شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 0:54
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 191480
تاریخ انتشار : 30 شهریور 1395 12:11
تعداد بازدید : 429

غدير، سرجشمه تعالي وتكامل انسان وتثبيت حاكميت حق است

کارشناس حوزه و مولف در سیره و سیرت اهل بیت(ع) بیان کرد: متأسفانه در حال حاضر و در شرایط کنونی هم قابلیت استفاده و بهره برداری از مقام و جایگاه علمی حضرت امیر(ع) وجود ندارد. در زمان حیات حضرت امیر(ع) عدهّ محدودی آن هم از خواص و یاران امام(ع)، مانند سلمان فارسی و میثم تمّار و کمیل بودند که توانستند جرعه ای از علم و دانش حضرت(ع) را دریابند و بهره مند شوند.

محمد امین پورامینی در گفتگو با طلیعه:

 

غدير، سرجشمه تعالي وتكامل انسان وتثبيت حاكميت حق است

غدير، سرجشمه تعالي وتكامل انسان وتثبيت حاكميت حق است

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، به مناسبت فرارسیدن هجدهم ذیحجه و«عید الله الاکبر» و«افضل الاعیاد،امّت نبّی مکرم اسلام»، آغازسقایت وامامت مولی الموحدین، امیرالمومنین، حضرت علی(ع) وواکاوی سجایا و مناقب آن امام شریف(ع) و همچنین خصائل علمی والهی آن حضرت(ع) و نیز بررسی علّل غفلت و فراموشی خواص وبازماندگان حضرت محّمد(ص)، از فرمان الهی نسبت به امامت و ولایت حضرت امیر(ع) ، بر آن شدیم تا با حجت الاسلام و المسلمین محمد امین پورامینی، محقق و پژوهشگر و استاد حوزه ومولف در زمینه سیره و مناقب اهل بیت (ع)، گفتگویی ترتیب دهیم که ماحصل آن در ادامه از نظرتان می گذرد.


*برای شروع لطفاً بفرمایید، لقب «امیر المومنین» اولین بار و به چه علتی به حضرت علی (ع) اعطا شد؟

در باب وجود مقدسّ حضرت علی (ع)، موردی که مشهود است این است که همانگونه که خلافت ظاهري را مدتي از ایشان سلب نمودند، خواستند القاب ایشان را نیز به نوعی تصاحب و غصب نمایند و به نام دیگران ثبت کنند.یکی از این القاب مورد بحث، لقب «امیرالمومنین» است. این لقب و منصب و جایگاه به دستور خداوند سبحان و به وسیله نبّی مکّرم اسلام(ص)و در زمان حیات حضرت محّمد(ص) به حضرت امام علی(ع) اعطا شد. پیامبر مکّرم اسلام(ص) در این مورد فرمود: «یا علی، اَنتَ امیرالمومنین». در این باب و نسبت به این لقب و منصب در منابع و کتب شیعی روایات فراوانی وجود دارد، به طور نمونه، مرحوم شیخ صدوق در کتاب«أمالی»و درصفحه «450»آورده است که رسول اکرم(ص) فرمودند که:«ای علی، تو وصی و جانشین من هستی، تو مرا غسل خواهی داد و مرا دفن خواهی نمود و تو دین و قرض مرا ادا خواهی کرد، وهمانا که تو امیرمومنان و پیشوای مسلمانان هستی»، و بازدرهمین باب و درهمین کتاب و در صفحه«656»، این تعبیر آمده است که «یا علی، اَنت امیرالمومنین»و باز ازمرحوم شیخ صدوق ودر کتاب «فضائل الشیعه» در صفحه«15»، روایت شده است که رسول خدا(ص) رو کردند به حضرت امیر(ع) و فرمودند: «یاعلی، جنگ تو جنگ و نبرد من است، و صلح تو صلح و سازش من است، و جنگ و نبرد با من جنگ با خداوند است، و صلح و سازش با من، صلح و سازش با خداوند است. و در نهایت فرمودند: «یا علی تو امیرمومنان و پیشوای مسلمانان هستی». نبّی مکرم اسلام در باب شیعیان مولا علی(ع) فرمودند: « یا علی، شیعیان و پیروان تو دارای بهجت و شادابی هستند، و اگر تو و شیعیان و پیروانت نبودید، دین و آیین خداوند استواري و پایداری نمی یافت.» در این مورد یک حدیث و روایت جالب توجّه ای نیز وجود دارد که قابل توجه وعنایت است، وآن حدیث«مناشده» می باشد. دراین حدیث که توسط «محمد بن جریر طبری امامي» و در کتاب«المسترشد» در صفحه«346»، روایت شده است، آمده است که امیرالمومنین(ع) رو به مردم کردند و فرمودند:«شما را به خداوند سوگند می دهم که بگویید، آیا در میان شما به جز من، کسی وجود دارد که پیامبرمکّرم اسلام(ص) به او فرموده باشد که تو امیرمومنان و سید اوصیاء هستی؟»، پاسخ دادند: خير. بريده از صحابه پيامبر (ص)، به امام حسين (ع) مي گويد: رسول خدا (ص) به ما دستور داد كه با عنوان امير المؤمنين بر پدرت سلام كنيم، اين حديث را شيخ صدوق در كتاب «عيون اخبار الرضا» جلد اول صفحه «67» آورده است. و باز در این باب حدیث مهم وزيبايي مروی است که «شيخ طوسي» در «الامالي» صفحه«603»، آورده شده است، که روایت می کند«حضرت جبرئیل (ع) كه هر وقت که مجسم و مشهود می شد، به صورت یکی از صحابه،«دحیه کلبی»، مجسم و معلوم می گشت- در یکی از این مواضع که جبرئیل(ع) ظهور و تجسم یافته بود به حضرت امیر(ع) فرمود که« مژده بر تو باد که همانا من می خواهم پیام و خبر مسرت بخشی را به تو بگويم و آن مطلب این است که تو امیر مومناني.»، در روايتي ديگر كه شيخ طوسي در «الامالي» صفحه «295»در قضيه معراج پيامبر آمده است كه رسول خدا (ص) فرمود: وقتي كه مرا به آسمان بردند خداوند به من فرمود: اي محمد!  علي را با نام امير المؤمنين بخوان، كه هيچ كس پيش از او وپس از وي را به آن اسم نخوانده ام. بنابراين لقب و منصب«امیرالمومنین» جایگاه و مقامی است که از جانب «حق تعالی» و توسط نبی مکّرم اسلام(ص) به حضرت امیر(ع) اعطا شده است. در باب وجود مقّدس حضرت علی(ع) القاب دیگری مانند «صدیق» و «فاروق» نیز وارد و روایت شده است که متأسفانه همگام با سلب و غصب مقام و منصب ظاهري خلافت، این القاب نیز از غصب وبراي ديگران بكار گرفته شد، مرحوم «طبرسي» در كتاب «الاحتجاج» صفحه «230» روايت كرده است كه رسول خدا (ص) فرمود: هرجا كه علي است حق همان جاست، وهمانا علي صديق وفاروق است كه بين حق وباطل فاصله مي اندازد، «ان عليا يدور مع الحق حيث دار، وان عليا هو الصديق والفاروق، يفرق بين الحق والباطل» او ميزان شناخت حق از باطل است، چون هيچگاه او از حق، وحق از او جدا نمي شود.


* با توجه به اهتمام و مقبولیت قرآن کریم، در تمامی فرق و مذاهب اسلامی، و با توجه به صراحت قرآن کریم و در آیات متعدد نسبت به جایگاه و مقام حضرت امیر(ع) و نزول آیه شریفه «اکمال دین و اتمام نعمت» با خلافت حضرت امیر(ع)، جريان «سقیفه بنی ساعده» از کدام منبع نشأت گرفت؟

در این باب، یعنی شکل گیری جريان تاسف بار«سقيفه بنی ساعده» آنچه که باعث ایجاد و شکل گیری این مسئله شد، به هوای نفس انسان برمی گردد. روایت شریفی از امام سجاد(ع) وامام صادق(ع)روایت شده است که فرموند:«حب الدنیا راس کل خطیئه» یعنی این که دوستی و تعلق داشتن به دنیا و مطامع دنیوی ريشه وسرآغاز همه گناهان است. دنباپرستي فلاکت ونكبت و خسران ابدی به همراه دارد. انحراف خلافت نیز ریشه در دنیا دوستی و دنیا طلبی داشت. این مطلب را نه تنها ما كه بزرگان اهل سنت مانند امام غزالی تصريح وتصديق کرده است. غزالی کتابی دارد به نام«سِرّالَعالمین» که در مصر و لبنان و در ضمن «مجموعة رسائل الامام الغزالي) چاپ شده است. غزالی در این کتاب در صفحه«483»، آورده است که«پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع) را به خلافت منصوب نمود و این اتفاق در روز عید غدیر واقع شد» مطلبی که در این جا مورد توجه است این است که غزالی می گوید این اتفاق در روز«عید غدیر» واقع شده است و به مبارکی و میمنت و خجستگی این روز معترف است. غزالی می گوید در این روز اصحاب و یاران به حضرت امیر(ع) بابت این انتصاب الهی تبریک وتهنیت گفتند ولی بعد بنا به رياست خواهي وغلبه هواهاي نفسانی از این دستور الهی سرپیچی کردند و مقام حقّ خلافت را از حضرت علی(ع) سلب نمودند، و ما هم به همین گفته سراپا حق غزالی بسنده می کنیم، و ریاست طلبی و جاه طلبی كه ناشي از غلبه هواهاي نفساني است را ريشه این فتنه مي دانيم.


* در حدیث شریفی از حضرت امیر(ع) مروی است که فرمودند، از من بپرسید، تا مرا گم نکرده اید؟ مقام علمی حضرت(ع) را تبین نمایید؟ آیا مقام علمی حضرت(ع) علوم مدرن و جدید را نیز شامل می شد؟

این حدیث شریفی است که هم در منابع شیعی و هم در منابع اهل سنت وارد شده و بسیار معروف است و حضرت(ع) در این حدیث شریف می فرمایند:«سلونی قبل ان تفقدونی فانّی بطرق السّماء اعلم منّی بطرق الأرض»«نهج البلاغه خ 189» ، از من سوال و پرسش کنید، پيش از آنكه مرا از دست دهيد، كه من به راههاي آسمان از راههاي زمين آشناترم. این مطلب در کتب و منابع شیعی وسني آمده است و بسیار معروف است. حضرت علی(ع) شخصی است که طبق روایت وارد شده، علم کتاب نزد او است. اگر کسی در قضیه حضرت سلیمان(ع)، علم و آگاهی نسبت به برخي از کتاب داشت كه به تعبير قرآن كريم (سوره نمل آيه 40) علم من الكتاب را داشت، آن قدرت نمايي عجيب را داشت كه تخت بلقيس را پيش از برهم خوردن پلك چشم بياورد، كسي كه علم الكتاب را دارد چه جايگاه وعظمت وقدرتي دارد، باید دانست که تمامی آن علوم و آگاهی نزد حضرت امیر(ع) وجود داشته است. این جایگاه و مقام علمی به قدری رفیع و والا است که رسول خدا حضرت محمد(ص) فرمود:«انا مدینه العلم و علی بابها»«من شهر علمم و علی(ع) هم در است». اين حديث مورد اتفاق همه مسلمين است، وحتي حاكم نيشابوري در المستدرك على الصحيحين«جلد 3 ص127» آن را نقل وحكم به صحت مي كند.  و این تعبیر به زیبایی در شعر جناب فردوسي آمده است:

که من شهر علمم علیم در ست       درست این سخن قول پیغمبرست

در این باب باید دقت و توجه داشت که این مقام علمی و دانش موجود در وجود حضرت علی(ع)، اکتسابی نیست و دارای گستردگی و وسعت بسيار پهناوري است، و متأسفانه این نکته حائز اهمیت است که در آن دوره کسانی وجود نداشتند که بتوانند از این جایگاه و مقام علمی که حضرت(ع) بهره مند بودند استفاده نمایند. در حال حاضر و در شرایط کنونی هم توانايي استفاده و بهره برداری از این مقام و جایگاه علمی آنگونه كه بايد وجود ندارد. در زمان حیات حضرت امیر(ع) عدهّ محدودی آن هم از خواص و یاران امام(ع)، مانند سلمان فارسی و میثم تمّار و کمیل بودند که توانستند جرعه ای از علم و دانش حضرت(ع) را دریابند و بهره مند شوند. در باب جایگاه و گستره علمی حضرت(ع)بي ترديد می توان اذعان کرد که گستره علمی ایشان، علوم جدید و نوین را نیز شامل می شده و نباید این طور تبین و تشریح شود که مقام علمی این بزرگواران فقط منحصر می شد به علوم الهی و معارف خاص دینی، بلکه گستره علمی و جایگاه دانش این بزرگواران شامل دین و دنیا و آخرت مردم می باشد. این مطلب تنها اشاراتی است که حضرت(ع) در باب علوم مدرن و جدیدی نسبت به زمان و فهم مردم آن دوره بیان داشته اند وهزاران بار افسوس، متأسفانه فضا و موقعیت برای تبین و تشریح این مسائل برای حضرت(ع) آماده نبود.ایشان در قریب مدت چهار سال و اندی که خلافت ظاهري داشتند، بیشتر درگیر دفع فتنه ها و سرکشی های یاغیان و طاغوتیان بودند و کمتر مجالی برای حضرت(ع) به وجود آمد تا ایشان مسائل و گستره علمیشان را بيان نمایند. مقام علمی و دانش حضرت(ع) لدنی و خاص و الهی و القایی است، وبي شك دانش و علوم و نوین را نیز شامل می شده است.

 

* چگونه می توان مقام علمی حضرت امیر(ع) را با توجه به فضای پر ابهام و پر تلاطم حال حاضر تبین نمود؟

در مورد جایگاه علمی و دانش اهل بیت(ع) می بینیم که درزمان امام صادق(ع) و بنا به فراهم شدن بستر و موقعیت جامعه، شرایط القاء و بسط علوم مختلف صورت می گیرد. این مطلب نشان می دهد که این علم و آگاهی از یک منبع جاری و ساطع است، چون این بزرگواران در واقع یک نور واحد هستند و همگی از یک محل و ناحیه آگاه و عالم می شوند. در زمان امام صادق(ع) و بنا به آمادگی شرایط می بینیم که ایشان مطالبی را در باب جهان طبیعت، کالبد شکافی بدن انسان، نجوم و مسائل پزشکي بیان می کنند. ايتجانب با اين نگاه، كتابي با عنوان:«الامام جعفر الصادق رمز الحضارة الاسلامیة» نگاشته ام که در واقع نقش امام صادق را در پايه گذاري وعمق بخشيدن تمدن اسلامی، با بيان مصاديق مورد بررسي قرار مي دهذ. بنابراین با توجه به این جایگاه، این تمدن اسلامی است که تمام ابعاد مختلف زندگی انسان را فرا می گیرد و یک بُعد اساسی و اصلی آن بُعد مادی انسان است .در این کتاب و از امام صادق (ع) مطالب دقیق و کاربردی در مورد فیزیک و جهان طبیعت بیان شده است. بنابراین کاملاً مشهود و معلوم است که علم و دانش ائمه(ع)، فقط در باب متافیزیک نیست، بلکه شامل فیزیک و جهان هستی و جهان طبیعت نیز می باشد. در مورد تبین و نشر جایگاه و مقام علمی حضرت امیر(ع) و رسیدن به مقاصد عالی و غایی علمی در حال حاضر باید توجه داشت که تنها راه و مسیر برای دسترسی و دست یابی به تعالیم وارشادات ائمه(ع) و خصوصاً حضرت امیر(ع)،برگشت به همان میراثی که از این بزرگواران و حضرت امیر(ع) به یادگار مانده است. باید دقت داشت که این مسیر دارای گستره وسيعي است، کتاب «نهج البلاغه»، قطره ای است از یک دریايی بی کران، و باز باید یادآور شد که این کتاب تمامی سخنان حضرت امیر(ع) نیست. در مورد این اثر می بینید که ابعاد این کتاب نیز تنها در یک بُعد واقع نشده است و در ابعاد گوناگون زندگی انسانوارد شده و تبین مشی نموده است. بنابراین جرقه ها و بارقه های علوم مختلف را در کلمات و بیانات گسترده حضرت امیر(ع) می بینیم و این بارقه ها می توانند روشن کننده و تبین کننده مسیر و صراط درست برای ما باشند.

انتهای پیام/

 http://www.talie.ir/?p=30096


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :