سه شنبه 4 آذر 1399 - 9 ربيع الثاني 1442 - 2020 نوامبر 24 - ساعت 10:15
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 270868
تاریخ انتشار : 20 مرداد 1399 19:46
تعداد بازدید : 148

حقیقت غدیر را مثل عاشورا جهانی کنیم / مسأله غدیر فراتر از اختلافات مذهبی است

گفتگوی خبرگزاری شبستان با استاد پورامینی در رابطه با حقیقت غدیر، رخدادهای تلخ پس از آن و درس ها و عبرت های پس از آن.

استاد حوزه علمیه تصریح کرد: 
حقیقت غدیر را مثل عاشورا جهانی کنیم / مسأله غدیر فراتر از اختلافات مذهبی است
حجت الاسلام و المسلمین محمدامین پورامینی گفت: به همان اندازه که به عاشورا اهتمام می ورزیم نسبت به غدیر اهمیت بدهیم، و آن را در سطح جهانی مطرح کنیم، مسئله فراتر از اختلافات مذهبی ودرون دینی است.

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان آنچه در ادامه می آید گفتگوی ما با حجت الاسلام و المسلمین محمدامین پورامینی، استاد حوزه علمیه در رابطه با حقیقت غدیر، رخدادهای تلخ پس از آن و درس ها و عبرت هایی است که می توان از این حادثه عظیم آموخت.

 

اگر بخواهیم به حقیقت و درون مایه رخداد غدیر نگاه کنیم چه نکاتی برجسته خواهد شد؟

غدیر نتیجه ارسال انبیاء و بعثت رسولان الهی است، چون سلسله انبیاء و پیامبران الهی به رسول خدا (ص) ختم شد، و ایشان افضل انبیاء و اشرف پیامبران آسمانی است، و به حکم پیام غدیر، پیگیری وتبیین پیام رسالت برعهده متولي امر وصایت و امامت است، اینجاست که با ختم نبوت، سلسله نوراني نبوت به سلسله پرنور وصایت و امامت متصل می شود، که آغاز این سلسله با امامت حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام است، و ختم وپایان آن با امامت حضرت امام مهدی صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین. از یک طرف رسول خدا (ص) است که در حدیث قدسی خدایش فرمود: «یا محمد، لولاک لما خلقت الافلاک»، واز آن سو ولایت امیرالمومنین -که پیام اصلی غدیر- است، كه در واقع استمرار این هدف غائی آفرینش، پیدایش انسان کامل است که در وجود رسول خدا صلی الله علیه و آله متجلی و متبلور شده، و پیام غدیر و رسالت غدیر در واقع استمراربخشي همین جلوه هدف نهایی و غائی از آفرینش انسان است.

آیا ارتباطی میان بدفهمی پیام غدیر در صدر اسلام و رخدادهای تلخ پس از آن از جمله حادثه عاشورا وجود دارد؟

در این زمینه باید گفت در واقعه غدیر بدفهمی اتفاق نیفتاد، بلکه آنچه که واقع شد لجاجت و عنادورزی بود، شما ببینید یک نفر از علمای برجسته اهل سنت شخصیتی است به نام سبط ابن جوزی، او کتابی دارد معروف به نام "تذکرة الخواص"، که کتابی مهم و قابل توجه است، آنجا وقتی که واقعه غدیر خم در سال ۱۰ هجری را بیان میکند با صراحت می نویسد که در روز غدیر و در منطقه غدیر ۱۲۰ هزار نفر حاضر بودند، عددی است بسیار قابل توجه، آنها از غدیر چه فهمیدند؟ مفهوم غدیر برای آنها چه بود؟ آن چيزي که آن ها فهمیدند امامت و وصایت و جانشینی رسول خدا (ص) بود، ممکن است بفرمایید به چه دلیل؟ عرض می شود که به دلیل این که همان مردم و همان صحابه و در راس آنها دو خلیفه اول و دوم آمدند و با امیرالمومنین در واقع بیعت کردند، و تبریک و تهنیت گفتند، این جمله معروف است که آمدند و به امیر المؤمنین علی علیه السلام گفتند: «بخ بخ لک یا ابن ابی طالب، اصبحت مولای ومولا کل مؤمن ومؤمنة»، چه چیزی واقع شد که آمدند و تبریک گفتند؟ چه فهمیدند از غدیر که آمدند و تبریک گفتند؟ آیا تنها بحث محبت و علاقه بود و آن را فهمیدند و آمدند و تبریک گفتند؟ آمدند که اقرار كنند علی(ع) مورد علاقه رسول خدا (ص) است؟ مگر این امر برای کسی پوشیده بود؟ همه مسلمانها از شدت علاقه رسول خدا (ص) به امیرالمومنین (ع) آگاه بودند، پس بحث علاقه نبود. اضافه بر این باید شرایط را در نظر گرفت. در سال حجة الوداع با اعلام عمومی که مردم می دانستند این آخرین حج رسول خداست، با دستور توقف عمومی از ناحیه رسول خدا(ص) در یک منطقه خاص و پيش از آنکه مردم متفرق بشوند، چون منطقه غدیر که در نزدیکی جحفه و حدود ۳ کیلومتر با آن فاصله دارد، محل جدا شدن مسیرها بود، راهی به سوی عراق، و مسیری به سمت شام، و مسیری به سمت شمال و مدینه، بنابراین سر سه راهی است اینجا، آیه نازل بشود که: "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته / آن چیزی که به تو گفتیم به مردم بگو، که اگر نگویی تبلیغ رسالت را نکرده ای"،  یعنی وظیفه ات را به نحو کمال و تمام انجام نداده ای، و پس از آنکه رسول خدا (ص) خطبه غدیر را خواند و فرمود : "من کنت مولاه فهذا علی مولاه / هرکس که من سرپرست و مولای اویم علی نیز سرپرست و مولای اوست"، پس از آن اعلام شد که دين کامل شد، آیه نازل شد که : الیوم - تمام کلمه در همین یک کلمه است، در کلمه الیوم، یعنی امروز چیزی اتفاق افتاد که دیروز نبود، پارسال نبود، سالیان گذشته نبود، مطلبی است بسیار مهم که در این روز و به صراحت در حضور این جمعیت فراوان فراهم آمده از همه جغرافیای آن روز تاریخ اسلام رسانده می شود که : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا، امروز که این قضیه مهم اتفاق افتاد امروز آن روزی است که دین کامل شد، یعنی بدون ولایت، دین ناقص و با انضمام ولایت و امامت است که دین کامل شد، با این پیوستگی ولایت است که این دین مورد رضایت حق تعالی است، وگرنه دین پوستینی بیش نخواهد بود، و چه جنایت ها و خونریزی ها در قالب دین منهای ولایت، در میان امت اسلام که واقع نشد، در همین دوره خودمان دیدیم داعشیان چه کردند، و چه ظلم و جنایتی از خود و چه چهره خشنی از اسلام نشان دادند، خلاصه اینكه دینی که به همراه و ولایت است این دین تنها مورد رضایت حق تعالی است نه غیر آن، با این حساب ببینیم آن چیزی که واقع شد فراتر از دوستی است، دوستی رسول خدا (ص) نسبت به علی بن ابی طالب (ع) که بر احدی مخفی نبود، بلکه آنچه واقع شد امری است که اصلاً اسلام بدون آن مُرده است، روح اسلام این ولایت است، این ولایت را پیغمبر (ص) داشت، و به حکم غدیر، این ولایت ادامه پیدا می کند در وجود ائمه معصومین(ع) که در راس آنها علی بن ابیطالب (ع) است. سخنم را تکمیل کنم که اگر تنها هدف رسول خدا (ص) اعلام علاقه خود نسبت به علی بن ابیطالب (ع) بود این را رسول خدا (ص) بارها اعلام کرده بود، و مردم باخبر بودند، در احادیث فراوان جایگاه آقا امیر مؤمنان (ع) روشن شده بود، مثل: علی مع الحق و الحق مع علی، علی مع القرآن و القرآن مع علی.. یکی و دوتا نیست، این مطلب روشن بود و همه می دانستند، اگر مقصود از خطبه غدیر این بود مردم حق داشتند بفرمایند خوب مگر این امر پوشیده بود که ما را نگاه داشتید که این را بفرمایید، این مطلب واضح را که همه می دانند. اضافه بر این رسول خدا (ص) در یک جمع محدودی هم می توانست بفرمایند، و لازم نبود ۱۲۰ هزار نفر مردم را یک جا نگاه دارند.

برگردم سراغ سوالتان، خلاصه سخن این است که در قضیه غدیر بدفهمی اتفاق نیفتاد، بلکه لجاجت و هواپرستی و کرسی خواهی و ریاست طلبی بود که مانع تحقق آن شد.

خوب این نسبت به غدیر، اما در واقعه جانسوز عاشورا مطلب چیز دیگری است،  آنجا تبلور و عینیت بخشی کینه ها و احقاد بدریه و خیبریه و حنینیه اي است که از دعای ندبه فهمیده می شود، آنجا با صراحت گفتند نقاتلک بغضا لابیک ای حسین / ما با تو می جنگیم به خاطر آن دشمنی که با پدرت علی بن ابیطالب داريم، در واقع ما می توانیم بگوییم دشمنی که در کربلا مقابل حسین بن علی (ع) شمشیر کشید همان دشمنی است که در واقعه غدیر دم فرو بسته بود، و آنجا خاموش و منتظر فرصت بود، که این فرصت بعد برایش فراهم آمد، در قضیه عاشورا دشمنان خاموش دیروز بر کرسی قدرت نشسته امروز را مي بينيم، همان دشمن خلع سلاح شده ديروز است که امروز دارای مکنت و قدرت و عده و عُده شده است، این است فرق بین قضیه غدیر  و حادثه دردناک عاشورا.

چه درس ها و عبرت هایی از حادثه غدیر برای ما مسلمانان و شیعیان وجود دارد؟

یک عبرت مهم این است که ما متاسفانه در واقعه غدیر کوتاهی کردیم، در قضیه عاشورا چون با برانگیختگی عواطف و بروز احساسات توأم شد نسبت به قضیه عاشورا اهتمام و همت کردیم و خیلی کار خوبی شد، و اهمیت حفظ و نشر شعائر حسینی از همین روست، گرچه متأسفانه برخی غافلند، لذا قضیه عاشورا ماندگار و مورد اتفاق و احترام همه مسلمانان و آزادیخواهان جهان قرار گرفت، و روز به روز بر شوکت و عظمت آن افزوده شده و می شود، و امیدوارم که در سال ابتلای کرونا نیز با رعایت دستورالعملهای بهداشتی و پزشکی، مؤمنان انجام وظیفه کنند، اما در قضیه غدیر متاسفانه کوتاهی شد، البته عوامل مختلفی هم دخیل است، و یک جهت عمده مهم این است که شیعه در طول تاریخ گرفتار، و در اقلیت و محکومیت به سر برده است، لذاست که باید قدر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را دانست، در هر صورت لازم است در قضیه غدیر اهتمام لازم به خرج داده شود، و چون کم کاری تاریخی داشتیم زمینه تحریف معنوی غدیر برای عده ای از کج اندیشان و کوته بینان و وسواسان خناس فراهم شد که گفتند مقصود از ولایت دوستی است! که اشارتی شد، و متاسفانه یک نفر از ائمه جمعه برادران اهل سنت داخل کشور چند سال پیش اعلام کرد که هرکس از اهل سنت عید غدیر را تبریک بگوید منافق است!! این سخن نادرست و ناصواب را متاسفانه گفت، در حالی که باید به او گفت این سخن اهانت است به خلفایی که خود در صحنه غدیر حاضر بودتد و به آقا علی ابن ابیطالب(ع) تبریک گفتند، که این تبریک گویی مورد اتفاق همه است، اضافه بر این یک نفر از بزرگان اهل سنت، امام ابوحامد غزالی (متوفاي سال 505) است که کتابی به نام «سر العالمین وكشف ما في الدارين» دارد، البته این کتاب در مجموعه رسائل الامام الغزالی چاپ شده است که من نسخه چاپ مصر آن را دارم، در صفحه 483 این کتاب امام ابوحامد غزالی از غدیر به عنوان عید غدیر یاد می کند، و به دنبال آن تصریح می کند که به خاطر پیروی از هواهای نفسانی و کرسی ریاست طلبی بود كه به مفاد غدیر عمل نشد، سخن بنده این است که آیا امام غزالی چهره شاخص و برجسته اهل سنت که از غدیر به عنوان عید غدیر یاد کرده است منافق است؟

در هر حال، در این جریان، عبرت مهمی که وجود دارد این است که نگذاریم کم کاری که قبلاً داشتیم حالا هم داشته باشیم، بلکه باید به همان اندازه که به عاشورا اهتمام می ورزیم نسبت به غدیر اهمیت بدهیم، و آن را در سطح جهانی مطرح کنیم، و مسئله فراتر از مسئله اختلافات مذهبی و درون دینی است، چون هر کس از مردم غیر مسلمان بیاید و بپرسد که پیغمبر شما برای آینده پس از خود چه فکری داشته است، اگر واقعه غدیر را داشته باشیم می توانیم افتخار کنیم که رسول خدا (ص) به امر خدا به فکر آینده امت خویش بود، و نقشه راه را ترسیم کرد، این نقشه راه الهی است، اما اگر بگوییم پیغمبر (ص) در فکر آینده نبود و مسیری را معین نکرد این در واقع اهانت به پیغمبر آخرالزمان است.

نسبت ما با امامت در روزگار فعلی چیست؟ و چالش های فعلی ما چقدر به معرفت نداشتن به جایگاه امامت و شناخت امام برمی گردد ؟

باید گفت که امروز استمرار پیام غدیر در امامت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه است، امام زمان (ع) همان خصوصیات ائمه سابق را دارد، یعنی امام معصوم است که نه تنها گناه نمی کند که فکر گناه هم نمی کند، کلام وسخن او حجت، فعل او حجت، تقریر او حجت، از سهو و خطا مصون و محفوظ است، همچنین او منصوب است، یعنی به نصب الهی برای امامت امت از ناحیه حق تعالی معین شده است، هر اندازه که به میزان اعتقادمان نسبت به حضرت ولی عصر علیه السلام بیفزاییم به معرفت مان نسبت به غدیر افزوده ایم.

پایان پیام/187
http://www.shabestan.ir/detail/News/956884
       


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :