شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 1:31
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 211110
تاریخ انتشار : 9 خرداد 1396 9:41
تعداد بازدید : 334

نمي از يم رمضان4

نمی از یم رمضان/4- اقامه امر خداوند، حاکمیت یافتن احکام در سطح جامعه است که کمال آن در پرتو حکومت اسلامی میسر است/ اگر شیرینی یاد خدا چشیده شود اوامر الهی در سطح فرد و اجتماع حاکمیت پیدا می کند و بروز منکرات کم رنگ خواهد شد واز جامعه رخت برمی بندد

دعاي روز چهارم

«اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِكَ واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ یـا أبْصَرَ النّاظرین»[1].

خدایا نیرومندم نما در اين روز به پا داشتن دستور وفرمانت، و بچشان در آن شیرینى یادت ، و وادار  مرا در آن براى انجام سپاس گذاریت،  ونگهدار مرا در این روز به نگاه داری و پرده پوشى ات، اى بیناترین بینایان.

در دعای روز چهارم تکیه بر چند نکته شده است:

1-    اقامه امر

2-    شیرینی یاد خدا

3-    شکر و سپاس گذاری

4-    درخواست قرار گرفتن در پناه الهی.

فراز اول دعا برای اقامه امر خدا است. «اللهمّ قوّنی فیهِ على إقامَةِ أمْرِكَ»؛ خدایا به من قدرت و نیرو بده امر تو را اقامه کنم. اقامه امر به پا داشتن و حاکمیت اوامر الهی است، این دستورات نبايد در كتاب ها محصور بماند واز صحنه تحقق در جامعه کنار بماند، دستورات واوامر الهی باید در صحنه های فردی و اجتماعی بروز پیدا کند. شايد بتوان گفت كه در حقیقت اقامه امر خداوند ناظر به حاكميت يافتن احكام در سطح جامعه باشد كه كمال آن در پرتو حكومت اسلامي ميسر است.

برخی می پندارند که دینداری یک مسئله شخصی است و هرکس صلاح خویش را می داند و دیگران هيچ وظیفه ای ندارند، اما اين برداشت ناقص وانحرافي است، جنبه دیگر دین اجتماعی است.

وظیفه همه، مخصوصا مسئولین آن است که جلوه اجتماعی جامعه اسلامی را حفظ کنند. برخی این تفکر را رواج می دهند که باید تنها با فرهنگ سازی ظاهر جامعه اسلامی را حفظ کنند و در ورای این تفکر می خواهند از پیاده کردن مظاهر اسلامی شانه خالی کنند، اما واقعیت آن است که جامعه ما دستخوش آسيب هاي جدي است که باید با ظرافت و لطافت و دقت وقدرت درصدد حل آن باشیم.

مانند آنکه در مسئله بدحجابی ويا احيانا بي حجابي نباید صرفا به بيان لزوم کار فرهنگی ويا حتي انجام آن بسنده کرد و نسبت به ظاهر اجتماع شانه خالی کرد. کار فرهنگی به جای خود لازم وصد البته ضروري است، اما حفظ ظاهر جامعه اسلامی وظیفه مسئولان و آحاد جامعه است، كه سستي در آن عواقب جبران ناپذيري را بهمراه دارد، واز اين روست كه امر به معروف ونهي از منكر داراي مراتبي است، يك مرتبه آن مرتبه تذكر لفظي است كه وظيفه همگاني است كه در فرهنگ سازي بسيار مؤثر است، ويك مرتبه آن برخورد است كه وظيفه دستگاه هاي اجرايي است.

مظاهر گناه چه بسا در جامعه جلوه وكشش دارد که اگر در بروز وظهور اجتماعي آن سستی شود منجر به نا امنی خانوادگي واجتماعي می شود ونمي توان از آن به سادگی گذشت. بنابراین در این فراز از دعا از خداوند می خواهیم که خدایا به من قدرتی بده که امر تو را به پا دارم، کاری کنم که اوامر تو، خواسته های تو جلوه ونمود پیدا کند و در جامعه پیاده شود.

سؤال این است که چرا بعضی از اقامه کردن اوامر الهی در جامعه شانه خالی می کنند و زیر بار نمی روند؟ پاسخ اصلی این سوال در فراز بعدی دعا آمده است.

«واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ»؛ خدایا به من شیرینی یادت را بچشان. یک جهت عمده شانه خالی کردن از اوامر الهی بدین علت است که ما مزه بندگی را نچشیده ایم؛ اگر انسان مزه بندگی خدا را بچشد به مسیر انحراف نمی افتد، واگر افتاد به مسير حق بازخواهد گشت. اگر شیرینی یاد خدا چشیده شود خود به خود اوامر الهی در سطح فرد و اجتماع حاکمیت پیدا می کند و بروز منكرات كم رنگ خواهد شد واز جامعه رخت برمی بندد.

چشيدن شيريني مزه بندگی است كه پيشوايان ديني را به انجام عبادتهاي طاقت فرسا وا مي دارد، رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) به قدری به نماز می ایستادند که پاهای ایشان ورم می کرد. برخي این كار اعتراض کردند واز سر دلسوزي گفتند: شما که پیغمبر و فرستاده خدا هستید و از عصمت برخوردارید؛ چرا اینگونه خود را به رنج وزحمت مي اندازيد؟رسول اکرم (صلى الله عليه وآله) در پاسخ فرمود: « آیا من بنده شکر گزار نباشم؟»[2] پیامبر هموار منتظر رسیدن وقت نماز بود و به بلال می فرمود:«راحتمان كن اي بلال!»[3] عبادت مایه راحتی رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) بود؛کمال لذت پیامبر (صلى الله عليه وآله) در عبادت کردن پروردگار بود.

همچنان که امیرالمؤمنین (عليه السلام) در نماز از خود بی خود می شدند و از حال می رفتند. تا آنجا که تصمیم گرفتند تیر را از پای حضرت در زمان نماز بیرون بکشند تا درد را احساس نکنند. این یعنی اينكه حضرت امیر المومنین(عليه السلام) چنان غرق در عبادت است كه دردی را احساس نمی کند.

در شب عاشورا نیز سیدالشهداء فرصت خواستند و فرمودند: «خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم»[4] تمام این مصادیق یعنی لذت و حلاوت عبادت که در این فراز از دعا خواندیم: «خدایا شیرینی ذکر و یاد خود را به من بچشان.»

پس از آن مي خوانيم: «وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُكْرَكَ بِكَرَمِكَ»؛ أوْزِعْنی به معنای این است که من را ترغیب کن؛ من را وادار کن؛ در دلم بینداز؛ که من ادای شکر تو را بکنم و سپاس تو را به جای بیاورم. این فراز از دعا از خداوند می خواهد که انسان در مسیر و جهتی قرار بگیرد که شکر خدا را بکند.

این که انسان در مسیر شکرگزاری خداوند قرار بگیرد و به این موضوع ترغیب و واداشته شود احتیاج به لطف وکرم و عنایت خداوندی دارد، از اين رو گفته است بكرمك، يعني به كرم تو. توفیق ادای شکر، احتیاج به شکر دیگری دارد. در حقیقت اين تسلسلی است که پایان ندارد. ودر واقع کسی توان شکر ندارد مگر با عنایت و کرم خداوند. به قول سعدی:

از دست و زبان که برآید

کز عهده شکرش به در آید

خداوند در سوره ابراهيم می فرماید: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديد»[5]؛ اگر شکر من را انجام دهید نعمتم را بر شما می افزایم و اگر نه منتظر عذاب باشید. همين معني را مولانا در قالب شعر قرار داده ومي گويد:

شکر نعمت نعمتت افزون کند

کفر نعمت از کفت بیرون کند

در نتیجه فراز سوم این دعا به شکر و سپاس گزاری مرتبط است.

در فراز بعد مي خوانيم: « واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْكَ وسِتْرِكَ یـا أبْصَرَ النّاظرین» در اين فراز از خداوند می خواهیم که ما را در این روز و در این ماه حفظ کند؛ حفظ کردن دو گونه است یک معنا آن است که خدایا ما را حفظ کن که به گناه نیفتیم، یعنی با ترک گناه ما را حفظ کن که به دام شیطان نیفتیم. در مرحله دوم اينكه اگر در دام شیطان گرفتار شدیم برگردیم و توبه کنیم. این ستر وپوشش خداوندي است که بدی های انسان را مي پوشاند.

در نتیجه این حفظ دو گونه است؛ یکی آنکه می گوییم: خدایا ما را حفظ کن که به گناه نیفتیم؛ اما اگر به دام شیطان گرفتار شدیم و مرتکب گناه شدیم تو ما را حفظ می کنی و پرده دری نمیکنی.

هيچ گناهي را نبايد دست كم گرفت، گاه آتش سوزی های بزرگ جنگل به واسطه سوختن چند برگ ریز است كه سرايت مي كند، بنابراین کسی نباید بگوید اين گناه کم اهميت است، و یا اینكه اين معصیت شخصی و فردی است.

بله گناه علني بسيار بزرگتر وعقابش بيشتر است، گناهاني كه در ملاء عام واقع می شوند امنیت وسلامت جامعه را به هم می زند؛ وانجام وقوع آن معاصی را در جامعه عادي جلوه مي دهد، از اين رو به قبح وزشتي آن به مراتب بیشتر مي شود. فردی که گناهي را علنی انجام می دهد ویا خبر انجام گناهی را پخش می کند گاهي از اصل گناه قبیح تر و ناپسندیده تر است. گاه فردی روزه خود را در خانه اش می خورد، اما اگر بیاید و علنی روزه خود را بخورد گناهش بيشتر وعقابش افزون تر است. ويا گاهي گناهي در ظرف زماني خاص ومقدسي انجام مي شود، كه همين وضع را دارد، از اين رو حضرت امير مؤمنان(عليه السلام) به كسي كه در ماه رمضان شراب خورده بود افزون بر اجراي حد شراب خوري (80 ضربه شلاق) به وي بيست ويا سي ونه ضربه اضافي زده شد[6]،  چون وي حرمت ماه مبارك رمضان را نگاه نداشته بود.

به هر ترتیب افرادی هستند که بهر علتي گاهي می دانند شخصي گناهي را انجام داده است؛ آن ها نباید دانسته خويش را در بوق کنند و در سطح اجتماع پخش کنند. اصل قضیه حتی اگر صحیح باشد پرده دری و بردن آبروی اشخاص با اخلاق اسلامی نمی سازد، در گناه هم بحث حفظ نفس است و هم بحث پرده دری نکردن و آبروی کسی را نبردن است. بلي اگر انجام يك گناه با اقرار وبينه ثابت شد حاكم وظيفه اي جز اجراي حكم شرعي ندارد.

در آخر مي گوييم: «یـا أبْصَرَ النّاظرین.» اي بيناترين بينايان! خداوندی که نسبت به همه بینندگان بیناتر است همو ستار العیوب است و می پوشاند و این درسی است که ما باید فرا بگیریم.



[1] إقبال الأعمال، ج 1، ص 257 (اللهم قوني فيه على إقامة أمرك ، وأذقني فيه حلاوة ذكرك ، وأوزعني فيه أداء شكرك، يا خير الناصرين)؛ المصباح، ص 613 (اللهم قوني فيه على إقامة أمرك وأوزعني لأداء شكرك بكرمك واحفظني بحفظك وسترك يا أبصر الناظرين).

[2] مستدرك الوسائل11/253-12912.

[3] مفتاح الفلاح141.

[4] تاريخ طبري، ج4، ص317.

[5] ابراهیم: 7.

[6] اقبال الاعمال، ص260- وسائل الشيعه28/231- 34632.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :