يکشنبه 25 آذر 1397 - 8 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 16 - ساعت 9:3
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 94394
تاریخ انتشار : 7 آذر 1390 13:17
تعداد بازدید : 484

سراپا نور

از تبار مردانی بود که چهره شان انسان را به یاد قیامت می انداخت


نتیجه تصویری برای نورالدین میرمهدی

عالم متقی آیت الله حاج آقا نورالدین میرمهدی از تبار مردانی بود که چهره شان انسان را به یاد قیامت می انداخت، زندگی او درس آموز، سخنانش دلنشین وسازنده، رفتار وروش ومنش او تجسم بخش اخلاق اسلامی بود، اسم با مسمایی داشت، او سراپا نور بود، ساده در میان مردم میزیست و راهنما ومشکل گشایشان بود..رضوان خدا بر او باد
---
حضرت آیت الله آقای حاج سید نورالدین میرمهدی در خانواده ای اصیل و شریف از سادات منطقه کزاز در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی مطابق با ۱۳۴۲ هجری قمری به دنیا آمد.
پس از پایان دورة تحصیلات محلی آن زمان بنا به درخواست پدر که در تقوا و سداد معروف بود و اشتیاق وافر ایشان به کسب علم در مکتب اهل بیت علیهم السلام به اراک مهاجرت نموده و در مدرسة مبارکة حاج محمد ابراهیم خوانساری که به دست باکفایت آیت الله العظمی حائری، مؤسس حوزة علمیة قم بنا نهاده شده بود مستقر شد. علاقة به تحصیل در وجودشان طوری بود که خود را برای هرگونه مشکل آماده نموده بود و دعوت برادر بزرگوار خود را جهت استقرار در منزل ایشان قبول نکرد. با فراگیری صرف و نحو و مقداری معانی بیان به قم مهاجرت نموده و در نهایت فقر و نداری به ادامة تحصیل پرداخت و حاضر نشد حتی جهت رفع نیاز مالی به منزل مراجع آن زمان در قم مراجعه کند و این در زمانی بود که هنوز آیت الله العظمی بروجردی به قم مهاجرت نفرموده بودند. پس از چندی که از دروس سطح قم در آن زمان استفاده نمودند به قصد عزیمت به نجف اشرف و فراهم نمودن مقدمات به اراک بازگشت اما به دلایلی نتوانست به نجف عزیمت کند. لذا در ادامة تکمیل سطح از محضر اساتیدی چون آیت الله حاج شیخ محمد امامی خوانساری و آیت الله میرزا فضل الله نصیرالاسلامی و اخوی خود آیت الله حاج سید اسماعیل هفته ای و ابوالزوجة خود آیت الله آقا سید علی میر یحیی قدس الله اسرار هم بهره ها بردند.
در دروس خارج محضر بزرگانی چون آیت الله العظمی سلطان اراکی و آیت الله العظمی حاج آقا حسن فرید محسنی و آیت الله امامی خوانساری را درک نمودند.

ویژگی های علمی
در مباحثة بسیار قوی، حاضرالذهن و خستگی ناپذیر بودند به حدی که ساعت ها بدون خستگی و با اشتیاق به بحث علمی می پرداختند. برداشت دقیق ایشان از آیات و روایات و تسلط ایشان بر متون فقهی و عبارات علما نیز کم نظیر بود. گاهی نکاتی را بیان می فرمود که دیگران به آن توجه نکرده بودند.
در امر پرورش طلاب بسیار اهتمام داشتند. پیگیری مراحل علمی طلاب از امور مورد علاقة ایشان بود. ابتدا سؤال می نمود چه می خوانی بعد چند سؤال می پرسیدند و با جواب صحیح تشویق می کردند و دغدغة ایشان احیای حوزة علمیة اراک بود.
احترام به بزرگان حوزه و ارزش نهادن برای طلاب از خصوصیات بارز ایشان بود. به طلبگی و خدمت به دین اعتقاد راسخ داشت. طلبگی را معاملة با خدا و واگذار نمودن خود به خدا می دانست. معنویت و تأثیر طلبگی را در امور زندگانی طلبه می دانست به طوری که دیده شد به طلبه ای که خانمش مریض شده بود فرمود: «به همسرت بگو به گوشة عمامة تو تبرک جوید. خدا شفا خواهد داد».
خود را وقف خدمت به حوزه های علمیه و مردم قرار داده بود و برای این امر سر از پا نمی شناخت. در هر زمان و هر ساعتی که به ایشان مراجعه می شد مراجعه کننده جز چهره ای مهربان و دلسوز و خندان که از او استقبال می کند؛ نمی دید.

توجه اساتید به ایشان
آن قدر مورد توجه اساتید خود قرار گرفتند که ابراز لطف آیت الله العظمی سلطان، صاحب حاشیة مفصل بر کفایه و استاد مراجع بزرگواری چون آیت الله العظمی اراکی و آیت الله العظمی مرعشی نجفی، به ایشان مشهود همه گردید.
مراجع بزرگ با مواجه شدن با شخصیت علمی ایشان، در همان اولین مرحله به فضل و دانش و اجتهاد ایشان اذعان می نمودند. در سال ۱۳۴۰ که به مشهد سفر کرده بودند در مباحثه ای که بین ایشان و حضرت آیت الله العظمی میلانی صورت گرفت؛ حضرت آیت الله العظمی میلانی به ایشان فرموده بودند که می دانی که نباید تقلید کنی؟ و ایشان جواب داده بودند: «مدتی است عمل به احتیاط می کنم». این در حالی است که ایشان در آن موقع ۳۶ ـ ۳۷ ساله بودند.
وقتی از آیت الله العظمی سید احمد خوانساری استجازة مصرف سهم امام را نمودند؛ فرموده بودند: «شما مجازید ولی آن چه به غیر سادات می دهید؛ پس از تملک خودتان باشد و چیزی هم برای من نفرستید، همه را خود مصرف کنید».
با این که اساتید ایشان اظهار آمادگی برای اعطای اجازة اجتهاد به ایشان کردند ولی ایشان نپذیرفت و به شدت از عناوین و شهرت دوری می فرمود.

رسیدگی و خدمت به مردم
دلسوزی و نصیحت برای همگان روش دائمی ایشان بود. کسانی که از ایشان راهنمایی می خواستند با سعة صدر و خلوص نیت تمام آنان را ارشاد می کرد و امور آنان را مستقیماً پیگیری می نمود. هرکس ایشان را می دید از اخلاق کریمانة ایشان اطلاع می یافت. خود را در برابر بزرگ مردی می دید که می تواند به او اعتماد کند و راز دل خود را برای ایشان بازگو نموده و از ایشان کمک بخواهد. از کمک علمی گرفته تا کمک اقتصادی از هیچ یک دریغ نمی کرد و در رسیدگی به امور فقرا خصوصاً سادات از خود بی خود می شد و از این که کسی به او مراجعه کند و نتواند کمک کند به شدت ناراحت می شد.
در کمک به دیگران دست باز عمل می کرد و می فرمود: «باید به قدری به محتاج داده شود تا نیازش را برطرف کرد». درب خانه اش بر همگان خصوصاً بر اهل علم باز بود و با روی خوش از مهمان ها استقبال می کرد.
با این که استاد بزرگوارش، آیت الله العظمی حاج آقا حسن فرید محسنی ایشان را از ماندن در اراک به دلیل استفادة بیشتر از ایشان در حوزه های علمیة دیگر منع فرموده بود؛ با این حال ماندن در اراک را به رفتن به حوزه های علمیة دیگر حتی در زمان تمکن ترجیح داد و گاهی که سخن از رفتن می شد؛ می فرمود: «مگر می شود مردم را رها کرد»؟

فعالیت های تبلیغی
تا زمانی که حال ایشان اقتضا می کرد هر شب در مسجد برای مردم در تمام زمینه های اعتقادی اخلاقی فقهی بنا به نیازی که احساس می شد؛ صحبت می کردند. جلسات مستمر شب های جمعه برای عموم مردم داشتند و در آخر جلسه با صدای محزون و دلنشینی دعای کمیل را قرائت می کردند. شب های شنبه سال ها قبل از انقلاب و مدتی پس از انقلاب برای جوانان تفسیر قرآن داشتند.

مناعت طبع
از مردم هیچ گاه انتظاری نداشت. نه تنها درخواستی از مردم نمی نمود بلکه با مناعت طبع به گونه ای رفتار می نمود که همگان تصور می کردند که ایشان از جهت مادی بی نیازند و اگر در هنگام نداری از ایشان درخواستی می شد؛ می فرمود: «فعلاً در اختیار ندارم ولی انشاءا… می رسد کمک می کنم». نمونة بارز از متوکل علی الله بود و درس توکل را به همه می آموخت. بزرگ منشی او نیز ریشه یافته از این وصف بود، همه را در دنیا امیدوار به لطف و رحمت خدا می نمود. در برخورد با مشکلات بزرگ چه در انقلاب و چه در جنگ تحمیلی روش و سیرة امامان معصوم و رهبران دینی را داشت. دشمنان را در عین خطرناک دانستن خوار و زبون می دانست.

فعالیت ها در انقلاب
از علاقمندان به امام خمینی (ره) بودند و تقویت ایشان را تقویت اسلام می دانستند. در خیزش انقلاب اسلامی از رهبران حرکت در اراک محسوب می شدند ولی هیچ گاه ادعایی نداشتند. در کمیسیون حل اختلاف بین کشاورزان که اول انقلاب تشکیل شد؛ همانند شخصیت کارکشته ای در امر قضاوت عمل می کردند. وقتی به عنوان حاکم شرع هیأت واگذاری اراضی منصوب شدند ابتدا حقوق اهالی مناطق را در نظر می گرفتند و به همین دلیل با ایشان همکاری صورت نمی گرفت. پس از ارتحال امام (ره) از حمایت مقام معظم رهبری دریغ نکردند با این که نیازی به اخذ اجازه نداشتند از مقام معظم رهبری استجازه کردند.

تقید به احکام شرع مقدس
در عمل به احکام و دستورات شرع اهل اغماض نبود. در محلی که نماز باشکوه عاشورا (در زمان انقلاب) اقامه شد تا اجازة صاحب ملک را اخذ ننمود به امامت نماز نایستاد. در امر به معروف و نهی از منکر اهل هیچ گونه ملاحظه نبودند. لذا عده ای به همین دلیل از ایشان گلایه مند می شدند.

توجه به عبادت
در امر عبادت تقید به مستحبات در ایشان زیاد بود. به طوری که قائل بودند امام جماعت نباید نوافل نمازها را ترک نماید و خود تا زمانی که به حالت مریضی نیفتاده بودند هیچ یک از نوافل خود را ترک نکردند و مقید بودند که هرشب نماز استغاثه به امام زمان را بخوانند و تا آخرین لحظات زندگی جز به فکر نماز نبودند. دائماً سراغ وقت نماز را می گرفتند.
صلة رحم
در احسان به پدر و مادر و اقوام و رسیدگی به آنان بدون منت عمل می نمود به طوری که طرف مقابل منفعت آن احسان را برای خود ایشان حساب می کرد و هرشب نماز هدیه به والدین می خواندند و برای جد خود و پدر و مادرش حج واجب به جای آوردند.

اخلاق
در اخلاق اجتماعی با همگان رفتاری بامحبت و صمیمی داشت و همه را مورد احترام قرار می داد. دیگران را از خود بالاتر می دانستند و با همه متواضعانه رفتار می نمود. در خانواده نیز همه را مورد محبت خود قرار می داد. هیچ گاه دستور نمی داد. خواسته های خود را با زبان غیر دستوری ابراز می کرد.

توسل به اهل بیت
در توسل به اهل بیت و شرکت در عزای اهل بیت بسیار بی قرار بود. با این که گاهی سن ایشان اقتضاء نمی کرد؛ می فرمود: «افتخار من است که در مجلس عزای حسینی شرکت کنم» و در آخرین لحظات عمر، افسوس عدم توفیق شرکت در مجلس عزای حسینی را داشت. علاقه مند شدید به صدیقة طاهره سلام ا… علیها بود. هرموقع نام ایشان را می بردند؛ همراه با بغض و گریه بود.

و در آخرین لحظات عمر خود توسل ایشان یاجداه! یا رسول ا…! و یا امیرالمؤمنین! بود که به ملاقات پروردگار شتافت.

عاش سعیداً و مات سعیداً.

http://www.markazinews.ir/16949/



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :