شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 0:54
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96860
تاریخ انتشار : 21 آذر 1394 11:6
تعداد بازدید : 548

مثال های نقضِ سیره رضوی بر ادعای گروه های تکفیری!

آن چه که در اسلام اصیل مسلم بوده، رحمانیت و غلبه مهرورزی است؛ اما نباید از این واژه سوء استفاده کرد، و نمی توان با دین برخورد گزینشی داشت و کاریکاتوری عمل کرد.

پژوهشگر سیره اهل بیت (ع) در گفت و گو با شبستان:
مثال های نقضِ سیره رضوی بر ادعای گروه های تکفیری!
خبرگزاری شبستان: آن چه که در اسلام اصیل مسلم بوده، رحمانیت و غلبه مهرورزی است؛ اما نباید از این واژه سوء استفاده کرد، و نمی توان با دین برخورد گزینشی داشت و کاریکاتوری عمل کرد.

به گزارش گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، به مناسبت فرا رسیدت سالروز شهادت حضرت ثامن الحجج (ع) با حجت الاسلام والمسلمین محمدامین پورامینی، پژوهشگر سیره اهل بیت علیهم السلام در خصوص برخورد امام رضا (ع) با جریان های مخالف به گفت و گو نشسته ایم؛ گفت و گوی ما را با این استاد حوزه و دانشگاه در ذیل می خوانید:

جناب آقای پورامینی! لطفا بفرمایید سیره امام رضا (ع) در برخورد با جریان های مخالف و پیروان دیگر ادیان و مکاتب دیگر اسلامی چگونه بود؟ و آن حضرت (ع) تا چه میزان با مهروزی و مودت و رافت و بخشش با این افراد برخورد می کردند؟

پیش از پاسخ به این سؤال باید به مقدمه ای اشاره کرد؛ با توجه به آیه شریفه 125 سوره مبارکه نحل در مسیر گفت و گو و اقناع مخاطب از دیدگاه اسلام چند روش وجود دارد: نخست حکمت، دوم پند و اندرز نیک و سوم جدال احسن.

اما حکمت عبارت است از استوارگویی و درست گویی به گونه ای که شبهه زدایی کند و درستی و حق را بنمایاند. به مفهوم دیگر حکمت عبارت است از سخن گفتن با منطق و دلیل و برهان، و حجتی است که نتیجه حق می دهد به گونه ای که هیچ شک و شبهه ای بر جای نگذارد.

روش دوم - كه تكمیل كننده روش اول هم است- پند و اندرز نیک از روی خیرخواهی و نصیحت است، به گونه ای که دل مخاطب را نرم و آماده پذیرش حق كند، و اگر جز این باشد، نتیجه عکس خواهد داشت.

گونه سوم: جدل حسن یا احسن که روش و هنر و فن است، به عبارت دیگر وقتی طرف مقابل نمی خواهد زیر بار حق برود و بر موضع باطل خود می ایستد و دلیلی هم بر آن ندارد و در برابر برهان مستدل نمی تواند پاسخ قوی ارائه کند و به جدل و مغالطه می افتد، نوبت به مجادله می رسد که البته این جدل باید همراه با مدارا و آرامش باشد.

بنابراین، با توجه به این آیه شریفه، خداوند راهکار را نشان می دهد، که می توان آن را در سیره پیامبر (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام به روشنی تطبیق داد.

با این توصیف روش ایشان با مخالفان فكری خود، و افرادی که دستگاه حكومتی جائر مقابل آنها قد علم کرده بودند، قابل درس آموزی است.

می شود مصادیقی در این زمینه اشاره بفرمایید؟

به طور مثال در سیره پیامبر اکرم(ص) موضوع مسیحیان نجران قابل بررسی است. عده ای از مسحیان نجران که به مدینه آمده بودند و به شعائر خود عمل می کردند، با مخالفت عده ای از مسلمانان روبه رو شدند که پیامبر (ص) مانع شدند.

یا در جنگ اُحُد پیشانی و دندان رسول خدا (ص) توسط مشرکان شکسته و خون مباركشان سرازیر شد و آن حضرت (ص) دست به سوی آسمان بلند کردند، مردم گمان کردند ایشان می خواهند نفرین کنند اما آن حضرت (ص) برای هدایت مشرکان به درگاه خداوند دعا کردند.

همچنین، در جنگ ذات الرقاع آمده است كه رسول خدا (ص) زیر سایه درختی نشسته بودند و سیل آمد و بین ایشان و یارانشان جدایی افتاد، یكی از مشركان كه صحنه را دید گفت: می روم و محمد (ص) را می كشم، سوار بر اسب شد و با شمشیر برهنه برابر رسول خدا (ص) قرار گرفت و فریاد برآورد: چه كسی تو را نجات می دهد ای محمد!، رسول خدا (ص) فرمودند: «خدا، با اراده حق» آن مشرك از اسب بر زمین افتاد، این بار شمشیر دست رسول خدا (ص) قرار گرفت، بر سینه او نشستند و فرمودند: «حالا بگو چه كسی تو را نجات می دهد؟» گفت: بزرگواری و بخشش تو! پیامبر(ص) ازاو درگذشتند و رهایش کردند.

در جریان فتح مکه نیز که یکی از اصحاب پیامبر (ص) پرچم اسلام را در دست گرفته بود و فریاد می زد امروز روز انتقام است، آن حضرت (ص) بشدت ناراحت شدند و به امیرمؤمنان علی (ع) دستور دادند پرچم را خود به دست گیرد و فریاد برآورد: الیوم یوم المرحمه؛ امروز روز رحمت و بخشش است، بعدها مسجدی بنام مسجد الرایه (پرچم) ساخته شد كه تداعی كننده این رخداد مهم تاریخی است، و پس از آن حضرت رسول (ص) از كسانی كه حدود بیست سال آن حضرت (ص) و یارانشان را آزرده بودند گذشتند و آزادشان كردند و فرمودند: «بروید شما را آزاد کردم.. اذهبوا انتم الطلقاء.»

همچنین سیره امیر مومنان (ع) نیز بر همین اصل استوار بود آن جا که می بینیم در یکی از جنگ ها فردی شبهه و پرسشی در آن كوران جنگ مطرح می کند و آن حضرت صبر می کند و سخن او را می شنود و به آن پاسخ می دهد.

یا امام حسین (ع)  در نهضت کربلا با دشمن خود اتمام حجت می کند و دعوت ایشان به قدری فراگیر است که حتی شامل دشمنان ایشان هم شد که مشاهده می کنیم افرادی همچون حر و زهیر که در جبهه مقابل بودند، جذب شدند.

 در دوره امام صادق (ع) نیز کسانی که مخالف بودند و اصلا دین نداشتند و به خدا ایمان نداشتند مانند ابن ابی العوجاء، آن حضرت (ع) با آن ها احتجاج و مناظره داشتند.

حضرت رضا (ع) چطور؟

اما دوره امام رضا (ع) نیز دوره عجیبی است و ایشان را به عنوان عالم آل محمد(ص) می شناسند، به دلیل آن جلوه علمی که از خود بروز دادند و زمینه آن در این دوره فراهم بود.

در حقیقت مامون برای به چالش کشیدن و زیر سوال بردن امام رضا (ع) بحث مناظرات را راه انداخت که این مناظرات به طور مفصل در کتب تاریخی نقل شده است، گرچه همه آنها به دست ما نرسیده است.

در این رابطه مناظره مفصلی است که مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند عیون اخبار الرضا (ع) آورده است. به این ترتیب که به دستور مأمون عباسی، بزرگان و پیشوایان ادیان گوناگون در مجلسی گرد هم آمدند تا با امام رضا (ع) مناظره کنند. از جمله می توان به راس الجالوت بزرگ یهودیان، جاثلیق بزرگ مسیحیان، بزرگان صائبی ها، هربز اکبر، بزرگ زرتشتیان، نسطاس رومی و به طور کلی متکلمان اشاره کرد که به دستور مامون در این جلسه حاضر شدند. اما مناظره و گفت و گوی امام رضا (ع) به گونه ای بود که راه را بر آنها بست و حجت را بر ایشان تمام کرد. به این ترتیب که وقتی آن حضرت (ع) با مسیحیان وارد گفتگو شدند، بزرگ مسیحیان سؤالی مطرح کرد که ما خدای یگانه و پیامبر (ص) شما را قبول نداریم! بنابراین چگونه می خواهید با ما بحث کنید.

ایشان فرمودند که اگر من استدلال کنم به انجیل آیا می پذیرید؟ او نیز پذیرفت. آن حضرت (ع) هم با استناد به انجیل و آن هم به زبان اصلی عبری انجام دادند و این مساله منجر به تسلیم بزرگ مسیحیان شد و او دیگر حرفی برای گفتن نداشت.

با رأس الجالوت هم استناد به تورات کردند و او نیز خلع سلاح شد. همچنین با هربز نیز به زبان فارسی سخن و استدلال کردند که او هم مجاب شد.

به طور کلی مناظرات امام رضا (ع) با منطق بسیار قوی علمی امام (ع) که مافوقی نداشت، انجام شد و حجت را بر افراد حاضر تمام کرد.

جریان تکفیری امروز چهره رحمت و صلح دوست و صلح طلب و سازگار اسلام را محو کرده و در برخورد با مخالفان جنایت و خشونت اعمال می کنند. از سوی دیگر آنها خود را منتسب به اسلام و صحابه می کنند؛  با اشاره که به سیره امام رضا (ع) در مواجهه با جریان های مخالف داشتید، آیا می توان بین این سیره و جریان های تکفیری نقاط اشتراک یافت؟!

برای پاسخ به این سوال باید گفت با توجه به موارد ذکر شده به این نتیجه می رسیم اسلام حقیقی و اصیل و به تعبیر امام بزرگوار(ره) اسلام ناب محمدی، اسلام علوی و حسینی و رضوی که همگی یک اسلام هستند، این اسلام صبغه علم، دانش، رحمانیت، خیرخواهی، مهرورزی، مهربانی، بزرگواری و بخشش دارد، چهره های شاخص این اسلام رسول خدا(ص) و امامان معصوم (ع) پس از ایشان اند، اما متاسفانه جریانی در مقابل این اسلام از اواخر حیات پیامبر (ص) پیدا شد که به اسلام آفت و آسیب های فراوانی وارد کرد و منجر به تشکیل حکومت اموی و عباسی و جریان های انحرافی پس از آن شد.

در حقیقت نقطه مقابل اسلام اصیل نبوی، اسلام اموی است که نماد جهل و خرافه و خشونت و كشتار و خیانت و جنایت و بی بند باری و لجام گسیختگی است، و این دو از ابتدا مقابل هم قرار دارند. چهره های شاخص این جریان معاویه و یزید و مروان و متوكل و منتصر و حجاج ثقفی و ابن زیاد و ابن سعد و شمر و سنان و حرمله و... است كه به صدام و جریانهای تكفیری معاصر منتهی شد. اسلام اموی که امروز مشکلات بزرگی در جهان اسلام به وجود آورده، هر دوره با عناوینی بوده است كه در دوره ما طالبان، القاعده، و سرانجام داعش، برای جهان اسلام مایه ننگ بوده اند.

آن چه که در اسلام اصیل مسلم بوده، رحمانیت و غلبه صبغه مهرورزی است؛ اما نباید از این واژه سوء استفاده کرد، و نمی توان با دین برخورد گزینشی داشت و کاریکاتوری عمل کرد. اسلام بسته ای کامل است كه باید همه آن را پذیرفت. هر چند جنبه مهروزی و بخشش و گذشت آن بسیار پررنگ است، اما در موقع ناچاری و ضرورت از قوه قهریه نیز بهره می گیرد كه آن هم مقید به قوانین شرعی و رعایت موازین اخلاقی است. بنابراین، اصل در اسلام سلم و صلح و مدارا و همزیستی است، از این رو آغازگری جنگ نكوهیده شده و البته چنانچه دشمن راه زور را در پیش گیرد،  پاسخ آن جنگ و جهاد و دفاع جانانه است كه تجربه آن را در جنگ تحمیلی هشت ساله و دوران دفاع مقدس داشتیم.

متاسفانه امروز با واژگان بازی شده است، یك سری از واژه ها میان تهی، و دسته ای نیز استفاده نابه جا از آنها می شود یا حتی در موضع مخالف آن به كار گرفته می شود، امروزه واژه مقدس جهاد دستخوش این تحریف قرار گرفته است، و از آن سوء برداشت می شود، و با فریب دادن و شست و شوی مغزی ده ها و بلكه صدها هزار نفر آنان را به مسلمان كشی و ارتكاب جنایت وا می دارند.

بنابراین، کسانی که در این مسیر انحرافی قرار گرفته اند چند دسته اند؛ یک دسته جنایت می کنند که در صحنه جنگ باید جواب دندان شکن به آن ها داد. اما از عقبه فکری آن نباید غافل شد، بحث سلفی گری بحث قدیمی است كه دست آویز تكفیریان است. اینجا جای جهاد فکری و روشنگری است كه بر عهده همه اندیشمندان مسلمان اعم از شیعه و سنی است، به دلیل آن که ضربه هایی که این افراد وارد می کنند به کل اسلام است، و شواهد متعدد نشان داده است كه آنان نه به شیعه رحم می کنند و نه به سنی.

این افراد ابزاری هستند برای ایجاد جنگ طائفه ای و جنگ نیابتی از طرف اربابان خود تا مسلمان ها را به جان هم بیندازند تا رژیم پوشالی صهیونیستی نفسی بكشد، همچنان که شیعه و سنی صدها سال است كه كنار یكدیگر همزیستی و زندگی مسالمت آمیز دارند، همان گونه كه این همزیستی را با همه مردم با هر گرایش و دینی باید داشت. اما برای ایجاد جنگ نیابتی بهانه لازم دارند و امروز بحث شیعه وسنی را مطرح كرده اند، ما باید مراقب باشیم كه با هدایت مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه ای در دام این جنگ نیفتیم، و بدانیم دشمن در پی رسیدن به چه نتیجه و هدفی است و آگاه باشیم داعش و گروه های تكفیری ابزاری بیش نیستند. 

پایان پیام/346

http://www.shabestan.ir/detail/News/506775


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :