يکشنبه 25 آذر 1397 - 8 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 16 - ساعت 10:33
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96460
تاریخ انتشار : 18 دی 1391 18:0
تعداد بازدید : 537

تأملات تاریخی؛ نگاهی بر ادله موافقین و مخالفین بازگشت اهل بیت در اربعین

ظاهرا از معاصرین سه نفر در باب اربعین کتاب مستقل نوشته اند: شهید قاضی طباطبایی، مرحوم محمد فاضل (از علمای مازندران) و اقای پورامینی. کتاب شهید قاضی طباطبایی معروف است و معمولا طرفداران نظریه الف (که در نوشته قبلی به آن اشاره شد یعنی رسیدن اهل بیت امام در روز بیستم صفر به کربلا) به آن ارجاع می دهند و آن را در اثبات بحث کافی میدانند.

تاملات تاریخی؛ نگاهی بر ادله موافقین و مخالفین بازگشت اهل بیت در اربعین

هادي بيات

ظاهرا از معاصرین سه نفر در باب اربعین کتاب مستقل نوشته اند: شهید قاضی طباطبایی، مرحوم محمد فاضل (از علمای مازندران) و اقای پور امینی. کتاب شهید قاضی طباطبایی معروف است و معمولا طرفداران نظریه الف (که در نوشته قبلی به آن اشاره شد یعنی رسیدن اهل بیت امام در روز بیستم صفر به کربلا) به آن ارجاع می دهند و آن را در اثبات بحث کافی میدانند.

جناب آقای رسول جعفریان _ که در یکی از نوشته های سابق از لحن تند و غیر مودبانه ایشان و نه اصل بحث ایشان درباب آقای پناهیان انتقاد کردیم- جمع بندی خوبی در باب اربعین و ادله طرفین دارند که خواندنش خالی از لطف نیست (والبته آن را اندکی خلاصه کردیم و شماره بندی تحویل میدهیم):

1-به طور خلاصه ادله محدث نوری در مخالفت با رسیدن اهل بیت در اربعین به کربلا عبارتند از:

-خود سید بن طاووس که رسیدن اهل بیت به کربلا را در اربعین در کتاب لهوف نقل کرده، در کتاب دیگرش اقبال الاعمال رد نموده است و نوشته: چنین چیزی بعید است چرا که ابن زیاد به یزید نامه نوشته و درباره اسرا کسب تکلیف کرده و تا جواب نرسید آنها را به شام نفرستاد. چگونه ممکن است رفت و امد پیک و بعد هم خاندان اهل بیت به شام و باز گشت آنها [به اضافه توقف چند روزه ای در شام] چهل روزه ممکن باشد؟

-علاوه بر این شیخ مفید در ارشاد در خبر بازگشت اسرا اشاره ای به برگشت به عراق ندارد!

-در سایر منابع کهن تاریخ اسلام نظیر انساب الاشراف و اخبار الطوال و طبقات الکبری هم خبری از بازگشت خاندان اهل بیت به عراق نیست.

-و روشن است که حذف عمدی این خبر معنی ندارد چرا که وجهی ندارد [و ربطی به عقاید آن زمان و شیعه و سنی ندارد و حال انکه این منابع سایر جزئیات را نسبتا مفصل آورده اند]

-محدث نوری ادله دیگری هم در این باب اورده است.

2- اما از موافقین مهمترین بحث از آن شهید قاضی طباطبایی است که کتاب مفصلی در حدود 900 صفحه نوشته اند و  در صدد اثبات برآمده اند. این کتاب شامل نکات حاشیه ای فراوان و در بسیار مفید و جالبی از حادثه عاشورا است. اما بحث ایشان درباب اثبات رسیدن اهل بیت در اربعین به کربلا:

-ایشان در باب اینکه محدث نوری و دیگران گفته اند امکان ندارد ظرف 40 روز این رفت و برگشتها رخ داده باشد، هفده نمونه از مسافرتها و مسیر های و زمانهایی را که برای این راه(کوفه به شام و بالعکس) در تاریخ آمده ذکر می کنند و اثبات می کنند که رفت و آمد در چهل روز ممکن است. برای نمونه در یک مورد تاریخی امده که این مسیر توسط عده ای در یک هفته تا دوازده روز طول کشیده است. لذا با توجه به سخن بیرونی(ابوریحان) مبنی بر ورود سر امام در روز اول صفر به شام، اسرا می توانسته اند بیست روز بعد کربلا باشند.

3- اما داوری جناب آقای رسول جعفریان پس از نقل این دو دسته ادله:

برفرض آنکه طی این مسیر در این مدت با کاروانی با آن همه زن و بچه ممکن باشد، امکان چیزی وقوع آن را اثبات نمی کند. باید دید آیا بازگشت اهل بیت به کربلا در بیستم صفر در منابع آمده یا نه؟ و تا آنجا که میدانیم نقل مربوط به بازگشت اهل بیت به کربلا در منابع تاریخی به قرن هفتم به بعد میرسد! به علاوه علمای بزرگی مانند شیخ مفید و شیخ طوسی [که خیلی نزدیک تر به آن ایام بوده اند و اگر منبعی بوده یا نقل قابل توجهی بوده آنهم درباره حادثه عاشورا که برای همگان مهم  بوده است به آن اشاره می کردند] اشاره ای به آن نکرده اند، بلکه به عکس آن تصریح کرده اند و نوشته اند اربعین روزی بوده که حرم امام حسین علیه السلام وارد مدینه شده یا از شام به سوی مدینه خارج شده است.
منبع ما در این نوشته، کتاب ارزشمند تاملی در نهضت عاشورا نوشته آقای رسول جعفریان ص216 تا 218 بوده است.

این کتاب تحلیلی هم بر برخی منابع تاریخی دست اول درباب عاشورا دارد که جا دارد مطالعه شود. یک جهت جالب در این تحلیل این است که در اکثر کتب دست اول که نوشته اهل سنت هم هستند و بعضا مواضعی هم نسبت به شیعه داشته اند اما قضیه کربلا حجم قابل توجه و بعضا عجیبی یعنی زیادی نسبت به سایر مباحث دارد که خودش نشانی از تاثیر گذاری بسیار این حادثه در کل عالم اسلام دارد.

تاملات تاریخی؛ صورت بندی نظرات درباب اربعین

1- اربعین و رسیدن اهل بیت به کربلا در چنین روزی معمولا محل مناقشه است و البته معمولا برد با مداحان است: مداحان تا آنجا که بنده فهمیده ام -وشاید اشتباه باشد- دوست دارند حوادث هرچه بیشتر سوزناک و مجلس کربلا کن باشد و لذا کمتر کسی است که روز اربعین جایی برود و روضه رسیدن اهل بیت در این روز به کربلا را نشنود.

2- نگارنده هم در حال حاضر در صدد نفی و اثبات چیزی نیست و صرفا میخواهم یک دسته بندی از اقوال مختلف ارائه کنم. این دسته بندی را بر اساس مصاحبه نشریه کتاب هفته با حجت الاسلام محمد امین پور امینی ارائه میکنم. ایشان کتابی درباب اربعین نوشته اند که هنوز بنده نخوانده ام ولی از مصاحبه بر می آید پژوهشی جدی دراین باب صورت داده اند.

اما دسته بندی نظرات:

الف) اهل بیت روز اربعین یعنی بیستم صفر در بازگشت از شام به کربلا آمده اند:

ابوریحان بیرونی، قرطبی، زکریا بن محمد قزوینی، شیخ بهایی، مناوی، شبراوی، میرزا محمد اشراقی و شهید قاضی طباطبایی از طرفداران این نظریه اند. [بنده هم برخی از این افراد نظیر مناوی را نمی شناسم!]

ب) نظر الف محل تامل است و بعید است که اسرا روز بیستم صفر وارد کربلا شذه باشند.

سید بن طاووس[میدانید که سید بن طاووس در کتب بعدی خود نقلی را که در لهوف مبنی بر رسیدن اهل بیت در اربعین به کربلا کرده بعید می شمارد]، علامه مجلسی، محدث نوری، محدث قمی، مرحوم آیتی، شهید مطهری از طرفداران این نظریه اند.

ج) برخی در این باب توقف کرده و نه رد و نه اثبات کرده اند:

مرحوم آیت الله طبسی از این دسته اند.[بنده ایشان را هم نمی شناسم]

د) نظر خود آقای پور امینی این است که اهل بیت به کربلا آمده اند اما نه در روز اربعین امام (بیستم صفر)، بلکه در اواخر صفر یا اوایل ربیع الاول. توضیح آنکه جابر دوبار به زیارت امام حسین آمده: بار اول با جناب عطیه است که سید بن طاووس در مصباح و خوارزمی در مقتل ذکر کرده اند و سخنی از اهل بیت و حضور آنها نیست. بار دوم که با فاصله کمی صورت گرفته ( و همانی است که سید در لهوف آورده)دیگر جناب عطیه و بیستم صفری در کار نیست بلکه اهل بیت هم به کربلا آمده اند.

البته آقای پور امینی فرموده اند که این نظر هم در به صورت احتمال [و برای جمع بندی بین روایتهای تاریخی]است.

نکته ای به نظرم مهم می رسد: در این مباحث تاریخی دعوا و جنجال نباید کرد. هر که استدلالش را بگوید و استدلال دیگران را بشنود و البته متاسفانه همواره در این عرصه ها افرادی با کمترین سواد و با تعصبهای جاهلانه و فقط برای توهین به دیگران حضور یافته و فضا را تیره و تار می کنند. ..

http://safare4.blogfa.com/


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :