جمعه 3 بهمن 1399 - 9 جمادي الثاني 1442 - 2021 ژانوِيه 22 - ساعت 11:58
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 273848
تاریخ انتشار : 18 دی 1399 12:43
تعداد بازدید : 157

مصباح حوزه، چراغ اندیشه

ده نکته پیرامون آیت الله مصباح یزدی

مصباح حوزه، چراغ اندیشه

1- اولین بار - پیش از دوره طلبگی- او را در جلسه عصر جمعه در منزل مرحوم آقای اسلامی دیدم، اندامی نحیف، چهره ای مهربان، محاسنی سیاه، لبخندی نمکین بر لب داشت، در آن روی سکه استواری در سخن، صلابت در موضع، حساسیت شدید در فهم صحیح دین دیده میشد، در دلم نشست واین علاقه را با همه فراز ونشیب های حوادث تا آخر داشتم.. در آن جلسات سعی کردم پیوسته شرکت کنم، عده کمی از طلاب گرداگرد استاد حلقه میزدند واو با لحنی آرام، وبگونه شمرده وپیوسته سخن میگفت، وشیفتگان را از معارف حق سیراب میکرد.

2- عشق وولای شدید او به اهل بیت عصمت وطهارت (ع) بسیار پر رنگ بود، تمام جلسات او پر از سخنان گهربار ایشان بود.

3- اگر یک عنوان برای او خواسته باشم بگویم اینست که او «درد دین داشت»، ودر این راه ناملایمات را بجان خرید وقدمی عقب ننشست. در مورد دکتر شریعتی موضع منفی صریحی داشت که به مذاق خیلی واز جمله عده ای از طلاب انقلابی پیش وپس از انقلاب خوش نیامد، وموضع او در برابر کج اندیشانی چون دکتر شریعتی، آخوند زاده، آشوری و... روشن بود.

4- در آغاز طلبگی خدمت ایشان در مؤسسه در راه حق رسیدم، جامع المقدمات میخواندم، به ایشان عرض کردم: آمدم راهنمایی ام کنید که چگونه درس بخوانم؟ فرمود: ده سال اول طلبگی ات را به هیچ کاری جز درس نپرداز، تمام همتت را بکار گیر که در این دوره خوب درس بخوانی.

5- قرار شد مرکز مدیریت آن روز حوزه، دروس جنبی برای طلاب بگذارد، از این رو حضرات آیات: فاضل لنکرانی، مصباح، معرفت، مظاهری وسبحانی بترتیب دروس: نهج البلاغه، کلام، علوم قرآن، اقتصاد اسلامی، رجال گفتند، که بعد آقای خرازی نیز شرح عقاید مظفر را داشت. این دروس در مدرسه آیت الله گلپایگانی برگزار شد، وبرای اولین بار دروس جنبی رسمیت یافت، وبسیار مفید بود.

6- از استاد مصباح دعوت کرده بودند که در سخنرانی های پیش از خطبه نماز جمعه تهران سخن بگوید، سخنان صریح ومواضع روشن او به مذاق بسیاری خوش نیامد، وبرخی خبیثان وناجوانردان کاریکاتوری هم منتشر کردند، اوایل کار پس از درس به ایشان عرض کردم: استاد، آیا بهتر نبود شما همچنان چهره علمی خودتان را حفظ میکردید، ومورد استفاده عموم وبخصوص قشر دانشجو می ماندید، واینگونه خودتان را گرفتار وعده زیادی را از فیض بری مطالب علمی تان محروم نمی ساختید؟ نگاهی به من انداخت وفرمود: «از کجا معلوم که این کار وظیفه من نباشد؟» وبه من فهماند که او از سر موضع تکلیف شرعی وارد میدان سیاست شده ، وعواقب آن را نیز بخوبی میداند.

7- براستی او مصباح بود، چراغی روشنگر راه ، گرچه الزاما تمام مواضع سیاسی او مورد پذیرش قرار نگیرد، اما این واقعیت را نمیتوان کتمان کرد که او استادی مسلم، فیلسوفی بزرگ، حکیمی سترگ، فقیهی متخلق بود که تبیین کننده معارف ناب اسلامی بدون ذره ای التقاط بود. 

8- بدخواهان وی در دوره زندگانی به وی اهانت ها روا داشتند، وحتی پس از فوت او دست از کار زشتشان نکشیدند، کسی که دشمنانی اینچنین در داخل وخارج وحتی در صحنه سیاسی بین المللی دارد به یقین ستودنی است.

9- آخرین باری که ایشان را دیدم بر دستانش بوسه زدم، وکتاب : «المروی من کتاب علی ع» را خدمتشان هدیه دادم، بوسه بر کتاب زد وتشویقم فرمود. 

10- درگذشت او مقام معظم رهبری، مراجع تقلید، حوزه ها ومحافل علمی ودوست داران انقلاب را در سوک نشاند، خلأ وجودش به این زودیها پرشدنی نیست. با دلی غمگین در تشییع جنازه پرشکوه او از میدان جانبازان تا حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ع شرکت کردم. عاش سعیدا ومات سعیدا.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :