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً» خدایا! در این روز مرا به سوی رضا وخوشنوديت راهنمايي كن.

ممکن است کسی بخواهد در راه رضای خدا حرکت کند اما نمیداند کدام مسير را بپیماید، و احتیاج به دلیل و راهنما دارد.

به طور کلی دو مسیر در مقابل بشر قرار دارد: مسیر پیروی از خداوند و به دست آوردن رضوان خدا و آنچه مورد رضایت او است،  ومسیر ديگر پیروی از شیطان و سزاوار نیران و آتش گشتن است.

انتخاب راه بر عهده ما است؛ دستورات الهی وهدايت گري پيامبران وائمه(عليهم السلام) به عنوان راهنمايي و دلالت وجود دارند، اما آن کسی که نوع مسیر را برمي گزيند خود انسان است؛ هیچ کس مجبور نیست بد باشد یا خوب. اگر انسان برای بد بودن یا خوب بودن مجبور بود ديگر معنایی برای عذاب  و ثواب، جهنم وبهشت وجود نداشت.

خداوند در سوره بلد مي فرمايد: «أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ»[2].

آيا (انسان) پندارد كه هيچ كس او را نديده است؟ آيا دو چشمش نداده‏ايم؟ و زبانى و دو لب. و هر دو راه [خير و شر] را بدو نموديم. ولى‏ او نخواست از آن گردنه بالا رَوَد! و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت‏] چيست؟

و در سوره انسان آیه 3 می فرماید:« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا»[3]

ما راه را به او بنموديم، يا سپاسگزار باشد و يا ناسپاس.

مسیر رضوان مسیر به دست آوردن رضایت الهی است. ما در این مسیر احتیاج به دلیل و راهنما داریم که از آن حجت یاد مي شود.

دلیل و حجت بر دو قسم است: یا درونی است ویا بیرونی؛ دلیل درونی عقل است که خداوند به بشر داده است که به واسطه آن نيرو كه مدرک کلیات است از ديگر آفريده ها متمايز وبرتري يافته است. عقل حجت درونی وباطني است كه خداوند در نهاد هر آدمي آن را به وديعت نهاده است، و آن اولین حجت خداوند بر بشر است. اگر حجت درونی(عقل) نباشد حجت بیرونی به کار نمی آید .

پيامبران و امامان معصوم (عليهم السلام) حجت بیرونی وظاهري هستند، اما باید حجت درونی که عقل است وجود داشته باشد تا براساس حكم عقل به بايستگي جلب منفعت ودفع ضرر، به لزوم پیروی راهنمايان برسد، وبراي شناخت وتميز راهنمايان حقيقي از بدلي به لزوم عصمت آنان پي برد، چرا كه ايشان حاملان پيام خدايند وغیر از خیر و صلاح بشر چیزی نمی خواهند. واينگونه مقدمات را چيده تا به باور قلبي وايمان رسد، وقتی حجت درونی(عقل) وجود نداشته باشد پايه و اساسي براي حجت بيروني (انبياء وامامان(عليهم السلام)) باقي نمي ماند، اگر برای ساختمان پي ريزي مناسب وشناژ بندي خوب وفنداسیون نباشد پایه ساختمان را بر روي چه چيزي نهند؟ از اين روست كه احكام شرعي دائر مدار تكليف است، و از شرائط تكليف بهره مند بودن از نعمت عقل است، وانسان دیوانه تکلیف ندارد؛ تکلیف وقتی است که فرد عاقل باشد و توان تشخیص و تمییز داشته باشد.

این سخن بر گرفته شده از کلام امام موسی بن جعفر(عليه السلام) است كه به هشام فرمود: « خداوند بر مردم دو حجت دارد: یحجت ظاهری(بیرونی)، وحجت باطنی(درونی)؛ اما حجت ظاهري پيامبران وامامانند، واما حجت باطني عقل است.»[4].

با توجه به این دو حجت است که ما به نتیجه می رسیم و راه را می یابیم. زمانی که می خواهیم درتاریکی حرکت کنیم در شب چراغ روشن می کنیم تا مسیر روشن شود اما خود حرکت و رسیدن با ما است و چراغ دست ما را نمیگیرد، وعقل در حكم چراغ است كه راه را روشن مي كند، پيامبران وامامان (عليهم السلام) نيز راه صحيح را نشان مي دهند، كه اگر در آن مسير قرار گيريم هدايت، وگرنه به وادي گمراهي وضلالت مي افتيم، همان گونه که در دعا می خوانیم:« اللهم عرفني نفسك ، فإنك إن لم تعرفني نفسك لم أعرف نبيك ، اللهم عرفني نبيك فإنك إن لم تعرفني نبيك لم أعرف حجتك ، اللهم عرفني حجتك فإنك إن لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني»‏[5].

پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني، نميتوانم پيغمبرت را بشناسم.

پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نميتوانم حجت تو را بشناسم.

پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست ميدهم، و گمراه خواهم شد.

در هیچ دوره ای بشر از نعمت پیامبران محروم نبوده است، و وجود صد و بیست و چهار هزار پیامبر دلیل همین واقعیت است؛ چنانچه در هیچ دوره ای زمین از حجت خدا خالی نبوده است که در شب قدر روح و ملائکه بر وی نازل می شوند، كه در دوره ما وجود حضرت امام مهدي (عج) است.

 در نتیجه راه به دست آوردن رضوان الهی پيروي از دو حجت درونی و بیرونی است.

بازگردیم به دعا؛ در فراز اول می خوانیم: «اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِكَ دلیلاً» خدایا  در این روز مرا به سوی رضا وخوشنوديت راهنمايي كن.

در فراز بعدی می خوانیم:«ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً» و راهی برای تسلط شیطان بر من قرار نده .

شیطان هر فردی را به وسیله ای منحرف میکند و بر وی چيره مي شود ؛ برای برخی با بی بند و باری و بی اهمیت جلوه دادن حلال و حرام، برای برخی دیگر حجاب را کم رنگ می کند.

براي بازاريان رباخوري را عادي ورشد اقتصادي جلوه مي دهد.

برای متدینین از راه ریا جلو می آید، ویا از طریق عجب خودپسندي وی را مغرور میکند تا به خودش ببالد و برای کارهایی که انجام می دهد حساب باز کند و از خداوند طلبکار شود!

خلاصه آنكه راه های مسلط شدن شیطان بر انسان زیاد است. يك نفر خواب شیطان را دید كه در دست وی زنجیر بسیار بزرگ و کلفتی بود؛ از شیطان پرسید: این زنجیری که در دست تو است براي چیست؟ شیطان گفت: می خواهم با آن شیخ مرتضي انصاری را زنجیر کنم. از وی پرسید: پس زنجیر من کدام است؟ گفت: تو زنجیر نمی خواهی! با سر انگشت اشاره کنم می آیی!

آيت الله شیخ مرتضی انصاری فقيه برجسته شيعه است كه در حدود 200 سال پیش می زیست؛ حوزه های علمیه در درس اصول و فقه وام دار آثار علمی او (رسائل ومكاسب) هستند. روزی به مادر شیخ انصاری می گویند: خوشا به حالت! فرزندت مرجعه تقلید شیعه شده است؛ وی در پاسخ گفت: من تعجب نمی کنم، چرا که برای وی زحمتهاي فراواني كشيدم. در دوره شيرخوارگي هرگاه شیر مي خواست در سرما و دل شب از جا برمي خاستم و وضو می گرفتم وپس از آن به وي شیر می دادم. حال اگر او مرجع تقلید شیعه شده است جای تعجب ندارد.

وابستگي به دنيا ودلبستگي به آن از مهمترين ابزار چيرگي شيطان بر انسان است. فردی در بستر مرگ ودر حال احتضار بود و هرچه اطرافیان به وی شهادتین را تلقین می کردند رو ترش می کرد و تکرار نمی کرد. از قضا وی نمرد و از مرگ رهايي یافت. از وی پرسيدند: چرا هرچه از تو ميخواستيم شهادتين را بگويي نمي گفتي ورو ترش مي كردي وبر ميگردانيدي؟ گفت: عجب! ماجرا اين بود؟! من کوزه ای قدیمی دارم که آن را بسیار دوست دارم، زمانی که شما من را به گفتن شهادتین ترغیب می کردید فردی را می دیدم که در بالای سر من آن کوزه را گرفته بود ومی گفت: اگر بگويي من این کوزه را خواهم شکست!  من هم بخاطر آنكه آن را نشكند نمي گفتم! از خداوند در شب هاي قدر بخواهيم عاقبت ما را ختم به خير كند، وسرانجام خوبي برايمان رقم زند.

برخی مواقع دل بستگی ها به چيزي است كه ارزش مادی آنچناني هم ندارند، اما انسان را وابسته می کنند. بهره بردن از امکانات دنیوی هيچ اشکالي ندارد، ولي به شرطي كه وابستگي نياورد وحقوق شرعي آن داده شود، برخی از بازاريان متدين ثروتمند را ديدم كه مي گفت هيچ وابستگي ندارم، اگر هم اكنون مرگم فرا رسد آمادگي دارم، اما ممكن است كسي به سرمایه اندک خود وابسته باشد و توان دل کندن از آن را نداشته باشد.

در فراز سوم می خوانیم:«واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً» و بهشت را  منزلگاه واستراحتگاهم قرار ده.

مقيل جاي استراحت است، در سوره فرقان مي خوانيم: «أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقيلاً»[6]

آن روز، جايگاه اهل بهشت بهتر و استراحتگاهشان نيكوتر است.

فراز سوم نتیجه دو فراز قبلی است، زمانی که پيروي از حجت و راهنما وجود داشته باشد و راه چيرگي شیطان بسته باشد؛ نتیجه ای جز ورود در بهشت وجاي گزيني واستراحت در آن نخواهد داشت.

در پايان مي گوييم: « یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین.» ای بر آورنده حاجات جویندگان.



[1] إقبال الأعمال ،ج 1، ص 369؛ بحار الأنوار، ج 95، ص 159؛ المصباح، ص 615 (اللهم اجعل لي فيه إلى مرضاتك دليلا ولا تجعل علي فيه للشيطان [ للسلطان ] سبيلا يا قاضي حوائج السائلين).

[2] سوره بلد، آيات 5 تا 12.

[3] سوره انسان، آیه 3.

[4] الكافي، ج1، ص16 (يا هشام! إن لله على الناس حجتين : حجة ظاهرة وحجة باطنة ، فأما الظاهرة فالرسل والأنبياء والأئمة (عليهم السلام)، وأما الباطنة فالعقول).

[5] كمال الدين، ص512، ح43.

[6] سوره فرقان، آيه24.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :