يکشنبه 25 آذر 1397 - 8 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 16 - ساعت 10:32
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 94649
تاریخ انتشار : 7 دی 1390 16:22
تعداد بازدید : 521

مزار عالمان بزرگ شيعه در حرم علوي از ديدگاه محدث قمي

عالم بزرگوار و متتبع عالي مقام و محدث عظيم الشأن شيخ عباس قمي(ره)آثار گران سنگ و جاودان بسياري از خود به يادگار نهاده است که همهْ آنها منشأ اثر و برکت بوده است.


محمدامین پورامینی

عالم بزرگوار و متتبع عالي مقام و محدث عظيم الشأن شيخ عباس قمي(ره)آثار گران سنگ و جاودان بسياري از خود به يادگار نهاده است که همهْ آنها منشأ اثر و برکت بوده است. او با نگارش «سفينة البحار» بر کشتي نجات سوار شد و از درياهاي نور و معرفت بهره ها برد و با نگارش «مفاتيح الجنان» به خانه هاي تمامي مؤمنان راه يافت. از کتاب هاي ديگر او «الکني و الالقاب»، «منتهي الآمال»، «تتمة المنتهي»، «لبّ الوسائل»، «غاية القصوي»، «الفوائد الرضويه»، «تحفة الاحباب» و «هدية الاحباب» است. کتاب ارزشمند ديگر وي «هدية الزائرين و بهجة الناظرين» است که گويا آن را قبل از «مفاتيح الجنان» تأليف کرده و کتابي است جامع و ارزشمند در باب دعا و زيارت که مطلب زير از اين کتاب برگزيده و تلخيص شده و با توضيحاتي تقديم خوانندگان محترم مي شود:

بدان که زمين نجف اشرف مملو است از علما و اعاظم و مؤمنين؛ به خصوص وادي السّلام که بقعه اي است از جنّت عدن و محلّ ارواح مؤمنين؛ چنان که در «کافي» به سند معتبر منقول است: شخصي به حضرت صادق× عرض کرد: برادرم در بغداد است و مي ترسم که در آن جا بميرد. فرمود: «پروا مکن که هر جا خواهد، بميرد. به درستي که نمي ميرد مؤمني در مشرق و مغرب زمين، مگر آن که حق تعالي روحش را به سوي وادي السّلام محشور مي گرداند». پرسيد: وادي السّلام کجاست؟ فرمود: «پشت کوفه است؛ گويا مي بينيم که ايشان حلقه حلقه نشسته اند و با يکديگر سخن مي گويند».[1]

پس بايد زيارت آنها را غنيمت دانست و خود را از فيض آن محروم نکرد؛ زيرا بر زيارت آنها ثواب بسيار و اجر بي شمار و فوايد عظيمه مترتّب است.

ثقة الاسلام کليني در «کافي» به سند معتبر از حبهْ عرني نقل کرده که گفت:

با حضرت اميرالمؤمنين(ع) به پشت کوفه رفتم. چون به صحراي نجف رسيدند، ايستادند؛ گويا با جماعتي مخاطبه مي کردند. من نيز در خدمت آن حضرت آن قدر ايستادم که خسته شدم. پس نشستم، به اندازه اي که از نشستن هم ملالي به هم رسانيدم. باز برخاستم و ايستادم تا خسته شدم و باز نشستم تا دلتنگ شدم. پس برخاستم و رداي خود را جمع کردم و عرض کردم: يا اميرالمؤمنين! مي ترسم بر شما که از بسياري ايستادن، به زحمت بيفتيد؛ ساعتي استراحت فرماييد. پس رداي خود را انداختم که آن حضرت بر روي آن بنشيند. فرمود: «اين ايستادن نيست، مگر براي سخن گفتن با مؤمني يا انس گرفتن با مونسي». عرض کردم: يا اميرالمؤمنين! ارواح مؤمنين چنين است؟ فرمود: «بلي، اگر پرده از پيش ديدهْ تو برداشته شود، هرآينه خواهي ديد ايشان را که گروه گروه و حلقه حلقه نشسته و با يکديگر سخن مي گويند.» عرض کردم: بدنند يا روحند؟ فرمود: «روحند و هيچ مؤمني نمي ميرد در بقعه اي از بقعه هاي زمين، مگر آن که به روحش مي گويند به وادي السّلام ملحق شو که صحراي نجف است، و آن بقعه اي است از جنّت عدن».[2]

و مخفي نماند که زيارت اموات و مجاورت و انس با آنها وقتي نفع دهد که انسان تفکر در حال آنها کند و عبرت و آگاهي از حال آنها نمايد؛ نه چنان که بعض از غافلين و جهّال مي کنند و در غالب بلاد رسم شده که قبرستان را موضع گشت و سير خود قرار دهند و دسته دسته تفرّج کنان با قهقهه و گفت وگوهاي لغو و سخنان ناشايسته ـ که از هر چيز اثرش در قساوت قلب بيشتر است ـ به آن جا رفته و با اين حال بازگردند. و بايد امتياز داد بر تعظيم و تکريم و کثرت تلاوت قرآن و ادعيهْ مقرّره آتيهْ علما و مشايخي که در آن بلد شريف مدفونند؛ مانند: ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسي(ره)[3] معروف به «شيخ الطائفه» و علّامهْ عصر خود، صاحب کرامات باهره السیّد مهدي طباطبايي، معروف به «بحرالعلوم»[4] که اين هر دو بزرگوار با بعض ديگر در مسجد طوسي در نزديکي صحن مقدّس مدفونند.

و مانند سيّدالعلماء والمجتهدين حاجي ميرزا محمّد حسن شيرازي[5] (طاب ثراه ) که در جنب باب طوسي صحن شريف، در مدرسه معروف به اسم خود مدفون است.

و مانند خاتم الفقهاء والمجتهدين جناب شيخ محمّد حسن صاحِب «جواهر الکلام»[6] (نوّرالله مرقده) که در محلّهْ عماره[7] نجف، قبر شريفش با بقعه و قبّهْ رفيعه معروف است.

در مقابل قبر اين بزرگوار قبور جمله اي از اعاظم علماست که داراي قبّه و بقعه هستند که از جملهْ آنهاست عماد العلما مولانا السيد مهدي قزويني&[8] ساکن حلّه و جناب آقا سيد حسين ترک[9] و غيره.

و در نزديکي آنها به فاصلهْ چند کوچه، قبر فقيه اهل البيت شيخ جعفر کبير کاشف الغطاء(ع)[10] است و در مقابل او قبر عالم فاضل شيخ راضي عرب است و در مقابل کوچهْ سلام، قبر عالم جليل شيخ خضر شلال[11] است و در محلّهْ براق[12]، قبر شيخ فخرالدين طريحي[13] صاحب «مجمع البحرين» است.

و قبر شيخ اجلّ اعلم شيخ مرتضي انصاري(ره)[14] در بقعه اي متصل به باب القبله صحن مطهر و در طرف چپ کسي که داخل شود واقع است و در مقابلش قبر آقا سيد اسدالله اصفهاني(ره)[15] و قبر جناب آقا سيد علي شيرازي(ره) قرار دارد.

قبر شيخ و استاد ما ثقة الاسلام حاجي ميرزا حسين نوري طبرسي[16] در ايوان سوم از ايوان هاي شرقي باب القبله واقع است و قبر شريف عالم جليل و مجمع تقوا و ورع جناب حاجي ملاّ فتحعلي[17] (طاب ثراه)  که از جمله مشايخ شيخ ما علاّمهْ نوري است، با جمله اي از اکابر علما در بقعه اي است که متصل است به باب سلطانيّه، در طرف راست کسي که داخل شود.

قبر محقّق نراقي(ره)[18] در زمين صحن، در پشت سر و متصل به دري که گاهي به رواق مطهر باز شود واقع است، و روي قبر با سنگي که از ساير سنگ ها متمايز است، فرش شده. قبر مرحوم حاجي شيخ جعفر شوشتري(ره) نيز در اين مکان قرار دارد.[19]

قبر مرحوم حجة الاسلام حاجي ميرزا حسن آشتياني(ره)[20] در صحن، در حجرهْ اوّل و در زير دالان بالاي سر، در سمت يمين[21] کسي که از پشت سر داخل دالان شود، واقع است.

قبر شريف جناب حاج ميرزا حبيب الله رشتي[22] (طاب ثراه) در بقعه اي متصل به باب شرقي صحن، در طرف راست کسي که از صحن بيرون رود، واقع است.

شيخ اجلّ اکمل آية الله في العالمين، مولانا الحسن بن مطهر الحلّي مشهور به «علاّمه»[23] که قبر شريفش در ايوان مطهر در بقعه اي که منتهي مي شود به حرم مطهر، در طرف يمين کسي که داخل حرم مي شود، واقع است و بقعهْ ديگر که محاذي و قرين اوست، مدفن حاجي ملاّ احمد اردبيلي[24] است و بقعه اي که متصل است به بقعهْ آية الله علاّمهْ حلي، مدفن و مروّج مذهب جعفري آقا شيخ محمد جعفر استرآبادي[25] (طاب ثراه) است.

و غير ايشان از علماي ديگر که زياده از آنند که در اين مختصر ذکر شود، بلکه خصوص صحن مطهر و حجرات آن، تمام مملوّ است از بزرگان دين و علما و مجتهدين که ذکر اسامي شريفهْ آنها باعث تطويل و اطناب است و چقدر سزاوار است از براي ارباب علم و تقوا و قدس که از خاک اين بزرگواران بگذرند يا در وقتي که در صحن مطهر، در نزد قبرهاي آنها نشينند، شرط ادب و تعظيم به جاي آورند و از باطن آن بزرگواران استمداد نمايند و ملاحظه فرمايند که اينها همه شيوخ و مشايخ، مشايخِ کساني بوده اند که الحال باب مجلس افاده و درس و بحث را بر روي خود بسته و از اين نشأت فانيه خود را وارسته نموده اند؛ پس تأسّف خورند بر فراقشان و اندوهناک شوند براي فقدان ينابيع [و چشمه هاي] علم ايشان.

فاضل اشکوري در کتاب «محبوب القلوب» در احوال خاتم الحکماي يوناني ها ارسطاطاليس فرموده است:

چون ارسطو در مدينهْ اسطاغيرا از دنيا رحلت نمود، اهل آن جا استخوان هاي او را جمع کردند، پس از آن که پوسيده شده بود و در ظرفي از مس گذاردند و او را دفن کردند در يک موضعي، و آن مکان را مجمع [و محل گردهمايي] خود قرار داده و در آن جا جمع مي شدند از براي مشاوره در اُمور و کارهاي بزرگ و هر وقت از فنون علم و حکمت برايشان مشکل مي شد، قصد آن جا را مي نمودند و بر سر قبر او نشسته و مشغول مناظره و مباحثه مي شدند تا آن که واضح مي شد برايشان مشکلاتشان، و چنان اعتقاد داشتند به آمدن به موضعي که استخوان هاي ارسطاطاليس در آن دفن شده بر عقل ايشان مي افزايد و اذهان ايشان را پاکيزه و تلطيف مي کند و نيز اين را تعظيمي از براي ارسطو مي دانستند بعد از مرگ او و باعث تأسف بر فراق و حزن و اندوه بر آن فجيعه و مصيبت فقدان ينابيع حکمت او مي دانستند.

 



[1]. کليني، کافي، ج 3، ص 244، ح 2 و مجلسي، بحارالانوار، ج 97، ص 234، ح 27.

[2]. همان، ج3، ص243، ح 1.

[3]. شيخ طوسي از بزرگان شيعه است که در سال 460 ه‍ . ق وفات يافت. او مؤسس حوزه علميه نجف در قرن پنجم است. آثار فقهي و کلامي و تفسيري بسياري از او بر جاي مانده؛ مانند: کتاب: «المبسوط»، «الخلاف»، «التبيان»، «النهاية» و... .

[4]. سيد مهدي بحرالعلوم از فقيهان به نام و از شخصيت هاي صاحب مقامات و کرامات بوده است. او در سال 1155قمري در کربلا به دنيا آمد و به سال 1212 در نجف اشرف بدرود حيات گفت. از جمله کتاب هاي وي «مصابيح»، «منظومه»، «قواعد الاصول» و «فوائد الرجاليه» است. تشرف او به محضر حضرت بقية الله الاعظم معروف و مشهور است.

[5]. ميرزاي بزرگ شيرازي صاحب فتواي معروف تنباکوست. او به سال 1230 ه‍ . ق در شيراز ديده به جهان گشود. مراحل رشد و ترقي را به سرعت پيمود و پس از شيخ انصاري، مرجع علي الاطلاق شيعه شد. بلندنظري، دقت علمي، کياست و مديريتش از او نامي جاويدان ساخت. وي به سال 1312 قمري دار فاني را وداع گفت. تقريرات درس اصول وي به چاپ رسيده است.

[6]. صاحب جواهر از فقيهان به نام شيعه است که امام خميني& نوشتن کتاب گران سنگ «جواهرالکلام» را کرامت ناميد. اين کتاب محور درس هاي خارج و کتاب هاي فقهي متأخر است. وي در سال 1202 قمري در نجف اشرف متولد شد و در سال 1266 به رحمت الهي پيوست.

[7]. محله عماره، از محله هاي قديمي نجف اشرف است که در ضلع شرقي حرم مطهر امير مؤمنان علي(ع) واقع است.

[8]. علامه سيدمهدي قزويني نجفي حلّي از عالمان بزرگي است که در سال 1300 قمري از دنيا رفت. داراي کتاب هاي فراوان و مقامات عاليه بوده و از کساني است که توفيق تشرف به محضر حضرت حجت را يافته است. از جمله آثار او کتاب «فلک النجاة» است.

[9]. فقيه بزرگوار سيد حسين حسيني کوهکمري تبريزي، معروف به «سيد حسين ترک» از شاگردان شيخ انصاري، صاحب جواهر و صاحب فصول بوده است که مردم آذربايجان پس از رحلت شيخ انصاري از او تقليد کردند. وي در سال 1299 بدرود حيات گفت.

[10]. فقيه بزرگ شيعه شيخ جعفر کاشف الغطاء، صاحب کتاب «کشف الغطاء» است. وي به سال 1227قمري از دنيا رفت.

[11]. شيخ خضر شلال، صاحب کتاب «جنة الخلد» و «ابواب الجنان» است.

[12]. محلهْ «بُراق» از محله هاي قديمي نجف اشرف است. هنگامي که از در قبله صحن علوي خارج شده و به سمت شارع الرسول مي رويد، اين محله در سمت چپ قرار دارد.

[13]. طُريحي از علماي بزرگ قرن يازدهم به شمار مي آيد. کتاب لغت شناسي معروف وي به نام «مجمع البحرين» همانند «نهايه» ابن اثير در شناخت معناي کلمات وارده در روايات کارآيي بسیار دارد. از ديگر آثار وي کتاب «المنتخب» است. او به سال 1085 قمري بدرود حيات گفت.

[14]. استاد الفقهاء والاصوليين شيخ مرتضي انصاري صاحب دو کتاب درسي معروف «مکاسب» و «رسائل» است. وي در سال 1214قمري متولد شد و در سال 1281 دار فاني را وداع گفت.

[15]. سيد اسدالله اصفهاني، فرزند عالم بزرگ حجة الاسلام سيد محمد باقر شفتي اصفهاني است. او به سال 1290 از دنيا رفت.

[16]. محدث نوري صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» و از شاگردان شيخ انصاري و ميرزاي شيرازي است. او به سال 1320 قمري بدرود حيات گفت. در مقابل قبر ايشان قبر مرحوم محدث قمي صاحب اين نوشته قرار دارد.

[17]. مرحوم آيت الله سيد محسن حکيم در «حقائق الاصول» 1/ 96 مي نويسد: «عده اي از بزرگان، از جمله سيد اسماعيل صدر، حاجي نوري و سيد حسن صدر به منزل آخوند ملا فتحعلي رفته، آخوند آيهْ {وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يطِيعُكُمْ فِی كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيكُمُ الْإيمَانَ}(حجرات/ 7) را مطرح ساخته؛ آن گاه به تفسير «حبّب اليکم» پرداخت. پس از بيان موضع، وجهي را بيان کرد که آنان به تعجب افتاده و توضيح خواستند. روز دوم آمدند و او به تفسير همان کلمه با وجهي ديگر پرداخت که باز باعث تعجب و حيرت آنان شد و روز سوم نيز چنين بود و تا سي روز ادامه يافت و هر روز حرف نو و تفسير جديدي داشت». آيت الله حکيم مي افزايد که افراد ثقه، کراماتي را از وي نقل کرده اند.

[18]. ملا محمدمهدي نراقي کاشاني، معروف به «محقق نراقي» صاحب کتاب «مستند الشيعة» و «عوائد الايام» است که در سال 1209 قمري دار فاني را وداع گفت. شيخ انصاري مدتي در کاشان در درس وي حاضر مي شد.

[19]. عالم بزرگ و خطيب توانا و واعظ شهير، مرحوم شيخ جعفر شوشتري از شخصيت هاي علمي صاحب نفس بوده است. وي در سال 1303 قمري از دنيا رفت.

[20]. فقيه بزرگ ميرزا حسن آشتياني، از شاگردان شيخ انصاري و صاحب کتاب «بحر الفوائد» و «القضاء» است. او در تهران صاحب نفوذ بود و در جريان فتواي تنباکو، به ياري هم درس خود، ميرزاي شيرازي برخاست. وي در سال 1319 قمري بدرود حيات گفت.  

[21]. راست.

[22]. فقيه بزرگ ميرزا حبيب الله رشتي، از شاگردان شيخ انصاري و صاحب کتاب «بدائع الاصول»، «الاجارة» و «بدائع الافکار» است. وي در سال 1312قمري وفات يافت.

[23]. ابومنصور حسن بن يوسف بن علي بن المطهر، معروف به «علامه حلي» از فقيهان به نام شيعه است و کتاب هاي بسياري در فقه و اصول و کلام و رجال از وي به يادگار مانده است. از کتاب هاي وي «مختلف الشيعه»، «منتهي المطلب»، «تحرير الاحکام»، «ارشاد الاذهان»، «الالفين»، «تذکرة الفقهاء»، «قواعد الاحکام» و «نهاية الاحکام» را مي توان نام برد. وي به سال 647 هجري متولد و در سال 726 از دنيا رفت.

[24]. فقيه بزرگ و مقدس شيعه، ملااحمد معروف به «مقدس اردبيلي» صاحب کتاب «مجمع الفائدة والبرهان» و «زبدة البيان»  است. او از بزرگاني است که شرف تشرف به محضر حضرت بقية الله الاعظم(عج) را يافته است. وي در سال 993 هجري دار دنيا را وداع گفت.

[25]. عالم و فقيه نامي، ملامحمدجعفر استرآبادي، مشهور به «شريعتمدار» صاحب کتاب «شوارع الاحکام» است که در سال 1263 قمري از دنيا رفت. از کتاب هاي ديگر وي «المقاليد الجعفريه» است.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :