شنبه 24 آذر 1397 - 7 ربيع الثاني 1440 - 2018 دسامبر 15 - ساعت 1:55
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96904
تاریخ انتشار : 18 آبان 1391 19:34
تعداد بازدید : 482

.امام حسين علیه السلام در کتاب مقدس

رسالت انقلاب حسينى به طايفه، ملّت و يا زمان خاصى منحصر نمى‏شود. از اين رو مى‏بينيم كه مرتكبان و مسبّبان اين فاجعه بزرگ تنها از سوى مسلمانان مورد تنفر و مخالفت قرار نمى‏گيرند، بلكه همه آزادگان‏جهان در طول روزگار از آنان بيزارى مى‏جويند؛

.امام حسين علیه السلام در کتاب مقدس  
محمدامین پورامینی
رسالت انقلاب حسينى به طايفه، ملّت و يا زمان خاصى منحصر نمى‏شود. از اين رو مى‏بينيم كه مرتكبان و مسبّبان اين فاجعه بزرگ تنها از سوى مسلمانان مورد تنفر و مخالفت قرار نمى‏گيرند، بلكه همه آزادگان‏جهان در طول روزگار از آنان بيزارى مى‏جويند؛ و از آن جمله برخى اهل كتاب حاضر در مجلس يزيد بودند، جای دارد به برخی از ریشه های این مسئله نظری بیفکنیم. اين درست است كه عمق فاجعه و تراژدى طلب مى‏كند كه هر انسان آزاده‏اى در برابرش‏ موضع روشن، عالى و استوار بگيرد. اما در اينجا ريشه‏هاى مسأله به مطالبى باز مى‏گردد كه در آثار و كتاب‏هاى اهل كتاب‏درباره واقعه كربلا آمده است. سالم بن ابى جعده از كعب الاحبار نقل مى‏كند كه گفت: در كتاب ما آمده است كه مردى از فرزندان محمد رسول الله(ص)كشته مى‏شود و هنوز عرق چارپايان يارانش خشك نمى‏شود كه به بهشت در مى‏آيند و دست در گردن حور العين مى‏اندازند.در اين هنگام حسن(ع) بر ما گذشت و ما گفتيم: آيا او اين است؟ گفت: نه. سپس حسين(ع) بر ما گذشت و ما گفتيم: آيا او اين‏است؟ گفت: آرى. در كامل الزيارة از خالد ربعى نقل شده است كه گفت: كسى كه از كعب شنيده بود برايم چنين نقل كرد: نخستين كسى كه قاتل‏حسين(ع) را لعنت كرد ابراهيم خليل الرحمن بود. خودش او را لعن كرد و از فرزندانش نيز عهد و پيمان گرفت كه او را لعن‏ كنند. سپس موسى بن عمران او را لعن كرد و امّتش را نيز به اين كار فرمان داد. سپس داود او را لعن كرد و بنى اسرائيل را به اين‏كار فرمان داد. سپس عيسى او را لعن كرد و فراوان مى‏گفت: اى بنى اسرائيل قاتلش را لعنت كنيد؛ و اگر روزگارش را درك‏كرديد از يارى او باز مايستيد. زيرا هر كس با او شهيد شود گويى كه با پيامبران در جنگ پيشروى كرده است... گويا من به بارگاهش مى‏نگرم.هيچ پيامبرى نبود مگر اينكه كربلا را زيارت كرد و كنارش ايستاد و گفت: تو بقعه‏اى هستى با خير فراوان و ماه تابان در تومدفون مى‏شود. خوارزمى نقل مى‏كند كه وقتى كعب الاخبار در روزگار عمر بن خطاب مسلمان شد به مدينه آمد. مردم شهر از او درباره‏حوادث روزگار آخر الزمان مى‏پرسيدند و او در پاسخ آنها مى‏گفت: بزرگ‏ترين آنها درگيرى خونينى است كه هرگز فراموش‏نمى‏شود؛ و آن همان فسادى است كه خداى متعال در كتاب شما از آن ياد كرده و فرموده است: تباهى در خشكى و درياآشكار گرديد. تبهكارى با هابيل به دست قابيل آغاز گرديد و با قتل حسين بن على(ع) پايان مى‏پذيرد. سپس كعب گفت:شايد قتل حسين را آسان مى‏گيريد، آيا نمى‏دانيد كه در روز قتل او درهاى همه آسمانها گشوده مى‏شود و به آسمان اجازه داده‏ مى‏شود كه خود تازه بگريد؟ وقتى ديديدكه سرخى از شرق و غرب آسمان برآمده است، بدانيد كه براى حسين(ع) مى‏گريد.به او گفتند: اى ابا اسحاق چرا آسمان براى پيامبران پيشين و فرزندانشان و براى كسانى كه از حسين(ع) بهتر بودند چنين‏نمى‏كند؟ او جواب داد: واى بر شما قتل حسين(ع) كارى است بس بزرگ، چرا كه او پسر دختر بهترين پيامبران است و او راآشكارا و ظالمانه به قتل مى‏رسانند و سفارش رسول خدا(ص) را درباره‏اش رعايت نمى‏كنند، در حالى كه از نسل پيامبر)ص(و پاره تن اوست و با دريايى از اندوه در كربلا كشته مى‏شود. ابن كثير گويد: از كعب الاحبار رواياتى درباره كربلا نقل شده است. رأس الجالوت گفته است: من مى‏شنيدم كه فرزند يكى از پيامبران در كربلا كشته مى‏شود. چون به اين سرزمين مى‏رسيدم،چارپايم چنان مى‏دويد كه من جا مى‏ماندم! اما پس از كشته شدن حسين(ع) به آرامى حركت مى‏كردم. سبط بن جوزى به نقل از ابن سيرين گويد: پانصد سال پيش از بعثت پيامبر(ص) سنگى به زبان سريانى پيدا شد كه ترجمه‏عربى آن چنين بود: أرتجوا امّة قتلت حسيناً شفاعة جدّه يوم الحساب آيا قاتلان حسين(ص) در روز قيامت از جدّش اميد شفاعت دارند؟ خوارزمى از يكى از رهبران بنى سليم نقل مى‏كند كه گفت: بزرگان ما براى ما چنين نقل كرده‏اند: بر يكى از كنيسه‏هاى روم‏وارد شديم. در ديوارش صخره‏اى ديدم كه در آن چنين نوشته بود: آيا امتى كه حسين را كشته است در روز قيامت به شفاعت جدّش اميد دارد؟ نه به خدا سوگند، براى آنها شفيعى نيست؛ و آنان در قيامت در عذاب هستند. ما به يكى از بزرگان كنيسه گفتيم: از چه زمانى اين نوشته در اينجا هست؟ گفت: سيصد سال پيش از بعثت پيامبر شما. در برخى كتاب‏ها آمده است كه ششصد سال پيش از مبعث رسول خدا(ص) اين شعر در اينجا يافت شده است. زرندى از سليمان بن يسار نقل مى‏كند: سنگى يافت شد كه بر آن نوشته شده بود: ناگزير فاطمه(ع) در قيامت باز مى‏گردد، در حالى كه پيراهنش به خون حسين(ع) آغشته است؛ واى بر كسى كه در روزقيامت، چون در صور دميده شود، شفيعانش دشمنش باشند. مهمّ‏تر از همه اينها در عهد جديد و قديم مطالبى آمده است كه بر امام حسين(ع) انطباق دارد. استاد شيخ احمد الواسطى که خود آشنا به زبان عبری است دركتاب ارزشمند "اهل البيت فى الكتاب المقدس" مى‏نويسد: يوحنا از قربانى كربلا خبر مى‏دهد در سفر يو حنا آمده است: كى أتّا نشحطتا فى بدمخا قانيتا لإيلوهيم‏ من كل مشبحا فى لا شون فى كل عم فى گوى‏ فى ايريه فا اشمع‏ قول ملاخيم ربيم‏ قورئيم عوشير فى حاخما فى گبورها فى هدار كافود فى براخا تو آنى كه قربانى شدى‏ و خون پاكت را براى بيدارى اقوام و ملّتها به عنوان قربانى، تقديم پيشگاه پروردگار كردى‏ اين كشته‏ به مجد و عزّت و كرامت ابدى خواهد رسيد چرا كه او تجسّم عالى قهرمانى و فداكارى است. متن عبرى، از خلال آنچه بر زبان يوحنا جارى شده است، به امام حسين(ع) اشاره دارد؛ مبنى بر اينكه او قربانى‏اى است كه‏جان خود و اهل بيتش را به خاطر خداوند فدا كرد؛ و او در طول گذشت روزگاران و نسل‏ها به مجد و عزّت خواهد رسيد. اين‏معنا از تحليل لغوى متن عبرى بر مى‏آيد: نشحطتا، اسم فاعل از فعل شاحط به معناى : سر بريد و كشت مى‏باشد. فعل قانيتادر عبارت بَدِمْخا قا نيتا در اصل قانا به معناى خريد و تا در قانيتا، تاى مخاطب است؛ و كل عبارت تأكيد ديگرى است براينكه قربانى خونش را به ازاى نزديكى به خداوند و كسب رضايت او مى‏فروشد. آنگاه به نكته ديگرى اشاره مى‏كند و آن اين‏است كه قربانى تقديم شده به وسيله حسين(ع)، متعلق به همه اقوام و ملتها با زبانها و نژادهاى گوناگون است. آنجا كه‏مى‏گويد: (من كل مشبحا و لاشون و عمّ و گوى). آن گاه با عبارت (فى اشمع قول ملاخيم ربيم قورئيم عوشر فى حاخمافى‏گبورا فى هدار كافود) ، تأكيد مى‏ورزد كه خداوند مجد و كرامت و عزّت را نصيب سيد الشهدا(ع) خواهد كرد. اين عبارت‏ها برسيد الشهدا(ع)، قربانى كربلا، انطباق دارد ؛ زيرا او تنها كس در ميان همه شهيدان تاريخ است كه اين ويژگى‏ها را دارا مى‏باشد. أرميا از قربانگاه كربلا خبر مى‏دهد در سفر ارميا آمده است: فى هيوم هَهو كاشلوا فى نافلوا تسافوناعل يد نهر فرات‏ فى آكلا حيرب‏ فى سابعا فى راوتا من دمام‏ كى زبيح لأدوناى يهفا تسفاؤوت با ايرتس‏ تسافون إل نهر فرات در آن روز كشتگان در معركه مى‏افتند در نزديكى نهر فرات‏ و نيزه‏ها و شمشيرها سير و سيراب مى‏شوند از خون‏هايى كه در ميدان نبرد جارى مى‏گردد به سبب كشتار ربّ الجنود در زمين‏ واقع در شمال نهر فرات‏ متنى كه ارميا از آن خبر مى‏دهد، به روشنى كامل از قربانگاه طف در كربلاى حسين(ع) پرده بر مى‏دارد. تحليل لغوى‏نشاندهنده سختى حوادث آن روز است. آنجا كه كشتگان در ميدان نبرد مى‏افتند: (كاشلوا فى نافلوا)؛ در شمال نهر فرات:(تسافونا عل يد نهر فرات). آن گاه بر اين نكته تأكيد مى‏ورزد كه شمشيرها و نيزه‏ها از خون‏هايى كه در ميدان نبرد مى‏ريزد سير و سيراب مى‏شود: (فى آكلاحيرب فى سابعا فى راوتا من دمّام)؛ و بار دوّم اشاره مى‏كند كه اين كشتار در شمال نهر فرات اتفاق مى‏افتد: (تسافون إل نهر فرات).اينكه ارميا از سقوط شهيدان و سيراب شدن شمشيرها از خون آنها در زمينى واقع بر نهر فرات خبر مى‏دهد به روشنى دلالت‏دارد بر اينكه آن سرزمين كربلا است. چرا كه عبيداللّه زياد چون عمر سعد را در رأس سپاه فرستاد، در جايى در كنار فرات به‏نام كربلا به حسين بر خورد؛ پس او را از آن منع كردند و ميان او و آب حايل گشتند. اين دو متن واخبارى كه درباره حوادث‏كربلا و پيش آمدهاى سيّد الشهدا(ع) در آنها آمده است، با آنچه از رسول خدا(ص) و ائمه(ع) درباره مظلوميت حسين( ع) واشاره به قتل وى در دوران كودكى‏اش نقل شده است مطابقت دارد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :