جمعه 6 خرداد 1401 - 26 شوال 1443 - 2022 مي 27 - ساعت 11:33
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211835
تاریخ انتشار : 28 خرداد 1396 11:46
تعداد بازدید : 1441

نمی از یم رمضان23

گناه لکه سیاه زندگی است که آثار خودش را به صورت مستقیم در رفتار انسان نشان می دهد، و بازتاب شخصی و اجتماعی دارد/ اگر گناه فراگیر شود عذاب می آید و تر و خشک را می سوزاند

شرح دعای روز بیست وسوم:

«اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین»[1].

خدایا مرا در اين روز از گناهان بشوي وپاكيزه گردان، و مرا از عیب ها پاک کن، و دلم را به تقوای دلها بيازما، ای گذرنده از لغزش های گناهکاران .

در دعای  روز بیست و سوم ماه مبارک سه جهت مورد توجه قرار گرفته است:

1- گناه                             

 2- عیب                         

 3- تقوای دل

در فراز اول دعا این گونه می خوانیم:« اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ»  خدایا مرا در اين روز از گناهان بشوي.

گناه لکه سیاه زندگی است که اثار خودش را به صورت مستقیم در رفتار انسان نشان می دهد، و بازتاب شخصی و اجتماعی دارد. به گونه ای که اگر گناه فراگیر شود عذاب می آید و تر و خشک را می سوزاند. پرده دري، نازل شدن بلاها، دگرگوني نعمت ها ، مستجاب نشدن دعاها از آثار گناه است که در دعای کمیل آمده است ، در اول دعای کمیل چنین می خوانیم:

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ     

خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده هاي پاكي را  مى‏درد

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ        

خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مى‏کند

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ         

خدایا ببخش آن گناهانى را که  نعمتها را دگرگون مي سازند

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ     

خدایا ببخش آن گناهانى را که پذيرش دعا را باز مي دارد

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ       

خدایا ببخش آن گناهانى را که بلا فرو ‏فرستد.

گناه کردن باعث می شود که یک لکه سیاه در دل ایجاد شود، اگر انسان توبه کرد این لکه سیاه پاک می شود، ولی اگر توبه نکرد با افزايش گناه لکه سیاه بیشتر وسياه تر می شود تا آنجا كه بر صفحه دل غلبه پیدا می کند، و دیگر رستگار نمی شود و علاج پذیر نیست.

توبه برای بازگشت سریع است، و هیچ چیز مثل گناه قساوت قلب نمی آورد.

مشکلات، گرفتاری ها، و بیماری های ما به سبب عملكرد بد ما وگناهان ما است. خداوند در سوره شوری می فرماید: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثير»[2] 

هر مصيبتى به شما رسد بخاطر كارهايي است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مى‏كند!

ودر سوره مدثر می خوانيم:« كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة»[3] هر كسي در گرو كاري است كه كرده است.

گناه سبب می شود جلوی روزی انسان گرفته و از انسان سلب توفیق شده ونعمت ها از وي ستانده شود. حتی گاه گناهان باعث می شوند که که مرگ انسان جلو بیفتد. این همه آثاری است که در گناه وجود دارد.

گناه وگناه كار را نبايد دوست داشت، در روایات آماده است: « دوست دار گناهکار نیز خودش گناهکار است»[4] در این جا نقش مهم امر به معروف و نهی از منکر خودش را نشان می دهد. جاي تأسف دارد كه وقتي كسي امر به معروف ونهي از منكر كند صداي اعتراض وناخشنودي بلند شود، واز آن طرف هزاران گناه ومعصيت علني عادي جلوه كند! اين يعني منكر معروف شده ومعروف منكر، واين يعني آژير خطر!

همچنین در روایات آمده است: « كسي كه خندان گناه كند گريان به آتش جهنم رود»[5] و«اگر گناه کردید به گناه خود خوشحال[6] و راضی[7] نشوید که از اصل گناه ،گناهش بیشتر است.» ملامت نفس و استغفار خوب است وبراي آغاز صفحه جديد زندگي است، اما اگر كسي از انجام گناه خرسند وخوشحال باشد، معناي اين كار اين است كه راه بازگشت را به روي خود بسته است وطاغي وسركش شده است، پس باید مراقب بود تا طغیان نکنیم، و پس از انجام گناه خوشحال نباشیم، که این خرسندي پس از گناه از خود انجام گناه بدتر است.

امیرالمومنین(عليه السلام) می فرماید: «اى مردم همانا گناهان‏ سه‏ گونه‏اند :

1)گناهى كه آمرزيده است

2) و گناهى كه آمرزيده نشود

3) و گناهى كه بر صاحبش هم اميدوار و هم بيمناكم

پرسيدند : اى امير مؤمنان، آنها را براى ما بيان فرما.

فرمود: آرى، اما گناه آمرزيده: گناه آن بنده‏اى است كه خداوند او را در دنيا بر گناهش عقوبت كند؛ پس خدا بردبارتر و كريمتر از آن است كه بنده خود را دو بار عقوبت كند،

و اما گناهى كه آمرزيده نشود؛ ستمكاريهائى است كه بندگان برخى به برخى كنند، زيرا چون خداوند سوگند ياد كرده و فرموده است: بعزت و جلالم سوگند كه ستم هيچ ستمكارى (بدون كيفر) از من نگذرد گرچه زدن مشتى بمشتى باشد يا ماليدن (دستى) بدستى باشد..

و اما گناه سوم گناهى است كه خداوند بر خلقش پنهان داشته، و توبه از آن را بر گنهكار روزى كرده، و بوضعى درآمده كه از گناهش بيمناك و بپروردگارش اميدوار است، پس ما براى او (يعنى اين شخص گنهكار) همان حال را داريم كه خودش آن حال را براى خود دارد اميد رحمت براى او داريم، و از عذاب نيز بر او بيمناكيم. »[8]

خلاصه اين فرمايش اين شد كه گناهان بر سه دسته اند:

1-      گناهان آمرزيده شده؛ گناهاني كه انجام دهنده آن در دنيا مكافات ومجازات انجام آن را كشيده وچشيده است، اين شخص دگر بار عذاب نمي شود.

2-      گناهان آمرزيده نشده؛ گناهاني كه مربوط به حق الناس است.

3-      گناهاني كه سرانجام آن خيلي روشن نيست، وآن گناهاني كه انسان انجام داده وخداوند آن را پوشانده است وانجام دهنده آن نيز توبه كرده است، در حالتي ما بين خوف ورجا، ترس واميد به سر مي برد، (در اينجا ترس خوب است ولي نبايد به حد نا اميدي برسد كه آن گناهي بس بزرگتر از خود آن گناه هست، وبايد اميد به لطف وعنايت خدا داشت كه او ارحم الراحمين است).

یک سری از مردم به سبب گناهانی که در دنیا انجام دادند گرفتاری وبيماري پیدا می کنند، كه باعث پاك شدنشان مي گردد، ويا سکرات مرگ آنها به سختي انجام مي شود، تا با پرونده صاف به آن دنیا بروند، و این گرفتاری ها و سختی ها کفاره گناهان آن ها می شود.

تعدي وتجاوز به حق الناس گناهی است که با گفتن العفو وريختن اشك پاك وبخشیده نمی شود، کسی که ظلم کرده ومال مردم را خورده است ويا آبروي كسي را برده است هر چقدر که شب های قدر را احیا بگیرد جبران گناهش را نمیکند، وبايد براي جبران كاري كه كرده است اقدام عملي كند، مثلا مال خورده شده را به صاحبان آن برساند، واگر دروغ، غيبت، تهمت به كسي زده است جبران كند وحلاليت طلبد. به قدري حق الناس اهميت دارد كه خون شهيد كه پاك كننده تمامي گناهان است نمي تواند از عهده حق الناس برآيد[9].

بايد دانست كه آسيب گناه بسيار بالاتر از آسيب غذاي مسموم در جسم انسان است، رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) می فرماید: « تعجب می کنم از کسی که می خواهد غذا بخورد و مواظب است غذا به سلامتی اش آسیب نرساند اما از انجام گناهان ابایی ندارد و از آتش نمی ترسد.»[10]

هركس بايد سر در گريبان خود نهد وبه اصلاح خويش پردازد، اين سخن به معناي آن نيست كه در برابر گناه علني واكنش نشان ندهد، چرا كه آن منكر است ونهي از منكر وظيفه شرعي عمومي است، بلكه مقصود آن است كه گاه انسان تنها خطاي ديگران را مي بيند وخطاي خود را فراموش كرده است، در حدیثی قدسی که از امام رضا (عليه السلام) نقل شده است آمده :« ای فرزند آدم! گناهان مردم باعث نشود تو گناهان خود را فراموش کنی»[11].

انسان نباید گناه کوچک را؛ کوچک حساب کند چرا که منجر به انجام گناه بزرگ تر و بالاتر مي شود، وياد بياوريم كه تمامي اعمال ماندگار هستند وآنها را خواهيم ديد، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) می فرماید: « هیچ گناهی را دست کم نگیريد، و از گناهان کبیره اجتناب کنید. انسان در قیامت به گناهان خویش نگاه می کند و زردآب وخون از چشمش مي ريزد، خداوند مي فرمايد: « يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد»[12].

روزى كه هر كسى هر كار نيكى كه كرده حاضر بيابد و هر كار بدى كه كرده، دوست دارد كه كاش ميان او و كارهاى بدش جدايى دورى مى‏بود. خدا شما را از [نافرمانى‏] خويش بيم مى‏دهد، و خدا به بندگان مهربان است».

رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در حدیثی به ابوذر می فرماید: « انسان مؤمن گناه خود را چون صخره بزرگی بيند و هر لحظه می ترسد که بر رویش بیفتد، اما انسان کافر گناهش را مانند مگسی بيند که روی بینی او می نشیند و میرود.»[13] يعني آن را دست كم مي گيرد.

مرگ زودرس نيز از آثار گناه است، در یک روایت از وجود امام صادق(عليه السلام) آمده است: «آن مقداری که مردم به خاطر گناهانشان می میرند بیشتر است از مقداری که به خاطر فرا رسیدن اجلشان می میرند.»[14]

این موارد برخي از آثار گناه است.

در فراز دوم دعا می خوانیم:« وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ » و مرا از عیب ها پاکم کن.

عیب یا ظاهری است یا باطنی است؛ در این جا عیب ظاهری مانند بلندی و کوتاهی بيش از حد قد، چاقی و لاغری، و زشتی و زیبایی صورت مدّ نظر نیست؛ بلکه مقصود عیب باطنی و رفتاری است.

انسان پيش از آنكه که به عیب های مردم بپردازد بايد به شناسایی و بر طرف کردن عیبهاي خویش مشغول باشد. و نباید عیب جویی کند و آبروی برادر مومن اش را ببرد كه اولین گامی را که در این مسیر بر می دارد در جهنم قرار دارد و خداوند آبروی او را مقابل مردم خواهد برد. 

امیرالمومنین(عليه السلام) می فرماید: «خوشا بحال كسي كه با پرداختن به عيب هاي خويش از عيب جويي ديگران باز ماند»[15]، وفرمود: « فرزندم؛ بدان، هرکس به عيب خويش مشغول شود از عيب ديگران باز ماند.»[16] همچنین حضرت فرمودند: « نادانی انسان به عیب خودش از بزرگترین گناهان است.»[17]

ووقتي هم مي خواهد عيب كسي را تذكر دهد بايد به نحو خصوصي انجام دهد، گويا هديه وتحفه اي است كه به نزد وي مي برد، امام صادق (عليه السلام) می فرماید:« دوست داشتنی ترین برادران من نزد من کسی است که عیب های من را نزد من هدیه آورد.»[18]

همچنین هیچ شخصي حق ندارد تجسس کند تا عیوب ديگران را کشف وبرملا سازد. خداوند می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا »[19]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است؛ و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد.

رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) می فرماید: « در پی آن نباشید که عیب های مردم را پیدا کنید، و هركس این کار را کند خداوند عيب هاي را آشكار می سازد، واو را رسوا خواهد كرد، گرچه در خانه اش باشد»[20]

در فراز سوم این دعا می خواینم:« وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ» و دلم را به پرهيزكاري دلها بيازما.

تقواي قلوب در قرآن كريم آمده است، در سوره حج مي خوانيم: « ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»[21].

اين است [فرايض خدا] و هر كس نشانه هاي عبادت خداي را بزرگ دارد، اين كار نشانه پرهيزكاري دلهاست‏.

ريشه تقوی و پرهیزکاری در دل است؛ دل باید متقی و خدا ترس باشد تا آثار آن در رفتار و روش و منش انسان بنمايد. شاید مقصود از درخواست امتحان دل این باشد كه چنان كن كه آمادگی شركت در اين امتحان سخت را داشته باشم، و از عهده اين امتحان برآيم،  وقهرا اين آمادگي مقدمات زيادي را لازم دارد. مثلا کسی که می خواهد امتحان رانندگی بدهد تا گواهینامه بگیرد باید حتما آموزش اوليه وآمادگی شركت در آزمون را داشته باشد. وقتی که انسان تقوای قلب داشته باشد آثارش در جوارح و اعضای بدن (گوش، چشم، دست، پا..)، در كردار ورفتار انسان، ودر حركات وسكنات وي  نمايان می شود، واين يعني آمادگي شركت در اين امتحان سخت.

در فراز آخر می خوانیم:«یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.» ای گذرنده از لغزش های گناهکاران.



[1] إقبال الأعمال، ج 1، ص 387؛ المصباح، ص 615؛ بحار الأنوار، ج 95، ص 169.

[2] سوره شوری، آیه 30.

[3] سوره مدثر، آیه 38.

[4] عيون أخبار الرضا (عليه السلام)، ج1، ص260 (امام رضا(عليه السلام) : من أحب عاصيا فهو عاص، ومن أحب مطيعا فهو مطيع، ومن أعان ظالما فهو ظالم، ومن خذل عادلا فهو ظالم، إنه ليس بين الله وبين أحد قرابة، ولا ينال أحد ولاية الله إلا بالطاعة).

[5] ثواب الأعمال، ص 223 ( رسول خدا(صلى الله عليه وآله): من أذنب ذنبا وهو ضاحك دخل النار وهو باك).

[6] نزهة الناظر وتنبيه الخاطر، ص 92؛ كشف الغمة ، ج 2، ص320 (امام سجاد(عليه السلام): وإياك والابتهاج بالذنب فان الابتهاج به أعظم من ركوبه).

[7] أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص 299 (امام سجاد (عليه السلام): وإياك والرضا بالذنب ، فإنه أعظم من ركوبه).

[8] الكافي، ج2، ص443 (صعد أمير المؤمنين (عليه السلام) بالكوفة المنبر فحمد الله وأثنى عليه ثم قال : أيها الناس، إن الذنوب ثلاثة. ثم أمسك فقال له حبة العرني: يا أمير المؤمنين قلت : الذنوب ثلاثة ثم أمسكت، فقال : ما ذكرتها إلا وأنا أريد أن أفسرها، ولكن عرض لي بهر حال بيني وبين الكلام، نعم الذنوب ثلاثة : فذنب مغفور، وذنب غير مغفور، وذنب نرجو لصاحبه ونخاف عليه ، قال: يا أمير المؤمنين فبينها لنا ؟ قال: نعم أما الذنب المغفور فعبد عاقبه الله على ذنبه في الدنيا، فالله أحلم وأكرم من أن يعاقب عبده مرتين، وأما الذنب الذي لا يغفر فمظالم العباد بعضهم لبعض، إن الله تبارك وتعالى إذا برز لخلقه أقسم قسما على نفسه ، فقال: وعزتي و جلالي لا يجوزني ظلم ظالم ولو كف بكف ولو مسحة بكف ولو نطحة ما بين القرناء إلى الجماء، فيقتص للعباد بعضهم من بعض حتى لا تبقى لاحد على أحد مظلمة ثم يبعثهم للحساب، وأما الذنب الثالث فذنب ستره الله على خلقه ورزقه التوبة منه ، فأصبح خائفا من ذنبه راجيا لربه، فنحن له كما هو لنفسه، نرجو له الرحمة ونخاف عليه العذاب.

[9] وسائل الشيعة، ج 18، ص 326 (امام باقر (عليه السلام): أول قطرة من دم الشهيد كفارة لذنوبه إلا الدين فان كفارته قضاؤه).

[10] من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 359، ح4272 ( رسول خدا(صلى الله عليه وآله): عجبت لمن يحتمي من الطعام مخافة الداء كيف لا يحتمي من الذنوب مخافة النار).

[11] مسند الرضا (عليه السلام)، داود بن سليمان الغازي،  ص 62، ح13 (رسول خدا(صلى الله عليه وآله): قال الله تعالى: يا بن آدم! لا يغرنك ذنب الناس عن ذنبك ، ولا نعمة الناس عن نعمة الله تعالى عليك ، ولا تقنط الناس من رحمة الله وأنت ترجوها لنفسك).

[12] آل عمران: 30.

[13] مكارم الأخلاق، ص 460 (إن المؤمن ليرى ذنبه كأنه صخرة يخاف أن تقع عليه ، وإن الكافر يرى ذنبه كأنه ذباب مر على أنفه).

[14] الأمالي، شيخ طوسي، ص 305 (أنه قال : من يموت بالذنوب أكثر ممن يموت بالآجال ، ومن يعيش بالاحسان أكثر ممن يعيش بالاعمار).

[15] نهج البلاغة، ج 2، ص 96؛ كنز الفوائد، ص 178 (طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب الناس).

[16] تحف العقول، ص 88 (واعلم أي بني أنه من أبصر عيب نفسه شغل عن عيب غيره).

[17] الإرشاد، ج 1، ص 299 (جهل المرء بعيوبه من أكبر ذنوبه).

[18] الكافي، ج 2، ص 639 (أحب إخواني إلي من أهدي إلي عيوبي).

[19] سوره حجرات، آیه 12.

[20] الكافي، ج2، ص 354 (رسول خدا(صلى الله عليه وآله) : ..لا تذموا المسلمين ولا تتبعوا عوراتهم فإنه من تتبع عوراتهم تتبع الله عورته، ومن تتبع الله تعالى عورته يفضحه ولو في بيته).

[21] سوره حج، آيه 32.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :