شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 0:53
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 94226
تاریخ انتشار : 14 اردیبهشت 1390 17:48
تعداد بازدید : 376

فاطمه گوهر ناشناخته

از چند زاويه وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا(ع) را مي توان مطرح ساخت. حضرت فاطمه زهرا(ع) آن بانوي بزرگواري است كه خود حجت خداست و از طرفي أم الحجج و أم الائمه است، او فاطمه و طاهره و معصومه و محدثه و اين القاب و اين صفات عالي را كه دارا است و در واقع برترين زن جهان است، بنابراين ما يك مسئوليتي داريم نسبت به معرفي حضرت فاطمه زهرا(ع) در سه جهت:

سخنرانی استاد محمد امین پورامینی

بسم الله الرحمن الرحیم

از چند زاويه وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا(ع) را مي توان مطرح ساخت. حضرت فاطمه زهرا(ع) آن بانوي بزرگواري است كه خود حجت خداست و از طرفي أم الحجج و أم الائمه است، او فاطمه و طاهره و معصومه و محدثه و اين القاب و اين صفات عالي را كه دارا است و در واقع برترين زن جهان است، بنابراين ما يك مسئوليتي داريم نسبت به معرفي حضرت فاطمه زهرا(ع) در سه جهت:

 اول: شناخت فاطمه زهرا(ع) كه اينگونه نباشد كه ايشان را تنها به عنوان يك بانو و همسر نمونه (كه يك معرفي خيلي مختصر و ناقصي است، و چه بسا هم حق مطلب ادا نشود) كه در محيطي مثل خود ما مي بينيم كه يك بانو و زني بيايد قياس كند وجود حضرت فاطمه زهرا(ع) را با يك بانوي ديگر و بگويد الگوي من آن شخص ديگر است، چون شناخت كامل از نقش و ابعاد زندگاني حضرت فاطمه زهرا(ع) ندارد، و لذا حضرت را نمي شناسد، گرچه بحسب ظاهر در محيط شيعي هم رشد كرده است. (كه اگر يادتان باشد اين قضيه در زمان حضرت امام خمينی اتفاق افتاد كه گزارشگري با يك نفر مصاحبه اي كرد و يك موجي انداخت و امام اعلي ا... مقامه موضع خيلي محكمي گرفتند). غيرت اين مرد الهي در جاهاي مختلف نمود داشت، از جمله در قضيه سلمان رشدي كه معروف است، و نمونه ديگر هم در همين رابطه است. بنابراين ما يك مسئوليتي داريم كه حضرت فاطمه زهرا(ع)در محيط شيعي آنطور كه شايسته و بايسته است، در حد شناخت ناقص خودمان مطرح كنيم، و ما و خانواده هاي ما و دختران و همسران ما و جامعه ما و جوانان ما شناخت خوبي از اين شخصيت بزرگوار داشته باشند.

دوم: شناساندن آن بزرگوار در محيط جهان اسلامي است كه آن يك زبان ديگري مي خواهد، و تكيه بر يك سري از محورها بايد كرد، و يك سري از مطالب را بايد پررنگ كرد. آن هم در يك فضاي وسيع تر كه مخاطب ما در اين گستره حدود دو ميليارد نفر است. اگر در رابطه با بعد اول مخاطب ما مثلاً عدد شيعيان است حدود چهارصد ميليون نفر باشد اما در بعد دوم حدود دو ميليارد نفر بشر بايد ايشان را بشناسد.

سوم: فراهم سازي شناخت جهاني حضرت فاطمه زهرا(ع)  است. آنجا ديگر شيوه تبليغ به گونه ديگري است و بايد با تكيه بر يك نقاط خاص ايشان را معرفي و جهاني كرد. شما ببينيد مسيحيان در رابطه با حضرت مريم(ع) مطلب زياد ندارند و يقيناً مطالبي را كه ما در رابطه با حضرت مريم(ع) داريم بيش از مطالبي است كه اينها دارند، و ما مطالب درست و صحيح را داريم. مثلاً در رابطه با قضيه ولادت حضرت عيسي (ع)و تصحيح آن باور، اسلام خدمت بزرگي به بشريت و جهان مسيحيت كرد، وگرنه يهوديان كه نظر فاسد ديگري داشتند و مسيحيان چون نمي توانستند معما را حل كنند به ورطه غلو افتادند. بنابراين در بعد جهاني مخاطب ما شش ميلياردند. آن كار ديگري را لازم دارد كه بسيار بايسته است. ما واقعاً چه كرده ايم؟ در هرسه جهت قصور داريم اگر تقصير نداشته باشيم.

اين بانوي بزرگوار كه به عنوان بانوي نمونه است بايد يك جوري معرفي بشود كه ما دختران ما، خانم ها و همه جامعه اسلامي ما شناخت خوبي داشته باشند و اين بزرگوار را براي الآن هم الگو بدانند كه آن بزرگوار الگويي است براي گذشته، حال و آينده بشريت. وقتي مي شود بر اين مطلب تكيه كرد كه ما معرفي كنيم و معرفي وقتي است كه شناخت كامل داشته باشيم. اين بانوي بزرگواري كه ذوابعاد است با اين عمر كوتاه چه نقش آفريني كرد! اينجا تكيه بر محور شخصي و فردي او و نيز تكيه بر محور اجتماعي او بايد كرد. تكيه بر محور شخصي و رابطه خود و خدا. عبادات فاطمه زهرا(ع)، تسبيح فاطمه زهرا(ع)كه هديه آسماني است از ناحيه حق توسط رسول اكرم(ص) به او. آن موقعيت عالي فاطمه زهرا(ص) كه اصبحت محدثة. طرف خطاب جبرئيل واقع بشود در مدت 75 روز بعد از رحلت رسول اكرم(ص) كه اين بانو آنقدر موقعيت دارد كه جبرئيل نازل بشود منتهي نه نزول به داعي وحي كه اگر مورد اشكال واقع بشود كه مگر جبرئيل بعد از رسول خدا (ص) نازل مي شود بر كسي!؟ كه جواب اين است كه بله جبرئيل صحبت مي كند با غير پيغمبر ولي نزول جبرئيل دوگونه است؛ نزول به داعي وحي كه مختص به انبياء است، اما نزول لابداعي الوحي كه ممكن است جبرئيل با غير انبياء هم سخن بگويد، همانطوري كه در رابطه با حضرت مريم است در رابطه با فاطمه زهرا(ع) و برخي از ائمه معصومين(ع) هم هست، و اين صحبت به داعيه وحي نيست، بنابراين اين منافات با انقطاع وحي پس از رسول خدا(ص) ندارد. هفتاد و پنج روز طرف خطاب واقع بشود و جبرئيل براي او صحبت بكند و مطالب را ايشان تلقي و بعد بازگو كند و تكرار كند و آنجا نويسنده آقا اميرالمؤمنين(ع) باشد كه بنويسد مطالب را كه تدوين شد به نام مصحف فاطمه(ع)، كه تصريح شده است كه يك آيه قرآن هم در آن نيست و بسياري از وقايعي كه اتفاق مي افتاد و بعضي ها مي آمدند ادعاهايي مبني بر خلافت و امامت مي كردند وكساني كه مطلب برايشان مشتبه شده بود (مثل قضيه نفس زكيه محمد عبدا... بن الحسن بن الحسن خودش و پدرش اين گمان را داشتند كه اين همان مهدي است و چنين خيال باطلي را داشتند كه حضرت امام صادق (ع)آنها را متنبه كردند و فرمودند نه شما او نيستيد و اسم شما و اسم پدرت در كتاب مصحف فاطمه(ع) و يا كتاب علي(ع) نيست؛ من گشتم و در آنجا نامي از تو نيست) و در بعضي از قضاياي خاص تاريخي اين ماجرا تكرار شد، خلاصه آنكه مطالب مربوط به ملاحم و اخبار غيبيه در مصحف فاطمه(ع) است. پس اين كاشف از آن موقعيت خاص فاطمه زهرا (ع)است، و در رابطه با دفاع از رسالت و دفاع از حريم نبوت در مكه و در مدينه ما حضور مؤثر فاطمه زهرا(ع) را مي بينيم، در مكه وقتي كه اهانت كردند و حضرت رسول(ص) در حالت سجده بود كه آمدند و جسارت كردند، آنجا نقش حضرت فاطمه زهرا(ع) را مي بينيم. در مدينه حضور فاطمه زهرا(ع) را در جنگ هاي احد و خندق مي بينيم. در جنگ احد كه حضرت رسول(ص) مجروح شده وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا (ع)حاضر مي شود و در واقع جنبه پرستاري از رسول اكرم (ع)را ايفا مي كند كه وقتي كه سر و صورت پيغمبر اكرم(ص) غرق در خون است و دندان هاي پيغمبر شكسته شده است و خون جراحت بند نمي آيد فاطمه زهرا(ع) قطعه حصيري را بر مي دارد و آتش مي زند و خاكستر آن را در موضع زخم رسول اكرم(ص) قرار مي دهد كه خون بند بيايد و خون بند آمد. را در جنگ خندق (كه طول هم كشيد) به نحو ديگري مي بينيم كه فاطمه زهرا(ع) شركت مي كند و غذا مي آورند، و پس از رحلت رسول خدا(ص) در مهم ترين مسئله اجتماعي كه مسئله خلافت و امامت و زعامت و رهبري است نقش پر رنگ فاطمه زهرا(ع) را مي بينيم. از اتمام حجت با مهاجرين و انصار نمودن و از آنها طلب ياري كردن براي بيعت با اميرالمؤمنين(ع) گرفته تا آن خطبه. خطبه عجيبي بود! واقعاً ما اگر بتوانيم همان خطبه را در يك تيراژ بالايي چاپ كنيم و به زبان هاي مختلف دنيا عرضه كنيم يك گام بزرگي را براي معرفي حضرت فاطمه زهرا(ع)برداشته ايم. خطبه عجيب است و ابعاد مختلفي دارد، معارف ديني و جلوه هاي توحيد و نبوت و امامت در آن هست. تأكيد بر امامت حقه در آن هست. ترغيب مردم به قيام عليه غاصبان خلافت در او هست، و يك جامعه شناسي كامل در آن مي يابيم، فلسفه احكام در آن وجود دارد، و خلاصه خطبه خيلي عجيبي است كه آن حضرت در مسجد ايراد كردند، و اين خطبه امروز از مهم ترين يادگارهاي اهل بيت پيامبر(ع) است كه بني هاشم سفارش مي كردند و اين خطبه را به بچه ها ياد مي دادند و مي گفتند حفظ كنيد و جايزه بگيريد. اين خطبه چند شرح فارسي هم دارد كه شروح خوبي هم هستند. شرح عربي هم خورده است. اين صحنه حضور پر رنگ حضرت فاطمه زهرا(ع) است در مهمترين صحنه سياسي جامعه كه آثار آن را هم تا به امروز مي بينيم. پس حضور حضرت فاطمه زهرا(ع) هم در بعد فردي، هم در بعد اجتماعي بسيار مهم است، و بيان فضائل حضرت فاطمه زهرا(ع) از محورهاي مهم تبليغي است كه در بين همه مسلمانان جهان خواهان دارد، بيان فضائل خودش يك محور اساسي است كه مي توان بر آن تكيه كرد و موردي است كه مورد اتفاق همه مسلمانان است. شما در هر محيطي كه قرار مي گيريد، هر كسي كه مي خواهد در هر محيطي باشد، شيعه باشد يا سني، و حتي مسلمان باشد يا غير مسلمان؛ بيان فضائل فاطمه زهرا(ع) جاذبه خود را دارد و كسي نمي تواند منكر آن باشد. در صحاح و در سنن ذكر فضائل فاطمه زهرا(ع) زياد است، گرچه و همه مطالب را نقل نكرده اند ولي همان مقدار هم وافي به مقصود است. اين كتاب فضائل فاطمة الزهرا(ع) اثر حاكم نيشابوري است كه در دست من است، روي جلد نوشته اند: يطبع للمرة الاولي بعد العثور علي نسخته المخطوطة في تركيا.حاكم نيشابوري صاحب مستدرك است، متوفي 405. پهلوان فن است، حافظ و حاكم است كه اصطلاحي در مقام بيان موقعيت عالي محدث است. او اين كتاب را نوشته است، و اتفاقاً ذهبي وقتي كه متعرض شرح حال حاكم نيشابوري مي شود آنجا از اين كتاب ياد مي كند كه در رابطه با فضائل فاطمه زهرا(ع). اما اين كتاب چاپ نشده بود، تازه يك نسخه اش را پيدا كرده اند در تركيه و در مصر چاپ شده است، بنابراين ما هم آن را چاپ نكرده ايم. اتفاقاً آن كسي كه اين كتاب را به اصطلاح تحقيق و چاپ كرده خيلي متعصب است، و زهر خودش را به عنوان تحقيق اين كتاب در پاورقي اين كتاب ريخته است. لذا الآن عده اي از فضلا در حوزه علميه قم مشغول تحقيق اين كتاب هستند كه انشاء ا... چاپ شود، اما اهميت اين كتاب اين است كه اين نسخه اي كه الآن در دست من است كه توسط دارالفرقان للنشر والتوزيع قاهره در مصر چاپ شده است. پس معلوم مي شود كه هنوز گنجينه هاي ارزشمندي وجود دارد كه با جستجو پيدا مي شود. يك نويسنده قوي مثل حاكم نيشابوري كتابي در رابطه با فضائل فاطمه زهرا(ع) بنويسد و اين كتاب ساليان دراز در دسترس قرار نگيرد پس از صدها سال به چاپ رسيد.

بنابراين با تكيه بر محور ذكر فضائل فاطمه زهرا(ع) در همه محيط ها و مخصوصاً محيط برادران اهل سنت محور قرار داد، چون كسي نمي تواند منكر آن بشود، و جالب اينجاست كه رسول اكرم(ص) تكيه فراوان بر اين نكته دارد بر محوريت فاطمه زهرا(ع): «رضاها رضاي، غضبها غضبي»؛ تكيه بر غضب و رضاي فاطمه زهرا(ع) دارد. بايد در احاديث رسول اكرم(ص) با اين ديد هم نگاه كرد كه وقتي رسول اكرم(ص) فضائلي را در رابطه با برخي از شخصيت ها بيان مي كند آن فضائل در آينده جلوه و نمود پيدا مي كند، وقتي كه رسول اكرم(ع) نسبت به فاطمه زهرا(ع) بر محور رضايت فاطمه(ع) و خشم و غضب فاطمه(ع) تكيه مي كند اين تكيه بر امري است كه "سيقع" كه واقع شدني است، و رسول اكرم(ص) دارد خبر مي دهد به امري كه در آينده قرار است واقع شود. آن چه امري است كه باعث رضاي فاطمه زهرا(ع) است؟ و آن چه امري است كه باعث غضب فاطمه زهرا(ع) است؟ خوب اين هم يك محوري است براي تأمل كه ببينيم فاطمه زهرا(ع) كجا غضب كرد و كجا خشنود شد؟ و چرا غضب كرد؟

پس بايد ابتدا ببينيم ايشان در يك امري ناراحت شد يا نه؟ اين يك مطلب؛

مطلب دوم اينكه اگر شد موردش چه بود؟ تشخيص مصداق.

مطلب سوم موضع گيري ما چگونه بايد باشد؟

تأمل در همين سه مطلب خيلي از راه ها را باز مي كند، و خيلي از موضع گيري ها را تصحيح مي كند، و خيلي از واقعيات را كشف مي كند. اينها ديگر در محيط هايي كه آمادگي دارند و حساسيتي ايجاد نمي كند مي شود عنوان كرد. عزيزان اهل فن هستند و مي دانند ما يكسري از مطالب را در محيط هاي علمي خاص راحت تر مي توان بحث كرده و مطرح كنيم . يكسري از مطالب را در محيط هاي عام بايد بيشتر روي آن تكيه كرد. برخي از مطالبي را كه بايد در محيط هاي خاص مطرح كرد و نتيجه گرفت چه بسا اگر در محيط عام عنوان كنيم نتيجه نگيريم، و يا نتيجه معكوس باشد. اين را بايد با تشخيص شرايط مكاني و زماني، انتخاب سوژه و موضوع كرد، و مطالب را عنوان كرد..در خيلي از محيط هاي علمي برادران اهل سنت در حلقه هاي درسي شان در حوزه هاي علميه شان خيلي از اين مطالب را مي شود عنوان كرد، در يك محيط علمي بدون هياهو. بالاخره سؤالي است و اين سؤال جواب مي خواهد، از آنها بايد پرسيد كه جواب چه داريد؟ آيا فاطمه زهرا(ع)محور هست براي غضب و خشنودي يا نه؟ عبارت «يؤذيني ما يؤذيهاو يسرني ما يسرها»، آيا رسول اكرم(ص) اين را فرموده است يا نه؟ اگر منكرند خوب بايد آن احاديث را مطرح كرد، وقتي كه احاديث صحيحه و معتبره مطرح شد قهراً مورد قبول واقع خواهد شد، آنگاه بايد رفت سراغ مصداق. كجا فاطمه زهرا(ع) غضب كرد؟ كجا دم فرو بست وسخن نگفت؟ و روي خود را برگرداند؟ چرا مدتي اعتصاب كرد و كسي را به حضور نپذيرفت! چرا وصيت كرد به دفت شبانه؟ چرا وصيت كرد كه عده اي بر من نماز نخوانند! آيا اينها هست يا نيست؟ اگر منكرند بايد بحث روايي و تاريخي كرد، و اگر قبول دارند چرا  موضع گيري مناسب ندارند؟! آيا ما بايد يك تاريخي را بخوانيم بدون اينكه موضع گيري داشته باشيم؟! يا اينكه نه بايد يك موضعي را هم داشت؟! خوب تأمل در اين مطالب راه گشا است.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :