شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 0:54
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 94741
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1390 21:46
تعداد بازدید : 600

چشم اندازی بر مجموعه کتابهای مع الرکب الحسینی

نوشتار آقاي محمد صحّتی سردرودی كي از نويسندگان حوزه، پيرامون مجموعه گرانسنگ (مع الركب الحسيني من المدينة الي المدينة)

آینه پژوهش » خرداد و تير 1384 - شماره 92
پایگاه مجلات تخصصی نور
15039 - الركب الحسيني 

مع الرکب الحسینی من المدینة الی المدینه / دراسة تاریخیه تحلیله

مقدمه

اگر به تاریخ زندگانی امام حسین(ع) بنگریم خواهیم دید او در این جهان, پنجاه وهشت سال زندگی کرد و در یک نیم روز نیز پس از اندکی دفاع و مقاومت کشته شد. زندگی نامه او را به طور خلاصه و به ترتیب زیر در تاریخ می بینیم:

1. هشت سال با رسول خدا در مدینه بود.

2. سی سال با پدرش امام علی(ع) در مدینه و اندکی نیز در کوفه بود.

3. ده سال با برادرش امام حسن مجتبی(ع) در مدینه بود.

4. نزدیک به ده سال نیز پس از شهادت برادرش امام مجتبی(ع) پیشوا و هادی مردم بود که نُه سال و شش ماه آن باز در مدینه (شهر رسول الله) بود.

5. شش ماه از واپسین روزهای زندگانی اش را در خارج از مدینه بود که چهار ماه آن را در مکه مکرمه و در کنار خانه خدا زیست و دو ماه دیگر را در راه های مدینه به مکه و بیشتر در راه های مکه به کوفه و کربلا به سر برد و پس از هشت روز توقف در کربلا در روز عاشورای 61ق به شهادت رسید.

حاصل سخن این که امام حسین(ع) بیشتر عمرش را با عبادت و معنویت در دو شهر مدینه و مکه (با بیش از ده حج و عمره; با پای پیاده از مدینه به مکه) زندگی کرد و تنها چند صباح از آخرین روزهای عمرش را از مدینه و سپس از مکه خارج شد و این دوری از آن دو شهر عبادت, نه با انتخاب و اختیار که به اجبار و با اضطراب بود. ستمگران و زورمدارانِ روزگارش اگر او را به حال خود وامی گذاشتند او هرگز از آن دو شهر معنوی و عبادی بیرون نمی رفت و کار دیگری را بر عبادت خدا ترجیح نمی داد که امام حسین(ع) بیش از هرکس دیگر, مرد خدا و عاشق عبادت بود. شاخصه مهم او نیز مثل جدّش رسول خدا(ص), پدرش علی مرتضی و برادرش حسن مجتبی, معنویّت و عبادت بود.

با این همه بسیار جای شگفتی است که پژوهشگران و نویسندگان درباره امام حسین(ع) فقط به شش ماه آخر از پنجاه و هشت سال می پردازند. در این میان نیز صد و بیست وپنج روز آن را که امام حسین(ع) در مکه و کنار کعبه بود مسکوت می گذارند امام حسین(ع) را تنها در آن دو ماهی که در دشت ها و صحراها و راه های مکه به کوفه و کربلا بود جستجو می کنند و بالاخره او را در آن هفت ـ هشت روزی که به اجبار و اضطرار ـ نه با اختیار و انتخاب ـ در کربلا بود خلاصه می کنند و در نتیجه امام حسین(ع) را به جای پنجاه وهشت سال روزهای زندگی و زنده بودن, تنها با یک روز (روز عاشورا; روز مرگ; روز فاجعه) می شناسند و می شناسانند و چه اندازه بسیار, روز عاشورا را که تاریک تر از هر شام شوم بود بزرگ می نمایند و آن روز سیاه را تا می توانند روشن و درخشان تر می نمایانند تا آن جا که هر روز را عاشورا و هرجا را کربلا می خوانند و آن شعار جعلی را که می گوید (کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا) به غلط وحی منزل می انگارند.

و این تاریک اندیشی و یک سونگری, مثل این که در خواسته های ما از امام حسین(ع) نهفته است:

1. عوام الناس, امام حسین(ع) را بیشتر برای شفاعت و آمرزش گناهانشان می خواهند.

2. مقتل نگاران, مرثیه سرایان و روضه خوانان, امام حسین(ع) را بیشتر برای مصیبت خوانی, گریستن و گریاندن مردم می خواهند.

3. مذاهب و فرقه های خشن و تندرو ـ از زیدیه و اسماعیلیه بگیر تا سربه داران و قزلباشان و غیره و غیره ـ امام حسین(ع) را برای کشتن و کشته شدن (شمشیر و شهادت در صورت صحیحش) می خواستند و اینک نیز پیروان و همانندانِ آنها برای همان می خواهند.

4. احزاب سیاسی و مسلح و جنگ جو ـ از حزب مختار ثقفی و توابین بگیر تا گروه ها و گروهک های مختلف معاصر ـ امام حسین(ع) را برای تحریک و تشجیع افراد خود می خواهند تا بکشند و کشته شوند.

5. سازمان های وابسته به زورمداران و زراندوزان و تزویرگران نیز او را برای تسکین و تخدیر زیر دستانِ خود می خواهند.

6. و بالاخره مردم مصیبت دیده نیز او را برای مجالس ترحیم و در سرِ مزار عزیزان خود در گورستان می خواهند.

و صد البته که این یک طرف قضیه است که بسیار سیاه و فاجعه بار می نماید وگرنه در طرفی دیگر ـ حتی در لایه های از همان شش گروه پیش گفته شده ـ مذاهب و نحله های فکری, بزرگان و

پیشوایان صدیقی را نیز می بینیم که عزت و آزادی, عبادت و معنویت را در امام حسین(ع) می دیدند; او و عاشورای او را برای رهایی از ذلت ستم و استبدادهای گوناگون, اگرچه با شهادتی خونین و مظلومانه می خواستند و چه بسیارند کسانی که امروز هم امام حسین(ع) را برای همان آزادی و شهادت می خواهند.

به حق و به راستی, امام حسین(ع) با اوصافی چون پیشوای شهیدان, سرور آزادگان, سرو آزادی, امامِ رادمردان, راهبرِ عزتمداران, ابوالاحرار, سیّد اُباة الضیم, رسواگرِ ریاکاران, افشاگر استبداد دینی و رسواکننده مستبدانِ مذهبی ستوده شده است. در این باره صدها کتاب نوشته شده و بسیار سخن رانده اند که در این مقال, مجال تکرار نیست و چکیده سخن را می توان در دو کلمه جهاد و شهادت خلاصه کرد.

در این میان بسیار اندکند آنان که امام حسین(ع) را برای بودن و بالیدن می خواهند یا برای زیستن و زندگی کردن می جویند و این همه موجب شده است تا از یک روز عاشورا (روز مرگ و شهادت) بیشتر از همه پنجاه وهشت سال عمر امام حسین(ع) سخن گفته شود و کتاب هایی که درباره امام حسین(ع) نوشته شده است از دیرباز با عناوینی چون مصرع الحسین و مرائی الحسین و بیش از همه مقتل الحسین نامیده شده اند تا آن جا که امروز کلمه مقتل در صورت اطلاق آن به امام حسین(ع) دلالت می کند و در فرهنگ و کتاب شناسی شیعه, مقتل نگاری و مقتل شناسی هم مثل مقتل خوانی و روضه خوانی و مصیب نامه نویسی, جایگاه ویژه ای دارد که خود فصلی مفصل و بابی درازدامن و فراخمند است. با توجه به این که در کتاب های مقتل, بیشترینه سخن از کشت و کشتار است و نویسندگان این قبیل کتاب ها بیشتر در پی آن بوده اند که فجایع و جنایات عاشورا را بازگویند و با عنایت به معنایی که در واژه مقتل نهفته است این نوع کتاب ها را باید کشتارنامه یا قتل نامه و در صورت آبرومندانه آن شهادت نامه خواند.

کتاب های اندک شماری هم که با نام هایی چون حیاة الامام الحسین(ع) و زندگانی امام حسین(ع) در این صد سال اخیر نوشته شده است برخلاف نامشان بیشتر از آن که از زندگانی یا حیات امام حسین(ع) سخن گویند از کشته شدن و شهادت او سخن سر می دهند. در ظاهر اگرچه از میلاد یا دوران کودکی و نوجوانی امام حسین(ع) سخن به میان می آورند اما در هر حال, سخن از کشته شدن است که حتی پیش از تولد نیز همه پیامبران ـ از آدم تا خاتم ـ از قتل او خبر داده و برای مظلومیت او گریسته بودند.

فشرده سخن این که مقتل نویسان و کسانی که درباره امام حسین(ع) کتاب می نویسند از کوفه و کربلا گام فراتر نمی نهند و سرور آزادگان را خارج از دایره تنگ و مصیبت بار عاشورا نمی بینند. اما به تازگی کتابی در شش جلد منتشر شده است که دست کم کاروان امام حسین(ع) را از مدینه تا مدینه پی می گیرد و تا حدود زیادی مقدمات و پیامدهای فاجعه عاشورا را می نمایاند که این مقال در معرفی آن کتاب نوشته می شود که با عنوان کلی مع الرکب الحسینی من المدینة إلی المدینه به زیور طبع آراسته شده است.

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه

کتاب با نامِ مع الرکب الحسینی من المدینة الی المدینه و به ترتیب زیر منتشر شده است:

جلد اول: امام حسین(ع) در مدینه منوره و هجرتش از آن جا تا مکه مکرمه, تألیف علی الشاوی, 499ص, وزیری;

جلد دوم: امام حسین(ع) در مکه مکرمه, تألیف نجم الدین طبسی, 479ص, وزیری;

جلد سوم: حوادث و پیش آمدهای راه از مکه تا کربلا, محمدجواد طبسی, 343ص, وزیری (این سه جلد به قلم عبدالحسین بینش با نام (با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه) به فارسی ترجمه و منتشر شده است.)

جلد چهارم: امام حسین(ع) در کربلا, عزت الله مولایی و محمدجعفر طبسی, 545ص, وزیری;

جلد پنجم: حوادث و واقعه های راه از کربلا تا شام, محمدجعفر طبسی, 261ص, وزیری;

جلد ششم: کاروان حسینی در شام و از آن جا تا مدینه منوره, محمدامین امینی, 520ص, وزیری.

محتوای این کتاب ده سال آخر زندگانی امام حسین(ع) را یعنی روزگار امامت آن حضرت را از سال پنجاه تا شصت ویک ق دربر می گیرد و سپس در دو جلدِ واپسین از بازماندگان عاشورا در کوفه, شام و مدینه سخن می گوید.

شاخصه های مهم مع الرکب

در این جا برای آشنایی بیشتر با کتاب مع الرکب الحسینی به برخی از شاخصه های آن اشارتی می رود:

1. این کتاب به سفارش مرکز تحقیقات سپاه پاسداران نوشته شده است و مفاهیم و محتوای آن, هرگز از چارچوب سیاست های حاکم بر آن نهاد, خارج نیست.

2. نویسندگان کتاب, سخنان امام خمینی و شهید مطهری را درباره عاشورا و امام حسین(ع) نصب العین خویش ساخته اند و قرائت آنها را از عاشورا شرح و بسط داده اند.

3. فاجعه کربلا را انقلاب و امام حسین(ع) را شهید پیروز نامیده اند.

4. در تحلیل واقعه عاشورا, بحثِ علم امام را پیش کشیده و پذیرش آن را در فهمِ درست هدف امام حسین(ع) کاملاً دخیل دانسته اند.

5. در نقل احادیث و روایات هر از گاهی ـ البته نه در همه جا ـ مباحث حدیث شناسی و درایةالحدیث را نیز مطرح کرده اند که می تواند مفید و مغتنم باشد.

6. افزون بر کتاب های تاریخی, حدیثی و مقاتل به کتاب های فقهی نیز گاهی مراجعه کرده اند مانند استناد به کتاب جواهر الکلام و جامع المقاصد از محقق ثانی (ج1, 25و26).

7. به نقش و رسالت تبلیغی بازماندگان شهدای عاشورا عنایتی ویژه مبذول داشته اند و جلدهای پنجم و ششم کتاب را به همین منظور نوشته اند.

مروری بر مع الرکب الحسینی

جناب علی شاوی که سراسر کتاب, زیر نظر ایشان نوشته شده است مقدمه کتاب را با این پرسش آغاز می کند که آیا درباره قیام امام حسین(ع) سخن تازه ای وجود دارد, به عبارت دیگر آیا نوشتن این کتاب, لازم و ضروری بود؟ وی در ادامه پرسش های دیگری را نیز پیش می کشد که هرکدام در جای خود می تواند مهم و راه گشا باشد و در نهایت نیز می نویسد: (با اطمینان می تواند گفت که این کتاب, تکرار مکررات نیست, بلکه سخنِ تازه ای آورده است که لازم بود آورده شود) (ج1, ص34).

جلد اول: الامام الحسین(ع) فی المدینة المنوره

در این جلد, پیش از ورود به اصل موضوع, نخست دو مقاله مفصل آورده شده است که مقاله اول, زیر عنوانِ (حرکة النفاق… قراءة فی الهویّة والنتائج) از سیطره منافقان بر امور مسلمانان پس از رحلت رسول خدا(ص) سخن می گوید و در ضمن از حزب حاکم, حزب بنی امیه, منافقان اهل کتاب, منافقان مدینه, سقیفه و پی آمدهای آن, خلافت عمر بن خطاب تا سلطنت معاویه بحث می شود. در مقاله دوم نیز از خصیصه ها و منطق امام حسین(ع) به عنوان (شهید پیروز) یاد می شود و از آفاق و پیامدهای عاشورا, از تفکیک اسلام نبوی و اسلام اموی گرفته تا عصر ظهور امام مهدی سخن رانده می شود.

سپس نخستین فصل کتاب, تحت عنوان امام حسین(ع) پس از برادرش امام حسن(ع) پی گرفته می شود. در فصل های بعدی هم آن چنان که در تواریخ و مقاتل آمده است حوادثی را که به نوعی با امام حسین(ع) ارتباط داشته, با اندکی نقد و بررسی, تا ورود حضرتش به شهر مکه گزارش می گردد.

جلد دوم: الامام الحسین(ع) فی مکة المکرمه

امام حسین(ع) صد وبیست وپنج روز در شهر مکه بود و این جلد از کتاب, وقایع و حوادثی را که در طول آن چهار ماه بر امام حسین(ع) و همراهان و آشنایانش گذشته بود به تفصیل و توضیح, گزارش می کند.

پس از مقدمه ای که مؤلف کوشا و نستوه کتاب در ساختار قبایل مکه نوشته است متن کتاب را در سه بخش مفصل تألیف کرده است که به این ترتیب است:

فصل اول, اقدام امام حسین(ع) را در مکه مثل اعزام سفیران, فرستادن نامه ها و خواندن خطبه ها در بر می گیرد و در پایان فصل هم به چهار پرسش زیر پاسخ داده می شود:

چرا امام حسین(ع) بر ترک مکه آن هم در ایام حج اصرار می ورزید; آیا امام حسین(ع) مجبور شد که اعمال حج را تمام نکرده از مکه خارج شود یا این که از اول برای عمره ـ نه حج ـ احرام بسته بود; آیا امام حسین(ع) از مکه پنهانی بیرون رفت; چرا امام حسین(ع) زنان و کودکان را همراه برد.

فصل دوم تلاش های حکومت اموی را در طول مدتی که امام حسین(ع) در مکه بود ـ اعم از تلاش هایی که در مکه و مدینه یا کوفه و بصره داشتند ـ با شرح و توضیح بر می رسد و در ضمن از شهادت عبدالله بن یقطر حمیری و زندانی شدن میثم تمار و هانی بن عروه سخن می گوید.

فصل سوم از عکس العمل و موضع گیری مسلمانان به ویژه از رجال سرشناسی چون عبادله اربعه (عبدالله های چهارگانه) و محمد حنفیه, پرده برمی دارد و موضع آنها را در آن برهه از زمان تا حدودی می نمایاند و سعی می کند به برخی از پرسش های مطرح پاسخ گوید که پرسش های زیر از آنهاست:

چرا عبدالله بن عباس به کاروان امام حسین(ع) نپیوست; چرا برادرش محمد حنفیه, امام حسین(ع) را همراهی نکرد; پسر عمو و شوهرخواهرش عبدالله بن جعفر چه موضعی داشت; بالاخره عبدالله بن زبیر, عبدالله بن عمر, جابر بن عبدالله انصاری, ابوسعید خدری و… چه می گفتند.

جلد سوم: وقائع الطریق من مکة الی کربلا

این جلد در سه فصل نوشته شده است, در فصل اول درباره این که چرا امام حسین(ع) عراق را انتخاب کرد و به سوی کوفه رفت توضیح داده شده است و در فصل دوم بیشتر از مسلم بن عقیل و کسانی که همزمان با او در کوفه, گامی در راستای نهضت امام حسین(ع) برداشته بودند سخن رفته است و در فصل سوم هفده منزل از منازل راه امام حسین(ع) از مکه تا کربلا برشمرده شده و در ضمن از چگونگی پیوستن برخی از یاران به پیشوای شهیدان, سخن گفته شده است. در پایان نیز نام و نشان برخی دیگر که در طول راه به امام(ع) پیوستند آورده شده است و چنان می نماید که چندان دقیق و درست نباشد, برای نمونه می توان به نام ساختگی وهب بن وهب اشاره کرد که یکی از شهیدان عاشورا پنداشته شده است (ج3, ص291ـ293).

جلد چهارم: الامام الحسین(ع) فی کربلا

در این جلد از کربلا تا عصر عاشورا, چگونگی حوادث و وقایع تا شهادت شهدای کربلا و پیشوای شهیدان به تصویر کشیده شده است. اگر از این کوتاهی چشم بپوشیم که در این جلد هم مثل جلدهای دیگر, اخبار مستند و غیر مستند از کتاب های معتبر و نامعتبر فراوان نقل شده است برخی مباحث, مفید و تازه می نماید, مثل شمارش سی وهشت کس که در کربلا به امام حسین(ع) پیوستند یا این که شهیدان عاشورا در متون روایی و تاریخی با اوصاف خاصی ستوده شده اند و آوردنِ پانزده وصف از آن اوصاف که جالب به نظر می رسد. در مقابل, القاب و اوصاف سپاهیان اموی است که نزدیک به سی لقب و وصفِ تند و تیز را شامل می شود.

در این جلد افزون بر آمار و ارقامی که ارائه شده و از عناصر تشکیل دهنده سپاه اموی بحث گشته است برخی پرسش های کلیدی و کارآمد هم پیش کشیده شده است که پرسش های زیر از آنهاست:

آیا لشکریان شام نیز در فاجعه کربلا شرکت جسته بودند; آیا سی مرد در روز عاشورا به امام حسین(ع) پیوستند; نماز امام حسین(ع) در ظهر عاشورا چگونه بود; آیا علی اکبر, فرزندی داشت; آیا عمر اطرف در کربلا کشته شد; عباس اصغر چه کسی و فرزند کیست; داستان شیر و فضّه, چگونه افسانه ای است.

جلد پنجم: وقائع الطریق من کربلا الی الشام

این جلد در دو بخش تنظیم شده است که بخش نخست در تکمیل جلد پیش (جلد چهارم) و مربوط به حوادث کربلاست (ص17ـ80). بخش دوم مصائبِ بازماندگان شهیدان و وقایع پس از کربلا را تا کوفه و از آن جا تا شام گزارش می کند (ص81 ـ 208).

ناگفته نماند این جلد, بسیار بیشتر از جلدهای دیگر به ضعف سند و غیر مستند بودن, گرفتار شده است. افزون بر این که برخی اخبار, فقط به نقل از بحارالانوار یا معالی السبطین و کتاب هایی مانند آن دو آورده شده است, هر از گاهی حتی به کتاب های سست و موهنی چون اسرار الشهاده, نورالعین فی مشهد الحسین و منتخب طریحی هم استناد شده است.

کوتاه سخن این که کتاب آکنده از اخبار ساختگی و شامل تحریف های گوناگون است, مثل این که مخاطب مؤلف, بیشتر عوام الناس بوده و کتاب برای روضه خوان ها نوشته شده است تا دستشان در گریاندن مردم هر چه بیشتر باز باشد.

با این همه کتاب, خالی از فوائد علمی ـ نقلی نیز نیست, به ویژه در موارد اندکی که از برخی رجال شناسان یا فقیهان, نقل قولی می کند و به توضیح می پردازد. سوگمندانه در مباحث رجالی هم بی توجهی به آرای کارآمد و مفید رجالی معاصر و دقیق مرحوم محقق شوشتری ـ نویسنده قاموس الرجال ـ از اتقان و کمال کار می کاهد, چرا که استناد به تنقیح المقال بدونِ مراجعه به قاموس الرجال که در نقد و تصحیح تنقیح نوشته شده است درست به نظر نمی رسد.

جلد ششم: الرکب الحسینی فی الشام و منه إلی المدینة المنوره

این جلد از کتاب که واپسین جلد آن نیز است حوادث مربوط به بازماندگان شهدای کربلا و مهمتر از آن رسالت پیام آوران عاشورا را در شهر شام و از آن جا تا مدینه منوره پی می گیرد و مباحث مربوط را تا حدود زیادی با انسجام و اتقان برمی رسد که اگر از برخی بخش های آن که با تکلف و خطابی نوشته شده ـ مثل آن که درباره دختری مشهور و منسوب به امام حسین(ع) به نام رقیه پرداخته شده یا آن که درباره بازگشت اهل بیت امام حسین(ع) از شام به کربلا گفته شده است ـ چشم پوشی کرده باشیم کتاب در بیشترینه مباحثش مفید و کارآمد می نماید.

افزون بر متن, مدخل کتاب هم که در شناخت یزید و گردآوری اقوالِ بسیار در این باره, تدوین شده است حاکی از تتبع و سخت کوشی نویسنده است که با این شرح و بسط, مشکل می توان آن را در کتاب دیگری یافت.

با این همه, راقم این مقال را در نقد و انتقاد از این جلد و جلدهای پیشین, سخن فراوان است چون افزون بر کتابم تحریف شناسی تاریخ امام حسین(ع) در چندین مقاله مفصل نیز به بسیاری از آنها اشاره کرده ام, تکرار را در مجال تنگ این مقال, مفید نمی بینم.

محمد صحّتی سردرودی

---------------------------------------------------------------------------------------------------

توضیح ضروری:

۱-در این مقاله آمده است که همه این مجموعه زیر نظر جناب آقای شاوی بوده است که این سخن در مجلدات ۱ تا ۵ صحیح است ولی جلد ششم تنها توسط اینجانب نوشته شد.

۲- ملاحظات ایشان قابل توجه است که جا داشت نظر نویسندگان هرجلد را نیز پرسیده وضمیمه می گشت ولی آنچه که در رابطه با جلد ششم آمده است جواب واضح دارد، متاسفانه برخی بنام پژوهش خواسته ویا نخواسته در دام تخریب مسلمات افتادند مثلا در رابطه با حضرت رقیه (ع) به شبهه پکنی پرداختند که اینجانب به اندازه توان خود سعی در اثبات آن برآمدم تا این اواخر نام ایشان را در کتاب معتبر لباب الانساب ابن فندق دیدم وبر صحت راه خود امیدوار شدم؛ این هنر نیست که برخی بنام تحقیق به نتیجه ای برسند که بنی امیه در پی آن بودند؛ والعاقل یکفیه الاشارة.

محمدامین پورامینی


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :