شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 1:38
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 93701
تاریخ انتشار : 17 اردیبهشت 1388 18:0
تعداد بازدید : 506

در پى قبرى گم شده

مظلوميتي ديگر از فاطمه زهرا سلام الله عليها

محمدامين پورامينى

زائران حرم نبوى و قبرستان بقيع، در پى قبرى گم‏شده مى‏گردند؛ قبرى كه پنهان شدنش، رازها را در خود دارد و فكرها را به تكاپو مى‏افكند و اين سؤال را فراروى همه مطرح مى‏كند كه اگر از آخرين پيامبر(ص)، تنها يك دختر باقى مانده، پس چرا او را شبانه دفن كردند ؟ و چرا خود او به دفن شبانه وصيت كرد؟  و چرا قبر او تا كنون بايد مخفى بماند؟

گرچه اين راز تاريخى - سياسى، ناگشوده خواهد ماند، و هدف اصلى آن، شناخت حق از باطل و تميز حق‏مداران از باطل‏محوران و موضع‏گيرى در برابر ستم وستمگران است؛ اما اين موضوع، ما را از تكاپوى تاريخى و پژوهش در متون، باز نمى‏دارد.

ابن ابى الحديد معتزلى - يكى از دانشوران معروف اهل سنت - مى‏نويسد: دفن فاطمه (عليها السلام) در شب، از مسلّمات تاريخى است و هدف از آن، اثبات مطلبی است؛ نه آن كه تنها یک اتفاق تاريخي باشد.۱

سيد محمد عاملى - از فقيهان مشهور شيعه - مى‏نويسد2: سبب مخفى بودن قبر او، آن است كه بر اساس آن چه كه همه مسلمانان نقل كرده‏اند، او به اميرمؤمنان (عليه‏السلام) وصيت كرد كه وى را شبانه دفن كند تا كسانى كه او را آزردند، بر وى نماز نگزارند؛ با آن كه در روايات اهل سنت آمده است كه رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه، پاره تن من است؛ هر که او را بيازارد، مرا آزرده است و هر آنچه مايه خشم و غضب او باشد، مايه خشم و غضب من است.3

در هر صورت، درباره محل دفن حضرت فاطمه (ع)، سه ديدگاه وجود دارد، که نوشته زیر چکیده مطالبی است که ما در کتاب (بقیع الغرقد فی دراسة شاملة) آورده ایم:

1. بقيع

ابن شبه - تاريخ‏نگار معروف قرن سوم - رواياتى را نقل مى‏كند كه بر اساس آنها، آن حضرت در بقيع به خاك سپرده شد.4


طبرى نيز به نقل از ابن عباس، درباره دفن آن حضرت در بقيع و در گوشه خانه عقيل (كه محل دفن امامان بقيع (ع) است) روايتى را نقل كرده است.5 ابن سعد نيز در الطبقات الكبرى به نقل از عبدالله بن الحسن، همين را نقل كرده است.6

ابوعلى محمد بن همام كاتب اسكافى مى‏نويسد: آن حضرت در حالى كه 18 سال و 75 روز داشت، جان داد و شبانه در بقيع، به خاك سپرده شد، و قبر او پوشانده و مخفى نگاه داشته شد، و به هنگام دفن، كسى جز اميرمؤمنان (ع)، حسن(ع) و حسين(ع) و عباس بن عبدالمطلب حاضر نبود، و گفته مى‏شود كه روبروی سينه پيامبر(ص)، دفن گرديد؛ ولى خبر بقيع، صحيح‏تر و ثابت‏تر است، و هنگام صبح كه مردم از آن آگاه شدند، روى به همديگر كردند و گفتند: آيا فاطمه دختر رسول خدا (ص) بميرد و ما در تشييع جنازه‏اش حاضر نگرديم؟ سپس آنان به فكر يافتن قبر او، به سمت بقيع حركت كردند، كه در اين حال، با اراده الهى هفتاد صورت قبر نمايان شد، و شناخت قبر، برايشان مشكل شد، و بازگشتند.7 شيخ مفيد نيز زيارت‏نامه‏اى براى آن حضرت در بقيع نقل كرده است.8

ابن ادريس9، مسعودى10، شبراوى11، اربلى12، ابن کثير13، ابن حمزه14، صاحب حدائق15، دمياطى16، و احمد بن عبدالله طبرى17 از جمله كسانى هستند كه نظر به دفن آن حضرت در بقيع دارند.

 با اين حال، به هيچ يك از اين نظرات نمى‏توان اعتماد كرد؛ زيرا رواياتى از اهل بيت (عليهم ‏السلام) بر خلاف اين ديدگاه وجود دارد، و درباره دفن آن حضرت در بقيع، تنها يك روايت از امام باقر (ع) نقل شده است كه آن هم مرسل است18 و قابل اعتنا نيست. از اين رو، شيخ طوسى (ره) مى‏نويسد: اما آن چه روايت شده است كه آن حضرت در بقيع دفن گرديد، از درستی به دور است.19

2. روضه

فاصله قبر رسول خدا (ص) تا منبر آن حضرت را روضه نبوى مى‏گويند. روضه، به معناى باغ است، و از برخى روايات، استفاده مى‏شود كه حضرت فاطمه (عليها السلام)، در روضه - كه در واقع، قسمتى از مسجد نبوى است - دفن گرديده است. امام صادق (ع) درباره اين گفته رسول خدا (ص) كه «بين قبر و منبر من، باغى از باغ‏هاى بهشت است»، فرمود: چون قبر فاطمه(ع)، باغى از باغ‏هاى بهشت است.20

طبرى امامى از محمد بن همام نقل مى‏كند كه على (ع)، بدن فاطمه (عليها السلام) را به بقيع برد و بر آن نماز گزارد، و پس از آن، او را در روضه به خاك سپرد و محل قبر را مخفى كرد.21

و از نوشته شيخ طوسى در كتاب «المبسوط» نيز استفاده مى‏شود كه محل دفن آن حضرت، روضه است. او مى‏نويسد:مستحب است كه بين قبر پيامبر (ص) و منبر آن حضرت، دو ركعت نماز، گزارده شود؛ چون در آن، باغى از باغ‏هاى بهشت است، و روايت شده كه فاطمه (س)، در آن مدفون است. همچنين روايت شده كه او در خانه‏اش دفن گرديد. در برخى از روايات نيز آمده است كه او در بقيع به خاك سپرده شد كه اين، بعيد است،  و آن دو روايت (دفن در روضه و در بقيع)، به درستى نزديك‏تر است، و سزاوار است كه فاطمه (س)، در روضه زيارت گردد.22

همچنين شيخ طوسى در «مصباح المتهجد» مى‏نويسد: نظر اكثر اصحاب ما اين است كه فاطمه (س) در روضه زيارت گردد، و بهتر آن است كه  آن حضرت را در سه جا (روضه، خانه و بقيع)، زيارت كند.23

علامه حلى مى‏نويسد: مستحب مؤكد است كه ابتدا پيامبر(ص) و بعد فاطمه (س) در روضه، زيارت گردد.24

از عبارت يحيى بن سعيد حلى25 و سبزوارى26 نيز همين مطلب استفاده مى‏گردد؛ اما شهيد ثانى، اين نظر را نمى‏پسندد و آن را دورترين احتمالات مى‏داند.27

3. خانه فاطمه

سومين احتمال در محل دفن حضرت فاطمه (س)، اين است كه آن حضرت، در داخل خانه‏اش - كه ضلع شمالى حجره نبوى است - به خاك سپرده شده است.

شيخ صدوق مى‏نويسد: روايات درباره محل قبر فاطمه (س)، مختلف است؛ برخى از آنها بر دفن در بقيع، و برخى بر دفن بين قبر و منبر دلالت مى‏كند، و رسول خدا (ص) فرمود: بين قبر و منبر من، باغى از باغ‏هاى بهشت است؛ چون قبر او (فاطمه)، بين قبر رسول خدا (ص) و منبر است. برخى روايات نيز دلالت مى‏كند كه آن حضرت، در خانه‏اش دفن گرديد، و وقتى كه بنى‏اميه بر مساحت مسجد افزودند، در مسجد قرار گرفت كه اين نظر، در نزد من، صحيح است.28

مقصود از افزايش مساحت مسجد، اين است كه حجره نبوى و خانه فاطمه (س)، به مجموعه مسجد نبوى، اضافه گردید؛ همان گونه كه امروز چنين است، اكنون خانه فاطمه (س)، در داخل حجره نبوى و در ضلع شمالى آن قرار گرفته است، و كسى كه از باب جبرئيل، داخل مسجد نبوي مى‏شود، خانه فاطمه (س) در دست چپ وى قرار مى‏گيرد.

شيخ طوسى در كتاب «تهذيب الاحكام»، پس از نقل ديدگاه‏ها در محل دفن آن حضرت و نفى احتمال دفن در بقيع، مى‏نويسد: بهتر آن است كه آن حضرت را در دو جا، يعنى روضه و خانه خودش، زيارت كرد.29

ابن ادريس30، سيد ابن طاووس31، و سيد محسن امين32، از جمله كسانى هستند كه احتمال سوم را ترجيح داده، وآن را نظر  صحيح‏تر دانسته‏اند.

در پرسشى كه از امام هادى (ع) شده، آمده است كه ابوالحسن، ابراهيم بن محمد همدانى، به آن حضرت نوشت: از مزار مادرت فاطمه خبرم ده؛ آيا در طيبه (مدينه) است يا همان گونه كه مردم (اهل سنت) مى‏گويند، در بقيع است؟ حضرت در پاسخ او نوشت: او با جدم رسول خدا (ص) است.33 سيد ابن طاووس پس از ذكر اين خبر، چنين استنباط مى‏كند كه آن حضرت در خانه‏اش دفن گرديد.

بزنطى مى‏گويد: از امام على بن موسى (ع) از محل دفن فاطمه (س) پرسيدم؛ حضرت فرمود: كسى اين سؤال را از امام صادق (ع) پرسيد و عيسى بن موسى نيز حاضر بود. عيسى بن موسى پاسخ داد: او در بقيع دفن شد. آن مرد سؤال كرد: شما چه مى‏گوييد؟ حضرت فرمود: او كه پاسخت را داد. آن مرد گفت: مرا با عيسى بن موسى چه كار! شما از پدرانت خبرم ده كه آنان چه روايت كرده‏اند. حضرت فرمود: او در خانه‏اش دفن گرديد.34 همين مضمون را شيخ صدوق نيز به چندين سند روايت كرده است.35

سمهودى نيز روايتى از امام صادق (ع) به نقل از امام باقر (ع) درباره محل دفن آن حضرت در خانه‏اش نقل كرده است.36

ابن شبه نيز چندين روايت در اين زمينه نقل كرده است.37

سيد ابن طاووس و مرحوم شعرانى38، دلايلى را براى دفن آن حضرت در خانه نقل كرده‏اند؛ از جمله آن كه از آن جا كه هدف آن حضرت از وصيت به دفن شبانه، اين بود كه كسانى كه به وى ستم كردند، بر جنازه حاضر نشوند و با اين كار نشان دهد كه بر آنان خشمناك است، از اين رو، انجام اين هدف با دفن در خانه، سازگارتر است.

چكيده سخن

1. برخى از فقيهان، هيچ كدام از احتمالات سه گانه را ترجيح نداده، حكم به استحباب زيارت آن حضرت در هر سه جا داده‏اند، كه از جمله آنان، مى‏توان به ابن حمزه طوسى، شهيد اول، ابن طى فقعانى، محقق كركى، نراقى، صاحب جواهر و مرحوم طبسى نجفي اشاره كرد.39

2. برخى ديگر، احتمال دفن آن حضرت در بقيع را رد كرده، حكم به استحباب زيارت آن حضرت در دو جا، يعنى روضه و خانه داده‏اند؛ مانند شيخ طوسى40، شيخ طبرسى41، علامه حلى، ابن ادريس و ابن سعيد.42

3. برخى، احتمال دفن در بقيع را ترجيح داده‏اند؛ مانند اسكافى43 و شيخ مفيد.44

4. برخى، احتمال دفن در روضه را ترجيح داده‏اند؛ مانند شيخ طوسى45، محقق حلى46، علامه حلى47، يحيى بن سعيد، ابن فهد حلى و سبزوارى؛ در حالى كه شهيد ثانى48 و طبسى49 ، آن را بعيد شمرده‏اند.

5. برخى، احتمال دفن در خانه را ترجيح داده‏اند؛ مانند شيخ كلينى50، شيخ صدوق51، ابن ادريس52، محقق اردبيلى53، صاحب مدارك54، محدث بحرانى55، صاحب رياض56، سيد محسن امين57 و سيد محسن حكيم.58 و ما نيز اين نظر را ترجيح مى‏دهيم.59

در هر صورت، مخفى بودن و مخفى نگاه داشتن قبر آن حضرت، علامت مظلوميت او و مايه تكاپو و به فكر وا داشتن عقل‏ها و انديشه‏ها است. اين مخفى بودن، راه را بر رهروان نشان مى‏دهد و چه بسا اين راز، تا روز قيامت نيز پوشيده بماند.

پى‏نوشت:

1. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 282.

2. مدارك الاحكام، ج 8، ص 279.

3. ر.ك: صحيح بخارى، ج 4، ص 210 و 219؛ صحيح مسلم، ج 7، ص 141.

4. تاريخ المدينة المنورة، ج 1، ص 105.

5. المنتخب من ذيل المذيل، ص 91.

6. الطبقات الكبرى، ج 8، ص 30.

7. منتخب الانوار، ص 49.

8. المزار، ص 178.

9. السرائر، ص 178.

10. التنبيه و الاشراف، ص 249؛ انبات الوصية، ص 138.

11. همان، 250.

12. كشف الغمة، ج 2، ص 123.

13. البداية و النهاية، ج 6، ص 367.

14. الثاقب فى المناقب، ص 473.

15. الحدائق الناظرة، ج 4، ص 84.

16. حاشية اعانة الطالبين، ج 2، ص 357.

17. ذخائر العقى، ص 54.

18. الانوار البهيه، ص 174 به نقل از مصباح الانوار.

19. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 9.

20. معانى الاخبار، ص 267، ح 1.

21. دلائل الامامة، ص 46.

22. المبسوط، ج 1، ص 386.

23. مصباح المتهجد، ص 711.

24. ارشاد الاذهان، ج 1، ص 339.

25. جامع الشرايع، ص 231.

26. ذخيرة المعاد، ج 3، ص 707.

27. مسالك الافهام، ج 2، ص 383.

28. من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 572.

29. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 9.

30. السرائر، ج 1، ص 651.

31. اقبال الاعمال، ج 3، ص 163.

32. اعيان الشيعة، ج 1، ص 322.

33. اقبال الاعمال، ج 3، ص 161.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :