شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 0:55
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96851
تاریخ انتشار : 5 فروردین 1395 16:53
تعداد بازدید : 649

با قواعد و زيرساخت رضوی می توان علوم انسانی را متحول کرد

به گزارش گروه اندیشه خبرگزاری شبستان درآستانه ولادت امام رضا (ع) با حجت الاسلام و المسلمین محمد امین پورامینی، پژوهشگر سیره اهل بیت علیهم السلام درخصوص جایگاه علمی آن حضرت به گفتگو نشسته ایم؛ مشروح گفتگوی ما با این استاد حوزه در ذیل از نظرتان می گذرد:

سرویس : اندیشه - سبک زندگی   زمان :   1394/6/4 - 12:36   شناسه خبر : 481567

با قواعد رضوی می توان علوم انسانی را متحول کرد
خبرگزاری شبستان: جایگاه بلند امام رضا (ع) که مورد توجه شیعه و سنی است باید به جهان معرفی شود که متاسفانه از این ظرفیت استفاده نکردیم. باید به این اندوخته علمی برگردیم و براساس آن پایه های علمی را چیده و در زوایای مختلف علوم انسانی از آن بهره بگیریم.


آن چه در تاریخ مسلم است، شرایط در دوره حیات امام رضا (ع) به گونه ای رقم خورده است که بحث مناظرات علمی و تضارب آراء در این برهه زمانی داغ است و رونق گرفته است؛ امام علی بن موسی الرضا (ع) چگونه برای این انتقال و تضارب آراء زمینه سازی و بسترسازی کردند؟

برای پاسخ به این سوال باید به سبب و علت این که زمینه پیدایش گفتمان فراهم شد، بازگردیم. ببینید زمانی است مانند دوران امام صادق (ع) که شرایط برای تبادل و گسترش علم فراهم است و می بینیم که ایشان به دلیل ضعف حکومت ها در فضای نسبتا باز وآزادی قرا گرفتند؛ به عبارت دیگر دوران امامت امام صادق (ع) در زمانی بود که حکومت بنی امیه در حال از بین رفتن بود و حکومت بنی العباس در ابتدای استقرار قرار داشت و هنون جان نگرفته بود لذا امام صادق (ع) از ضعف این دو حکومت نهایت استفاده را کرد که تشکیل جلسات علمی، تربیت شاگردان (بیش از 4000 تن)، برگزاری مناظرات فقهی کلامی، جهان طبیعت و .... از جمله این فعالیت های علمی است که اساسا می توان از امام صادق (ع) به عنوان رمز تمدن اسلامی یاد کرد. واینجانب در این خصوص وبا این نگاه کتاب الامام جعفر الصادق رمز الحضارة الاسلامیه را نوشتنم، به دلیل آن که مذاهب دیگر به نحوی تحت تاثیر ایشان قرار گرفتند و حضرت با افراد مختلف و گرایش های گوناگون حتی منکران خداوند و ملحدان (زنادقه) مواجه بودند.

اما نسبت به امام رضا (ع) قضیه تفاوت دارد و این طور نیست که آن حضرت خود از فضای فراهم شده ناخواسته استفاده کنند، بلکه با شرایط سیاسی طراحی شده  مامون، در این فضا قرار گرفتند؛ ولی از آن به خوبی بهره گرفتند.

مامون فردی دانشمند و به اصطلاح چیز فهم بود که حرف های او در تاریخ ثبت شده و وقتی آن ها را مورد مطالعه قرار می دهیم، مشاهده می شود که او فردی نا آگاه نبوده است، بلکه برای مسائل مختلف دلایل گوناگونی بیان می کرده وگاهی وارد بحث می شده است و می توان ادعا کرد در بین خلفای بنی العباس از نظر سواد علمی و زیرکی سیاسی هیچ یک به پای مامون نمی رسند.

اما مامون با دو هدف ظاهری و پشت پرده و باطنی امام رضا (ع) را از مدینه به مرو کشاند، که در هر دو هدف ناکام ماند. هدف ظاهری آن است که امام خلیفه شود که ایشان نپذیرفتند، سپس ولایتعهدی مطرح شد و در حقیقت پیشنهاد حکومت داری به آن حضرت داده شد.


چرا امام از پذیرفتن پیشنهاد خلافت و پس از آن ولایتعهدی سر باز زدند و حکومتداری را نپذیرفتند؟ آیا این پیشنهاد موقعیت مناسبی برای اهل بیت علیهم السلام فراهم نمی کرد؟

ببینید هدف اصلی که مامون دنبال می کرد، و از کلام امام رضا (ع) نیز استفاده می شود این بود به دلیل آن که محبت مردم نسبت به آن حضرت افزایش یافته، او تلاش می کرد چهره اهل بیت علیهم السلام را نزد مردم تخریب کند. بر این اساس از آن جا که خلفای بنی العباس سالیان طولانی بر مسند قدرت تکیه زدند و خاندان رسالت از صحنه قدرت وحکومت دور بودند و قضایایی همچون واقعه کربلا یا زندانی کردن طولانی امام موسی بن جعفر (ع) پیش آمده و دل های مردم با اهل بیت بود، لذا مامون در پی القای این موضوع بود که اهل بیت (ع) تشنه حکومت و خلافت اند و در این سالها زمینه برای آن ها فراهم نشده در غیر این صورت آن ها در پی دنیا و حکومتداری بودند و هستند و اگر حکومت به آن ها عرضه شود، دو دستی به آن می چسبند!

بنابراین مامون با این پیشنهاد قصد داشت هدف یاد شده را دنبال کند اما امام رضا (ع) دست مامون را خوانده بود و لذا از پذیرفتن این پیشنهاد سر باز زد. هر چند ما اصل حکومت را برای اهل بیت می دانیم و دین و سیاست را از یکدیگر جدا نمی دانیم اما حکومت با هر شرایط و قیمتی مطلوب نیست.

بنابراین امام رضا (ع) وقتی این پیشنهاد را نپذیرفت، با تهدید از سوی مامون رو به رو شد و در پی این تهدید با این شرط که در هیچ امر حکومتی اعم از قضاوت، عزل و نصب و ... شرکت نمی کنم، ولایتعهدی را پذیرفت، و البته این سلب مسوولیت از خود به معنای سلب مشروعیت از حکومت مامون است، و آن ها که باید این مطلب را درک می کردند، فهمیدند، لذا این نقشه مامون نقش بر آب شد.

اما راه دیگری که مامون دنبال کرد این بود که خواست وجهه علمی امام را تخریب کند، و لذا علما و بزرگان ادیان و مذاهب را از اطراف در جلسات مختلف گرد هم آورد، تا وجهه علمی امام را شاید در یک جلسه ای تخریب کند. لذا بحث مناطرات و گفتمان را در این دوره از زاویه سیاسی می توان بررسی کرد. به عبارت دیگر زمانی است نشست علمی برگزار می شود و  افرادی با گرایش های مختلف در آن جلسه حضور داشته و هر یک حرف خود را می زنند و دیگران گوش می سپارند و حرفی را انتخاب یا داوری می کنند، اما زمانی نیز هست که این جلسات برای حقیقت یابی برگزار نمی شود، بلکه برای اغراض و اهداف خاصی صورت می پذیرد. نوع جلساتی که مامون تشکیل می داد از نوع دوم بود. یعنی عده ای از افراد را برای تبادل نظر و کشف حقیقت گرد هم نمی آورد، بلکه آن ها سوال می کردند و حضرت پاسخ می دادند؛ و این جلسات عادی نبود. افراد مختلف از نحله های مختلف و ادیان گوناگون آمده بودند تا به خواست قلبی مامون حضرت را به چالش بکشند، اما مشاهده می کنیم آنها با پاسخ های علمی و دقیقی از جانب آن حضرت مواجه می شوند و برخی از آن ها تغییر عقیده داده و اقرار به حق می کردند، و به این ترتیب باز هم نقشه مامون نقش بر آب می شود.

در حقیقت در این جلسات، بحث آن نبود که تضارب آراء صورت پذیرد، بلکه آنها می پرسیدند و امام با پاسخ صحیح معارف اصیل اسلامی را که سالیان طولانی در پس پرده بود و حاکمان غاصب نگذاشته بودند، جلوه گری کرده و به دیگران برسد، این پرده ها را به کنار زدند، و آن معارف ناب واصیل را بیان کردند، و به این ترتیب نور تابید و ظلمت از میان رفت. بنابراین با این هدف شیطانی مامون نه تنها چهره علمی امام تخریب نشد ونقشه مامون شکست خورد، بلکه علم ایشان عالم گیر شد و به عنوان عالم آل محمد در سطح عالم اسلام مطرح شدند. به دلیل این که این جلسات در مرکز خلافت صورت می گرفت و خلیفه نیز به عنوان چهره ای حکومتی در آن حضور داشت و از سوی دیگر بزرگان ادیان و مذاهب دیگر نیز در آن شرکت داشتند لذا گزارش این نشست های قهرا به همه نقاط دنیا پخش و منتشر می شد، و به این ترتیب چهره علمی آن حضرت جهان گیر شد، وازاین رو و در پی این نقش بر آب شدن نقشه مامون، وی تصمیم به قتل آن حضرت گرفت.


چگونه می توان از آموزهای علمی امام رضا (ع) و دانش رضوی، امروز در تحول علوم انسانی بهره گرفت؟

ما باید به آن اندوخته علمی که از امام داریم، بازگردیم که روایات بسیاری از آن حضرت بر جای مانده است. به طور مثال ابن بابویه که عالم بزرگواری است، و حدود دویست جلد کتاب دارد، اثری ماندگار به نام عیون اخبار الرضا در 600 صفحه تالیف کرده است. لذا این آثار باید به قلم روز تبدیل شده و موارد تطبیقی آن عملیاتی شود، و گفتمان های رضوی مطرح شده و روایات فراوانی که از ایشان داریم، در ابعاد و زوایای مختلف، بررسی شود. بحث های کلامی، حدیثی، قرآنی، اخلاقی، امامت و حتی مسائل طبی که از آن حضرت بر جای مانده مورد مطالعه و مداقه قرار گیرد. از سوی دیگر جایگاه بلند و رفیع امام علی بن موسی الرضا (ع) که مورد توجه شیعه و سنی است به جهان و بشریت معرفی شود که البته ومتاسفانه ما نتوانسته ایم از این ظرفیت بزرگ استفاده کنیم و آن چهره جامع الاطراف را به دنیا بشناسانیم. بنابراین باید به این اندوخته بزرگ علمی برگردیم و بر اساس آن، قواعد و پایه های علمی را چیده و در زوایای مختلف علوم انسانی از آن بهره بگیریم.

پایان پیام/346

http://www.shabestan.ir/service/225

http://www.shabestan.ir/detail/News/481567


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :