شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 2:12
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 93740
تاریخ انتشار : 20 آذر 1388 9:34
تعداد بازدید : 526

به ياد شهيد رضا پوراميني

شهید در ایامی که در جبهه بود روزه می گرفت و برای همرزمانش آذوقه تهیه می کرد. او عاشق شهادت بود ومعنی شهادت را درک کرده بود. و در نمازهایش سجده های طولانی داشت و هر روز صبح زیارت عاشورا را با سوز دل زمزمه می کرد.

شهید رضا پور امینی

فرزند : مرتضی، تاریخ تولد : 1346، محل تولد : شهرری، ش.ش : 17768، تاریخ و محل شهادت : 20/4/6۴ مهران، نام عملیات : قادر، مسئولیت : تخریب چی.

 ویژگی های برجسته ی شهید

شهید در ایامی که در جبهه بود روزه می گرفت و برای همرزمانش آذوقه تهیه می کرد. او عاشق شهادت بود ومعنی شهادت را درک کرده بود. و در نمازهایش سجده های طولانی داشت و هر روز صبح زیارت عاشورا را با سوز دل زمزمه می کرد.

 وصیت نامه شهید

با سلام به پیشگاه خاتم پیغمبران محمد بن عبدالله (ص) و با درود و سلام به حضرت مهدی (عج) و نائب بزرگوارش ، پیر جماران ، رهبر دلسوز و مهربانمان ، خمینی عزیز، با سلام به خانواده ی شهدا ، اسراء مجروحین و مفقودین جنگ تحمیلی و همه ی خدمت گذاران جمهوری اسلامی ایران. سلام به خانواده ی گرامی ام ، پدر و مادرم ، امیدوارم همه ی شما حالتان خوب باشد و در پناه خداوند و زیر پرچم « لا اله الا الله » در راه خدمت به اسلام موفق و مؤید باشید.

خدایا، مرا دیگر به خانه برنگردان ؛ چرا که خجالت می کشم به خانواده های معظم شهدا نگاه کنم. خدایا من می دانم که بهترین مرگ ها شهادت در راه توست پس شهادت را نصیبم کن. خدایا ، دوری عاشق و معشوق خیلی سخت است هرچند من عاشق و بنده ی بدی برایت بودم ولی ای خدا ، هرچه زودتر مرا از این دنیای فانی خلاص کن و به درگاهت ببر. خدایا ، من در این سن کم چه گناهان زیادی مرتکب شدم و غافل از وجود تو بودم ، اما تو بر اعمال و کردارم آگاه بودی ، از جرم ها و عصیانم درگذر. خدایا ، تو شاهد بودی که چقدر در فکر آمدن به جبهه بودم و روز و شب به درگاهت گریه و زاری می کردم تا شاید مرا برای رفتن به جبهه بپذیری تا این که مدتی است مرا پذیرفته ای و گذاشته ای در جبهه بمانم اما می خواهم که مرا در این راه ثابت قدم نگه داری.

شرمنده ام ، امیدوارم که اگر توفیق شهادت نصیب من شد با ریختن خونم بر روی زمین بتوانم کمکی به اسلام کرده باشم. تقاضای آخرم از خانواده ام این است که بعد از شهادتم در صورت امکان کمکی به اسلام کرده باشم. تقاضای آخرم از خانواده ام این است که بعد از شهادتم در صورت امکان بگذارید جنازه ام تا روز جمعه در سردخانه یا بیابان بماند و روز جمعه یکی از نوارهای مرحوم کافی را کنار جنازه ام بگذارید تا جنازه ام به عشق حسین گریه های شما را بشنود و به خاک رود.

اگر باشد قرار آخر بمیرم                                                         نمی خواهم که در بستر بمیرم

خدایا کن شهادت را نصیبم                                                      که همچون اکبر و اصغر بمیرم

«والسلام»


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :