شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 2:11
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 241003
تاریخ انتشار : 7 تیر 1397 19:9
تعداد بازدید : 200

الگوگرفته از ميرزاي شيرازي وامام خميني

استاد پوراميني در خلال زيارت عتبات عاليات عراق ديدارهاي مكرري با آيت الله سيستاني داشته وحاصل آن ثبت نكاتي ناب وتوصيه هايي ارزشمند در خاطر ايشان بوده كه در مصاحبه با عصر انديشه به اهم آن ها اشاره كرده است.

سیره رفتاری آیت الله العظمی سیستانی


در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین محمد امین پورامینی


undefined


پيش درآمد

حجت الاسلام والمسلمین استاد محمد امین پورامینی به تاریخ 23/10/1341 هجری شمسی مصادف با 16 شعبان المعظم 1382 هجری قمری به دنیا آمد، دروس حوزوي را از سال 1359 آغاز كرد وتاكنون در عرصه هاي گوناگون علمي وتبليغي فعاليتهاي گوناگون داشته است. درس وبحث وپژوهش وتدريس ونگارش در حوزه هاي گوناگون فقهي، حديثي وتاريخي را سرلوحه نشاط علمي خود قرار داده است، برخي از آثار چاپ شده استاد عبارت است از: «المروي من كتاب علي (ع)»، «موسوعة الاعتكاف»، «الأيام الشامية من عمر النهضة الحسينية»، «الامام جعفر الصادق(ع) رمز الحضارة الاسلامية»، «بقيع الغرقد في دراسة شاملة»، «صلاة التراويح»، «از جهاد تا شهادت در قرآن وروايت»، «اربعين حسيني»، «نمي از يم رمضان»، «خورشيد كربلا»، «در جستجوي فدك»، «حجر اسماعيل»، «اسرار ومعارف حج»، «حاجت ها ووسيله ها».. ودر نگارش «معجم أحاديث الامام المهدي (ع)» ومجموعه «مع الركب الحسيني من المدينة الى المدينة» وتحقيق كتاب «مقتل الامام الحسين (ع)»  نقش آفرين بوده است. برخی از مشایخ اجازه وي عبارتند از: آیات عظام  شیخ محمد رضا طبسی نجفی ، سید شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی، شيخ موسى شراره عاملي، سید محمد رضا حسینی جلالی و.. . استاد حجت الاسلام والمسلمین محمد امین پورامینی در زیارت عتبات عالیات عراق چندين ديدار با مرجع عالیقدر عالم تشیع آیت الله العظمی سیستانی داشته اند که دربردارنده نکاتی ناب و توصیه های ارزشمند بوده است که ما حصل این دیدارها در این گفتگو تقدیم می گردد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مختصری درباره جامعیت و مرجعیت حضرت آیة الله سیستانی و نقش ایشان را در تحولات منطقه بیان کنید؟

آیت الله العظمى سیستانی از معدود فقيهاني است که بین مکتب خراسان و قم و نجف جمع  کرده است که این خود جامعیتی را برای ایشان بوجود آورده است. ایشان اهل مشهد هستند و ابتدا در حوزه مشهد و بعد در حوزه قم در محضر آیت الله العظمی بروجردی حضور داشتند و می توان گفت شيوه درس مرحوم آيت الله آقای بروجردی در شیوه استنباطی و فقهی این بزرگوار اثرگذار بوده است، و بعد هم در نجف اشرف در محضر آیت الله العظمی خوئی و آیت الله العظمی شیخ حسین حلی و دیگر اساتید حاضر شدند، و این جامعیتی است که در ایشان می بینیم که چه بسا جمع آن را در یک فرد کمتر شاهد باشیم. البته بزرگاني كه سالياني دراز توفيق درك محضر علمي ايشان را يافتند كه شماري از ايشان از مدرسان سطوح عالي وخارج حوزه اند بهتر مي توانند ابعاد گوناگون بعد علمي ايشان را تبيين وروشن سازند، كه ضروري است. آنچه مورد توجه حقیر به عنوان یک طلبه کوچک است، نقش مرجعيت و مديريت حكيمانه وبزرگی است که ایشان در این عصر پر التهاب سياسي از خود نشان داده اند، و در واقع بار مرجعیتی است که بر دوش کشیده اند و به نحو احسن اداره کرده و بروز داده اند، و عزت و عظمت مرجعیتی مثل میرزای شیرازی را در یک بعد از خودشان نشان دادند. در دیدار اخیری که بنده چند ماه قبل به مناسبت تقديم دو جلد از موسوعة الاعتكاف خدمت ایشان رسیدم این مطلب را عرض کردم که شما هیبت و عظمت مرجعیت میرزای شیرازی را در این دوره زنده کردید، و ایشان هم با بزرگواری سر را پایین انداختند و سخنی نگفتند.

 

نقش مرجعیت آیت الله سیستانی در اتحاد ملت عراق را چگونه ارزیابی میکنید؟

 تأثیری که ایشان در مردم عراق و ایجاد الحشد الشعبی وبرانگيختن روحيه جهاد وگسيل خيل جوانان به سوي جبهه نبرد با داعشيان وگروه هاي تكفيري داشتند از الطاف الهي وفوق حد انتظار وبسيار عجيب بود، وما را به ياد بسيج خودمان در دوره جنگ تحميلي وتأثير كلام وبيان امام خميني مي اندازد، ومي توان گفت الگویی برگرفته شده از تجربه موفق انقلاب اسلامی ماست و آن تکیه و بها دادن به مردم و سپردن مسئولیت به عهده جوانان پاک و خالص است، این مطلب اعتماد متقابل بین ایشان و مردم عراق را می رساند و در تاریخ عراق بی نظیر است، شنیدم یک وقتی مرحوم آیت الله العظمی حکیم برای یک مطلب سیاسی از مردم خواسته بودند که نصف روز بازار را ببندند که بتوانند بر حکومت وقت عراق فشار بیاورند و به نتیجه مطلوب برسند، ولی متاسفانه مردم همراهي نكردند، و بعد دیدید که چطور سی سال گرفتار حکومت بعثی ها شدند، ولی بحمد الله دید و سطح فکر مردم و موقعیت مرجعیت در کشور عراق تفاوت کرده است، البته باید دانست که پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی در بیداری ملت ها و مخصوصاً شیعیان عراق ایفا کرده است. اما آنچه مهم است نه صرفا صدور فتواست، بلكه مهم تر نفوذ فتوا وزمينه عملياتي يافتن آن است، چرا آيت الله سيستاني اينگونه در دلهاي مردم عراق - وبيرون عراق- جا باز كرده است؟ اين مطلب كمي نيست، وبايد سرمشق قرار گيرد. گاه مي بينيم كه گويا ساكت است، ولي به ناگاه با يك موضع گيري سياسي اجتماعي معادله را برهم مي زند وآنچه به صلاح اسلام ومسلمانان ومردم عراق است به كرسي مي نشاند، كه نمونه هاي فراواني دارد، مثل كسر محاصره نظامي نجف وصحن أمير مؤمنان علي (ع) پس از ورود سربازان انگليسي، جلوگيري از وارد شدن هتك به حرم امير مؤمنان (ع)، جلوگيري از تدوين قانون اساسي امريكايي وتكيه بر انجام اصلاحات وهمه پرسي قانون اساسي، جلوگيري از وقوع جنگ مذهبي شيعه وسني، مطالبه انجام خدمات گسترده دولت به مردم ومبارزه با فساد اقتصادي، و..


تاثیر و جایگاه حوزه نجف و مرجعیت آن در بحران های سیاسی معاصر در جوامع اسلامی چگونه است ؟

جالب است كه بدانيد امروز در حوزه علميه نجف اشرف مراجع چهارگانه حضور دارند که از چهار نقطه دنیا هستند، صدام و بعثیون سعی کردند حوزه علمیه نجف را از بین ببرند و ضربات زیادی به آن وارد کردند و بزرگانی را اخراج کردند، مخصوصاً با اخراج علمای ایرانی ساکن در نجف اشرف، حوزه نجف خیلی تضعیف شد، اما با عنایت امیر المؤمنین (ع) حوزه نجف محفوظ ماند و امروزه چهار مرجع از چهار کشور دنیا در حوزه علميه نجف اشرف حضور دارند: آیت  الله العظمی سيد علي حسيني سیستانی از ایران و شهر مشهد، آیت الله العظمی شيخ محمد اسحاق فیاض از افغانستان، آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم از عراق و آیت الله العظمی شیخ بشیر نجفی از پاکستان چهار مرجعی هستند که از چهار کشور دنیا بعنوان مراجع جا افتاده نجف مطرح هستند، و البته در بین این بزرگواران، آیت الله العظمی سیستانی می درخشد و این سه بزرگوار فوق العاده احترام ایشان را دارند و ایشان هم همینطور، نفوذ ایشان در کشور عراق هم به خواست وعنايت خداوند زیاد است، به تعبیر یکی از آقایان که اخیراً خدمت ایشان رسیده بود گفته بودند در هر خانه ای لا اقل یک نفر به فتواي جهاد كفايي جواب مثبت داد، و اينگونه جوانان در مبارزه با داعشیان وارد صحنه جنگ شدند، و خدا این برکت را در این فتوا قرار داد که این یک امتیازی بر دوره میرازی شیرازی دارد، در دوره میرزای شیرازی ابهت و عظمت مرجعیت جلوه گر شد و همچنین نقشی که میرزا در برخورد حكيمانه وحليمانه با اهل سنت در سامرا از خود نشان دادند که با نهایت عقل و تدبیر آنها را منقاد خودش قرار داده بود و اینجامی بینیم آیت الله سیستانی از ابتدای کار بسیار متوجه بودند و همه را بر حذر داشتند که ما وارد جنگ طایفه ای به معنای جنگ شیعه و سنی نمی شویم، و جمله معروفی از ایشان نقل است که اگر همه ما را هم بکشند، ما وارد جنگ طائفی شیعه و سنی نمی شویم، اما بحث داعش دیگر بحث اهل سنت نیست آنها جنایتکارانی هستند که گرچه زیر چتر و لوای مکتب خلفا قرار گرفته اند اما یک مشت افراد جانی ووحشي هستند كه به جان مردم شيعه وحتي سني افتادند، و کسی که می خواهد به جنگ چنین افرادی برود اول باید از درک و بصیرت بالایی برخوردار باشد و بفهمد که اینجا بحث شیعه و سنی مطرح نیست و بحث مقابله با نقشه شوم آمریکایی – صهیونیستی در منطقه مطرح است،


نفوذ فتوای آیت الله سیستانی و تشکیل بسیج مردمی در عراق را شرح دهيد.

همانطور که میدانید با خیانتی که انجام شد حدود یک سوم کشور عراق از دست رفت، اما آن چیزی که به داد ملت و دولت عراق رسید حضور الحشد الشعبی یعنی همان بسیج مردمي بود که به برکت فتوای آیت الله سیستانی تشکیل شد ، اینجا ما عنايت ويژه الهي را در این فتوا می بینیم، گويا نقش و تأثیر امام خمینی را  مي يابيم، که چطور آن نفوذ کلامی که حضرت امام داشت كه مردم را بسیج کرد و وارد جبهه جنگ کرد و مردم با عشق و علاقه بعنوان واجب دینی وارد صحنه کارزار شدند، همین الگو وروش را در کشور عراق در رابطه با فتوای واجب کفایی آیت الله سیستانی می بینیم، در واقع ما امروز عزت و عظمت ونفوذ میرزای اول ودوم شیرازی و امام خمینی را با هم، در وجود آیت الله سیستانی در عراق می بینیم.

 

موضع آیت الله سیستانی در رابطه با انقلاب اسلامی ایران چیست ؟

بنده تنها چندین بار خدمت ایشان رسیده ام، در این دوره آخری که خدمت ایشان رسیدم آثار پیری بر چهره ایشان مشخص شده بود، كه از حضرت حق سلامتي وطول عمر براي ايشان مسئلت داريم. در دوره صدام وضعیت عجیبی بود، هنوز راه زيارت از ايران باز نشده بود، براي تبليغ لبنان بوديم، پس از بازگشت به سوريه گاراژهاي زينبيه صدا مي زدند: كربلا كربلا، دل ما كربلايي شد، با استخاره وبدون ويزا سوار ماشين شديم، چون گفتند سر مرز وليد با گرفتن پنجاه دلار ويزا مي دهند. بنابراين از مسیر سوریه به عراق رفتيم. ودر دو سفر ديگر در همان دوره از ايران توفيق زيارت يافتيم.  چندين مأمور بعثي مراقب ما بودند، مخصوصا ما كه ملبس بوديم وبه زبان عربي آشنا. به هر حال تصميم زيارت آيت الله سيستاني را گرفتم ودر وقت مناسب از ديد مأموران خارج شدم وبه سمت شارع الرسول وبيت آيت الله سيستاني رفتم، آدرس كوچه ومنزل را از مغازه داران گرفتم. مأمورین بعثی در کوچه و خیابان حاضر بودند، جو بسيار سنگين وامنيتي وپليسي بود، منزل ایشان تحت نظر بود و با دردسر عجیبی توانستیم وارد منزل ایشان بشویم، و حتی مأمورین بعثی که آنجا حاضر بودند گمان کردند بنده لبنانی هستم که اجازه ورود دادند، آقا زاده ایشان آسید محمد رضا سیستانی وسط خانه بودند و در جا پرسیدند از ایران هستید؟ گفتم بله، که ما را از درب سمت چپ وارد کردند، عده ای از مردم هم برای زیارت ایشان حاضر بودند و به مجرد ورود این بزرگوار از جا برخاست و ما را شرمنده کرد، نشستیم، من خودم را معرفی کردم، ایشان با جد ما مرحوم آیت الله العظمى حاج شیخ محمد رضا طبسی نجفی رفاقت داشت و آشنا بود و محبت داشت، هر وقت كه خدمت ايشان رسيدم از ايشان ومجالس روضه اي كه در خانه – طمه در بازار حويش- داشتند به نيكي ياد مي كنند، در جلسه اول – دوره صدام- پس از مدت كوتاهي با اشاره فرمودند درب را ببندید، مجلس كاملا خصوصي شد سه چهار نفر بيشتر نبودند، آنگاه لب به سخن گشودند وفهميدم مقابل شخصيتي قرار گرفتم كه گرچه كاملا زير نظر است وفاصله جغرافيايي ومكاني با ايران دارد ولي بسيار ريز بين وروشن وواقف به مسائل ماست. شروع به صحبت کردند، مطالب متراكم بود ونگراني هاي زيادي داشتند، گويا فرصت را مناسب يافته بودند كه مطالب را منتقل كنند وفرمودند به آقايان برسانيد. ايشان چندين نکته را فرمودند، یکی از مطالب این بود که فرمودند: من نه تنها در تاریخ بلکه در فلسفه تاریخ متخصصم، رمز سقوط ملتها را مطالعه کرده ام، برای شما احساس خطر می کنم! آن چیزی که امروز نصیب شما شده است (منظورشان سرمايه عظيم روحانيت وانقلاب بود)، ارزان به دست شما نرسیده است، قدر  بدانید، ببینید ما چطور زندگی می کنیم، این را تأکید کردند که مفادش این است که نعمت بزرگ در دست شماست و شما بايد قدر آن را بدانيد، در واقع به برکت گذشتگان و پشتوانه قوی ای است که روحانیت در طول تاریخ جمع کرده است و الان در دست شماست، تکیه کلامشان روی این جهت بود. کلام دیگرشان نسبت به جوانان بود که با ناراحتی و با حالتي كه صورت ايشان سرخ شده فرمود: شما که جوانانتان را از دست داده اید، خواستم توضیحی بدهم که فرمودند آقا من مسموعاتم زیاد است، يعني اخبار را دارم ووضعيت را آگاهم، اشاره داشتند که باید جوانان را نگه دارید و آنها را از دست ندهید. و جهت دیگر تأکیدشان نگرانی ایشان نسبت به زندگی لوکس و رفاه طلبی عده ای از ما بود. زهد ودوري از مظاهر رفاه وتجمل در شيوه عملي او نمود ونماد دارد، واين خود يكي از علل توجه مردم به ايشان است.

 

خاطرات و نکاتی در رابطه با سیره رفتاری آیت الله سیستانی بیان کنید.

منزل ایشان منزل کوچک و محقری است که این بزرگوار نزدیک به ده ها سال در این منزل ساده که اجاره ای است زندگی می کنند، امروزه پول زیادی از همه جای دنیا برای ایشان می آید و جایی دیدم ایشان فرموده اند من از این پولها مصرف نمی کنم و زندگی من از راه نذورات مردم اداره می شود، سند اجاره منزلشان که هر سال تمدید می کند مدتی قبل پخش شده بود، یعنی ایشان بعد از سالیان دراز زندگی در نجف اشرف یک منزل ملکی كوچك هم برای خودشان تهیه نکرده اند، اگر بخواهیم رمز نفوذ در دلها را کشف کنیم يكي همين جهت است که آیت الله سیستانی در بین مردم فقیر عراق بصورت عادی و طبیعی زندگی کرده اند وبا آنان هم درد بوده است. و هر فقیری که آنجا بیاید از زندگی ساده این بزرگوار التیام خاطر پیدا می کند و آرام می گیرد، لذا اگر ایشان آن توصیه را بفرمایند که به  رفاه طلبی و زندگی لوکس مبتلا شده اید، خودشان آن زندگی ساده را دارند. از دیگر سفارشات ایشان این بود که با مناعت طبع وبزرگواري، طوری با مردم زندگی کنید که فکر نکنند شما به فكر منافع خودتان هستيد، نبايد این تصور در ذهن مردم خطور کند. نظم خوبي را در بيت ايشان ديدم، افرادی ديدم که خدمت ایشان می رسیدند و می خواستند دست ایشان را ببوسند، به مجرد اینکه دو کلمه حرف می زدند ایشان سریع منتقل می شد که او مثلا مسئله شرعی دارد، می فرمود پیش آن آقا بروید، اگر مسئله اجتماعي داشت به شخص دیگری معرفی می کردند، گويا افرادی که نزدیک ایشان بودند برای موضوعات خاصی مشخص شده بودند. و جالب این بود که شخصی که وجوه شرعيه آورده بود عراقی بود و ایشان نپذیرفت و فرمود برو در منطقه خودت صرف کن، در آن زمان مردم عراق ضعیف بودند و هم شنیده ام که ایشان الان هم اجازه داده اند که مردم عراق خودشان به دست فقرا برسانند و این جريان را هم خودم دیدم كه ايشان نپذيرفت واجازه داد كه طرف خودش آن را در منطقه خود به مصرف فقرا برساند. مطلبی هم بعنوان مطایبه عرض کنم، یک وقت من خدمت ایشان بودم، طلبه ای روبروی ایشان نشست و سلام کرد، آقا به ایشان فرمود: شما از افغانستان هستید؟ گفت: خیر، ما از تربت جام هستیم، ایشان فرمود: تربت جام و افغانستان خیلی فرقی ندارند، قسمتی از سیستان ما هم در افغانستان است! نباید ناراحت بشوید!، يك بار سخن از اسراف مالي حتى در چاپ پيش آمد، فرمود: می بینیم یک سری از کتابهای تحقیقی که در قم چاپ می شود، یک کتاب که پانصد صفحه است، نصف کتاب مقدمه محقق است، مثل اینکه آنقدر پول هست که نمی دانند چطور باید خرج کنند!، تعبیر بنده این است که ده یا بیست صفحه برای چنین کتابی معقول است، اما برای یک کتاب پانصد صفحه ای دویست و پنجاه صفحه بخواهیم مقدمه بزنیم، این تضییع کردن است، ایشان حتی در این نکات ریز، از بحث ها وچالشهاي سیاسی و فرهنگی و توجه به جوانان تا بحث روش تحقیق اطلاع داشتند، ما در وجود این بزرگوار این ديد و این جامعیت را می بینیم.

 

جایگاه و مشی سیاسی آیة الله سیستانی را در بین دولت و ملت عراق چگونه میبینید؟

 یک جنبه قوی ایشان هوشیاری و زیرکی و مشی سیاسی ایشان است، آمریکا با این قصد وارد عراق شد تا عراق را ببلعد، ولي این بزرگوار نقشه آمریکا را نقش برآب كرد، وبرعکس و به نحو مطلوب مصادره کرد، اين پیرمرد در گوشه ای از نجف نشسته و تمام نقشه دلخواه آمریکا را بدون اینکه بهایی به آنها بدهد و حتی یک بار آنها را به حضور بپذیرد زیر و رو کرد، و با هوشیاری وفراست و با عقل وافر این کار را انجام داد، ایشان در ابتدای کار بحث قانون اساسی عراق را مطرح کرد که از راه قانون ساسی چیدمان دولت و حکومت عراق شکل بگیرد، گرچه نتيجه به نحو مطلوب صد در صدی نیست . یادمان باشد که در عراق یک انقلاب اسلامی برپا نشده است، این کار خداست، ان الله یؤيد هذا الدین بالرجل الفاجر، در يك مقاله خارجي آمده بود كه ایران دو دشمن داشت که از پس آنها بر نمی آمد و آمریکا مزدور ایران شد! یکی طالبان و یکی صدام، که آمریکا به جنگ هر دو جا رفت و در هر دو جا به ایران خدمت كرد! البته واقعيت اين است كه این کار خدا و به برکت خون شهداست، اینها آمده بودند که بمانند، ولی عراق تبدیل به کشوری شد که زمام کار در دست مردم عراق باشد،  این بزگوار خیلی صحبت نمی کند، اما اگر صحبت کند هم صحبت اساسی می کند و تصمیم اساسی می گیرد و نتیجه را به آن سمتی که لازم است می کشاند، که این از هوشیاری و عقل وافر و ديد سیاسی ایشان است، عده اي از امامان جمعه عراق منصوب ايشانند، امام جمعه کربلا از جانب ایشان نصب شده و سخنگوی رسمی ایشان است. گرچه در نجف ظاهرا منصوب ايشان نيست، آنچه براي ايشان مهم است دوري از كشمكش است.. جالب اين است كه ایشان با اين همه مشغله نسبت به یک سری از برنامه هایی که برخی از شبکه های شیعی ماهواره ای که راجع به مهدویت بود اظهار رضایت کردند، و معلوم شد ایشان نسبت به این موضوع خاص و شبکه ها اطلاع دارند، امروزه مدعیان مهدویت ظهور کرده اند، یک نفر می گوید من یمانی هستم، و یک نفر می گوید من با امام زمان چایی خوردم! و روی این مطلب کار می کنند که مردم را فریب بدهند، و دیدم ایشان دقت دارد و حتی روی سخن و گوینده آن دقت کرده اند و دنبال می کنند که اظهار رضایت کردند.


سخن پایانی

 خداوند این بزرگوار را در این دوره نگه داشت، و بنده گاهی فکر می کنم که در شرایط خاص فعلی عراق اگر وجود ایشان نبود چه اتفاقی می افتاد؟ این نمی شود که مرجع فقیهی در چنین شرایطی حاضر باشد و بگوید من کاری به این کارها ندارم، پس قهراً باید سیاسی باشد، يعني قدرت فهم سياسي را داشته باشد، نه آنكه سياست زده وتأثير پذير جريان هاي خاص باشد، البته لازمه سیاسی بودن هم تأثیر داشتن کلام ويا موج آفرين بودن نیست، يعني اعم است، در يك كلام خداوند به اين مرد بزرگ هم فقاهت و هم سیاست و هم نفوذ و تأثیر وموج آفريني را قرار داد که در کمال استقلال رأي، آن مطلبی را که به ذهنش می رسد پدرانه و با صراحت بیان می کند، مثلاً مدتها نخست وزیر و وزرای عراق را بحضور نمي پذيرفت، و ظاهراً الان هم بعنوان اعتراض قبول نمی کنند، دليل آن هم اين است که شما آن خدمتی را که باید به اين مردم محروم ونجيب انجام می دادید ندادید، روش ایشان استقلال حوزه و مرجعیت، و حفظ عظمت آن می باشد، و وامدار احدی هم نیست، حتی بعد از سقوط صدام خواستند به ایشان شناسنامه عراقی بدهند ولی ایشان قبول نکرد، خداوند ایشان را ذخیره این دوران قرار داد، و انشاء الله سایه ایشان را براي همه مستدام بدارد.


 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :