جمعه 21 مرداد 1401 - 15 محرم 1444 - 2022 آگوست 12 - ساعت 22:22
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211836
تاریخ انتشار : 29 خرداد 1396 11:49
تعداد بازدید : 1558

نمی از یم رمضان24

رضایت و غضب خداوند مانند خرسندی و خشم ما نیست چرا که وقتی ما خشمناک می شویم از حالتی به حالت دیگر منتقل می شویم؛ خداوند از عارض شدن این امور منزه است/ مقصود از خشم و غضب خدا یعنی عقاب و عذاب؛ رضایت و خشنودی خدا یعنی ثواب خداست

شرح دعای روز بیست وچهارم:

«اللهمّ إنّي أسْألُكَ فيه ما يُرْضيكَ، وأعوذُ بِكَ ممّا يؤذيك، وأسألُكَ التّوفيقَ فيهِ لأنْ أطيعَكَ ولا أعْصيكَ، يا جَوادَ السّائلين»[1].

خدايا من از تو ميخواهم در آن آنچه تو را خوشنود سازد، و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بيازارد، واز تو توفيق فرمان برداريت وترك نافرمانيت را در آن مي خواهم، اى بخشنده سائلان.

در دعای روز بیست و چهارم سه مطلب مطرح است:

1- رضای خدا

2- اذیت خدا

3-اطاعت خدا

در فراز اول مي خوانيم: «اللهمّ إنّي أسْألُكَ فيه ما يُرْضيكَ» خدايا من از تو ميخواهم در آن آنچه تو را خوشنود سازد.

ما نسبت به رضا و اذیت خدا یک سری روایات داریم که با این اعمال رضایت و خشنودی خدا حاصل می شود، و برخی رفتار و اعمال دیگر سبب ناراحتی و غضب خداوند میشود.

در ابتدا بايد ديد مقصود از غضب و رضای خدا چیست؟ فردي كه کاری انجام دهد که موجب غضب و خشم خدا است یعنی مستحق عذاب خداوند شده است.

رضایت و غضب خداوند مانند خرسندي وخشم ما نیست، چرا که وقتی ما خشمناک می شویم از حالتی به حالت دیگر منتقل می شویم، وخداوند از عارض شدن اين امور منزه است، بلكه مقصود از خشم وغضب خدا یعنی عقاب و عذاب خدا؛ ورضایت و خشنودی خدا یعنی ثواب خداست.

 یک سری از اعمال موجب رضایت و خرسندی خدا است مانند: اطاعت از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) وفاطمه زهرا (عليها السلام) وتمامي امامان معصوم (عليهم السلام)، آمرزش خواهي فراوان، تواضع، پرداخت صدقه فراوان به مستمندان و رضايت به قضای او داشتن، کمک رساني به مردم موجب سزاواري اجر و ثواب است.

در مورد نشانه هاي رضاي خدا روايت شده است كه حضرت موسی به خداوند فرمود: « خدایا! خبرم بده که نشانه راضی شدن تو از بنده ات چیست؟ خداوند وحی فرستاد که اگر، ببینی من بنده ام را آماده میکنم تا اطاعت مرا بکند و از گناهان بازش دارم این علامت رضای من است»[2].

اين به معناي بستر سازي است كه بازتاب عملكرد مثبت خود بنده است، كه لياقت آن را يافته است كه از اين بستر بهره جويد واز اين عنايت ويژه الهي بهره گيرد.

در روایت دیگری پيرامون نشاني رضايت خداوند از بنده آمده است: « اگر دیدی انسان های فقیر و افتاده را دوست داری و از انسان های ستمگر بیزاری این علامت رضای خدا است.»[3]

مقدم داشتن رضاي خدا بر رضاي مخلوق خود علامت رضايت مند  قرار گرفتن انسان است، فردی به امام حسین(عليه السلام) نامه نوشت: که ای آقای من؛ از خیر دنیا و آخرت خبرم ده. حضرت در پاسخ نوشتند: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ هرکس به خاطر اینکه رضایت خدا را به دست آورد کاری انجام دهد ولي مردم از آن ناخرسند باشند خداوند او را از شر مردم حفظ می خواهد كرد، و هرکس رضایت مردم را به قیمت خشم خدا به دست آورد خداوند وی را به مردم واگذار نهد»[4]. 

رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) می فرماید:« هرکس به قیمت غضب خالق در پی رضایت مخلوق باشد؛ خداوند آن مخلوق را بر وی چيره خواهد ساخت.»[5]

امام زین العابدین(عليه السلام) می فرماید:« رضايت انسان به چیزی که خوش نمی دارد، بالاترین درجات یقین است.»[6] 

رضايت آدمي به قضا وخواست خدا همانند مرگ عزيزان، گرفتاري، بیماری، و.. بالاترین درجات یقین است، خیلی انسان بايد قوی باشد كه به راحتي تسليم قضا وخواست الهي باشد، و شكوه كند.

نقل است كه موسى گفت: خدايا! مرا به انجام كاري راهنمايي ام كن كه اگر انجام دهم به رضاي تو دست يابم، خدا وحي فرستاد: فرزند عمران! رضاي من در ناخشنودي توست، وتو تاب آن را نداري، موسى سر به سجده نهاد وگريه كنان گفت: خدايا، تو تنها با من سخن گفتي، وبا هيچ كس پيش از من اينگونه سخن نگفتي، آيا مرا به انجام كاري كه موجب رضا وخوشنوديت هست راهنمائي نمي كني؟! خداوند وحي فرستاد: «رضاي من در رضاي تو به خواست وقضاي منست»[7].  

امام صادق(عليه السلام) می فرماید:« در عجبم از مسلمانی که تمام خواست وقضایی که خداوند برای مقدر می دارد جز خیر برايش نيست، حتی اگر بدن او قطعه قطعه شود، ویا حکومت شرق و غرب را به وی بدهند در هر حال خير وصلاح او در آنست.»[8]

گاه در روايات خشم ورضاي بعضي از بزرگان دين را برابر با خشم ورضاي خدا دانسته اند، همانند اين سخن معروف رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در باره دختر خود كه فرمود:« رضای فاطمه رضای من است و خشم او خشم منست؛ هركس او را دوست مي دارد مرا دوست داشته، وهركس او را خوشنود سازد من را خوشنود ساخته است.»[9] این حدیث خود اثبات کننده موقعيتي ويژه برای حضرت زهرا (سلام الله عليها) است، چون ايشان  را بگونه اي معرفي كرده است كه خرسندي وخشم او ملاك ومعيار گرديده است، واز طرف ديگر موضع گيري مثبت ويا منفي ايشان عين موضع گيري رسول خدا (صلى الله عليه وآله) وبلكه خود خداست..

در روایات شیعه و اهل سنت آمده است که حضرت زهرا(سلام الله عليها) مقامی دارد که رضایت حضرت رضای خدا است. حاكم نيشابوري حديث صحيحي را آورده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به فاطمه زهرا (عليها السلام) فرمود: «خدا در خشم تو خشمناك، ودر رضاي تو راضي است.»[10]

این به مانند یک چک سفید امضا می ماند براي تاييد تمام عملكردها وموضع گيري هاي ايشان است، بنابر این آشکار می شود که غضب حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) غضب یک انسان عادی نیست، چرا که خشم او خشم خدا وسرور او سرور خداست.  اینگونه احادیث مهر تایید كامل به تمامی عملکردها، موضع گيريها و رفتار حضرت زهرا(سلام الله عليها) میزند. اگر کسی در خط فاطمه زهرا(عليها السلام) باشد یعنی در خط خدا است، واگر كسي ملاحظه اشخاص را كند ونتواند موضعي درست را اتخاذ كند در نقطه مقابل حضرت زهراست.

در فراز دوم می خوانیم:«   وأعوذُ بِكَ ممّا يؤذيك» و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بیازارد.

اذیت حالتی نیست که بر خدا عارض شود؛ خدا منزه است از این که دستخوش موارد و تغییرات اينگونه واحوالی واقع گرددد.

خداوند در سوره احزاب می فرماید:« إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهينا»[11]

آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‏اى آماده كرده است

در این آیه اذیت خدا و پیامبر(صلى الله عليه وآله) مورد اشاره قرار گرفته است؛ این آیه در رابطه با امیرالمومنین(عليه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله عليها) شده است.[12]

همه مسلمانان اين سخن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) را آورده اند كه فرمود:« هرکس فاطمه را بیازارد من را آزرده است و هرکس من رابیازارد خدا را آزرده است.»[13]

همچنین در روایات به نقل از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمده است:« هرکس علی را بیازارد من را آزرده است[14] و هرکس من را بیازارد خدا را آزرده است.»[15]

تمام این احادیث اثبات کننده موقعيت بسيار عالي، وفضيلت بسيار بزرگ برای امام علی(عليه السلام) و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) است. وقتي كه اذيت فاطمه وزهرا (عليها السلام) اذيت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) شد، واذيت ايشان اذيت خدا گرديد، معناي آن بر طبق آيه شريفه اين است كه هرکس در مقابل فاطمه و علی (عليه السلام) قرار بگیرد آزار خدا وپيامبر را موجب شده است، واو مستحق عذاب ونفرين ودوري از رحمت خداست.

خداوند در سوره احزاب در ضمن آیه 53 می فرماید:« وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ»[16].

و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد.

در برخي روايات اين آیه نیز در شـان امیرالمؤمنین و ائمه معصومین تفسير شده است[17]. چون در زمان حیات پیامبر (صلى الله عليه وآله) کسانی بودند که ایشان را با بداخلاقی ها و رفتارهای خود اذیت می کردند. پیامبر (صلى الله عليه وآله) در جنگ ها بسیار آزار دیدند در جنگ احد دندان و پیشانی پیامبر (صلى الله عليه وآله) شکست. البته عمق آزار واذيت ايشان بسيار زياد وگسترده است تا آنجايي كه فرمود: « آن قدر که من اذیت شدم هیچ پیامبری اذیت نشد.»[18]

در احادیث آمده است:« هرکس مومنی را اذیت کند اعلام جنگ با خدا کرده است.»[19]

همچنین در روایات نقل شده است: «کسی که مؤمنی را اذیت کند من را آزرده، وهركس من را بيازارد خدا را آزرده است، وهركس خدا را بيازارد در تورات، انجیل، زبور وقرآن ملعون و از رحمت او به دور است.»[20]

رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) می فرماید:« کسی که بنا حق همسایه اش را اذیت کند خداوند بوی بهشت را بر وی حرام می کند وجهنمي خواهد بود، وكسي كه حق همسايه را ضايع كند از ما نيست، وپيوسته جبرئیل درباره همسایه سفارش نمود که گمان بردم حكم ارث بري همسایه از همسایه را خواهد آورد.»[21]

زندگی های ماشینی و آپارتمان نشینی امروز خود فرهنگي خاص لازم دارد، ومستلزم آن است که بیشتر به حقوق همسایگان پایبند باشیم.

همچنین در احادیث ذکر شده است:« هر زنی که شوهرش را با زبانش بیازارد؛ خدا هیچ کاری را از وی قبول نمیکند حتی اگر شب ها عبادت کند و روزها روزه بگیرد و اموال خود را در راه خدا خرج کند، وجایگاهش اتش می شود؛ وهمچنين است اگر مردي همسرش را بيازارد وبه او ستم كند».[22]

در فراز سوم می خوانیم:«وأسألُكَ التّوفيقَ فيهِ لأنْ أطيعَكَ ولا أعْصيكَ.»

و از تو خواهم توفيق در آن براى اينكه فرمانت برم ونافرمانى تو ننمايم اى بخشنده سائلان.

بحث طاعت در آیات زیاد است؛ خداوند در سوره نساء آیه 59 می فرماید:«  يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ منكم »[23]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر ( اوصياى پيامبر) را! .

اين منصب وجايگاه در دیدگاه شیعه، در اختيار معصومان وجانشينان آنانند كه برخوردار از علم وعدالتند، اما از نگاه اهل عامه هرکس بر مسند قدرت تکیه زند ولي امر وواجب الاطاعه است، حتي اگر فاسد وفاسق باشد!

اطاعت خدا اصل است. امام باقر (عليه السلام) به جابر فرمود: «اي جابر، به شيعيانم خبر ده كه هيچ خويشي بين ما وخدا وجود ندارد، هيچ كس جز با اطاعت وفرمان برداري به خدا نزديك نمي شود، اي جابر، هركس اطاعت خدا كند وما را دوست بدارد دوست وولي ما خواهد بود، وهركس نافرماني خدا كند دوستي ما او را سود نخواهد رساند.»[24]

وفرمود:« هیچ کس به خدا نزدیک نمی شود مگر با طاعت خداوند، هركس فرمان بردار خدا باشد دوست ماست، و هرکس نافرماني او کند دشمن ما است، و به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل و ورع.»[25]

بنابراين انسان مؤمن و متدین باید در چهارچوب اطاعت کردن از خداوند  قرار بگیرد و از معصیت و گناه دور باشد.  در این فراز از دعا توفيق طاعت وفرمان برداري ودوري از گناه ونافرماني را می خواهیم.

 در پايان مي گوييم: «يا جَوادَ السّائلين.» اى بخشنده سائلان.

سائل یعنی فردی که فقیر است، و خداوند جواد است يعني بسیار بر درخواست كنندگان بخشنده است.



[1] إقبال الأعمال، ج 1، ص 391 (اللهم إني أسألك فيه ما يرضيك ، وأعوذ بك فيه مما يؤذيك ، والتوفيق بأن أطيعك ولا أعصيك ، يا عالما بأحوال السائلين)؛ بحار الأنوار، ج 95، ص 57؛ المصباح، ص 616.

[2] أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص 283 (وروى وهب بن منبه أن موسى عليه السلام قال : يا رب ، أخبرني عن آية رضاك عن عبدك. فأوحى الله تعالى إليه : إذا رأيتني أهيئ عبدي لطاعتي ، وأصرفه عن معصيتي فذلك آية رضاي).

[3] أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص 283 ( إذا رأيت نفسك تحب المساكين ، وتبغض الجبارين ، فذلك آية رضاي).

[4] الأمالي، شيخ صدوق، ص 268 ( كتب رجل إلى الحسين بن علي ( عليه السلام ) : يا سيدي ، أخبرني بخير الدنيا والآخرة . فكتب إليه : بسم الله الرحمن الرحيم ، أما بعد فإنه من طلب رضا الله بسخط الناس كفاه الله أمور الناس ، ومن طلب رضا الناس بسخط الله وكله الله إلى الناس، والسلام).

[5] تحف العقول، ص 52 (من طلب رضى مخلوق بسخط الخالق سلط الله عز وجل عليه ذلك المخلوق).

[6] بحار الأنوار، ج 75، ص 135، ح1 (الرضى بمكروه القضاء أرفع درجات اليقين).

[7] الدعوات، ص 164، ح453؛ مسكن الفؤاد، ص 81 ( وروي أن موسى عليه السلام قال : يا رب دلني على عمل إذا أنا عملته نلت به رضاك، فأوحى الله إليه ( يا ابن عمران إن رضاي في كرهك ولن تطيق ذلك ) قال : فخر موسى عليه السلام ساجدا باكيا ، فقال : يا رب خصصتني بالكلام ولم تكلم بشرا قبلي ، ولم تدلني على عمل أنال به رضاك . فأوحى الله إليه: إن رضاي في رضاك بقضائي).

[8] الكافي، ج2، ص62 (عجبت للمرء المسلم لا يقضي الله عز وجل له قضاء إلا كان خيراً له، وإن قرض بالمقاريض كان خيرا له، وإن ملك مشارق الأرض ومغاربها كان خيرا له). 

[9] الامامة والسياسة، ج 1، ص 20 (رضا فاطمة من رضاي ، وسخط فاطمة من سخطي ، فمن أحب فاطمة ابنتي فقد أحبني ، ومن أرضى فاطمة فقد أرضاني).

[10] المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص154 (قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم لفاطمة ان الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك) هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه.

[11] سوره احزاب، آیه 57.

[12] تفسير القمي، ج 2، ص 196 (وقوله «ان الذين يؤذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنيا والآخرة واعد لهم عذابا مهينا» قال: نزلت فيمن غصب أمير المؤمنين (عليه السلام) حقه واخذ حق فاطمة (عليها السلام) وآذاها وقد قال رسول الله صلى الله عليه وآله: من آذاها في حياتي كمن آذاها بعد موتي، ومن آذاها بعد موتى كمن آذاها في حياتي، ومن آذاها فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى الله، وهو قول الله: «ان الذين يؤذون الله ورسوله» الآية).

[13] الفصول المختارة، ص 88 (ولإجماع الأمة أيضا على قول النبي (صلى الله عليه وآله): من آذى فاطمة فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى الله عز وجل).

[14] مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص483؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 122 (.. قال بلى من آذى عليا فقد آذاني). حاكم نيشابوري آن را خبري صحيح مي داند و مي گويد: هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه.

[15] المعيار والموازنة، أبو جعفر الإسكافي، ص 224 (من آذى عليا فقد آذاني ومن آذاني فقد آذى الله).

[16] سوره احزاب،آیه 53.

[17] الكافي، ج1، ص414، ح9؛ تفسير الصافي، ج4، ص200 (الحسين بن محمد ، عن معلى بن محمد ، عن أحمد بن النضر ، عن محمد بن مروان رفعه إليهم في قول الله عزوجل : « وما كان لكم أن تؤذوا رسول الله » في علي و الأئمة (عليهم السلام ) كالذين آذوا موسى فبرأه الله مما قالوا ).

[18] تفسير الرازي، ج 4، ص 175؛ تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 41، ص 333 (ما أوذي نبي مثل ما أوذيت).

[19] الكافي، ج 2، ص350 (امام صادق(عليه السلام): قال الله عز وجل : ليأذن بحرب مني من أذى عبدي المؤمن وليأمن غضبي من أكرم عبدي المؤمن).

[20] روضة الواعظين، ص 293 (رسول خدا(صلى الله عليه وآله): من آذى مؤمنا فقد آذاني، ومن آذاني فقد آذى الله عز وجل، ومن آذى الله فهو ملعون في التوراة والإنجيل والزبور والفرقان).

[21] من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص13 (من آذى جاره حرم الله عليه ريح الجنة، ومأواه جهنم وبئس المصير، ومن ضيع حق جاره فليس منا، وما زال جبرئيل يوصيني بالجار حتى ظننت أنه سيورثه).

[22] من لا يحضره الفقيه، ج4، ص14(أيما امرأة آذت زوجها بلسانها لم يقبل الله عز وجل منها صرفا ولا عدلا ولا حسنة من عملها حتى ترضيه وإن صامت نهارها، وقامت ليلها، وأعتقت الرقاب، وحملت على جياد الخيل في سبيل الله، وكانت في أول من يرد النار. كذلك الرجل إذا كان لها ظالما).

[23] سوره نساء، آیه 59.

[24] بشارة المصطفى، ص 291؛ بحار الأنوار، ج 68، ص 179 (يا جابر بلغ شيعتي مني السلام وأعلمهم انه لا قرابة بيننا وبين الله عز وجل، ولا يتقرب إليه إلا بالطاعة، يا جابر من أطاع الله وأحبنا فهو ولينا ومن عصى الله لم ينفعه حبنا).

[25] الكافي،ج 2، ص 75 (من كان لله مطيعا فهو لنا ولي ومن كان لله عاصيا فهو لنا عدو ، وما تنال ولايتنا إلا بالعمل والورع).


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :